با نهایت تأسف، جامعه ادبی، فرهنگی و سیاسی
ایرانیان، نویسنده و شاعری توانا و انسان والای دیگری را از دست داد. منصور
خاکسار، شاعر تبعیدی، که شعرش با زندگی عجین شده بود، در مرگی خودخواسته، در
هیجدهم مارس 2010، برابر با بیست و هفتم اسفند 1388، با خانواده، دوستان و
علاقمندانش وداع گفت و در فقدان خود، همگی را به بهت و اندوهی عمیق فرو برد.
خاکسار، در سال های عمده عمر 71 ساله اش، به
حضور اجتماعی هنر، به عنوان شکننده سکوت رسمی، به عنوان صدایی برای کسانی
که صدایشان ناشنوده شده است و بهعنوان حقّی انسانی که با او زاده میشود،
ایمان داشت. به همین دلیل شعر او هرگز زینت بخش مجلس هیچ قدرتی نگردید.
گرچه بخش مهمی از زندگی منصور خاکسار در
فعالیت های اجتماعی - سیاسی، دستگیری و شکنجه در زندان های شاه و خمینی گذشت
و بخشی دیگر نیز از گزند زندگی در تبعید، مصون نماند، اما طی چهار دهه نوشتن
و سرایش شعر، آثارش همواره آینه ای شفاف از عواطف انسانی و مایه گرفته از
ذهنیتی خلاق و نوجو و سرشار از دوست داشتن، احترام به شأن آدمی و ستایش
زیبایی بوده است.