|
*جایگاه
دین در
دموکراسی
های مدرن *
(بخش
سوم)
-قرن
هیفدهم ، یا
قرن آشوب –جنگهای
ویرانگر
مذهبی و
انقلاب در
انگلستان .
- اگر
چه ترقی و
توسعه در
انگلستان
ادامه داشت و
دنیا نیز
آنرا
تائید
میکرد، امٌا
انگلستان
قرن هیفد هم
، در مسائل
سیاست داخلی
، وارد
جنگهری
خونین مذهبی
شد ، واز
درون این
جنگها ،
آشوبها ، قتل
و کشتارها ،
بلاخره
اندیشه های
سیاسی و
عقاید
متفکرین و
فلاسفه ، در
بر خورد با
واقعیتهای
خونبار
جامعه ،
وتبادل فکری
و عقیدتی،با
دگر
اندیشان ،
آنچنان
همراه با
تسا مح و
مدارا رشد
یافت ، که در
نهایت به
استقرار یک
مکانیسم
سیاسی ثابت و
کار آمد ،
یعنی دموکراسی
پارلمانتاریسم
،
شد که تاکنون
در این کشور
ادامه دارد.
ملکه
الیزابت
اوٌل در سال 1603
از دنیا رفت
، ژاک ششم (جاک
ششم ) پادشاه
اسکاتلند،
که از سال 1567 ،
در اسکاتلند
پادشاهی
میکرد، و از
آنجائیکه
ملکه ا
لیزابت ، قبل
از مرگ ، ژاک
ششم را به
جانشینی خود
انتخاب کرده
بود، به
سلطنت رسید.ژاک
ششم ، فرزند
ماری
استوارت ، و
از طریق دختر
هانری هفتم ،
به خانوادهً
سلطنتی تودور پیوند
داشت . ژاک
ششم ، با
رسیدن به
سلطنت
انگلستان و
اسکاتلند،
به خود لقب
ژاک اول ،
عنوان
پادشاه تمام
انگلستان و
اسکاتلند را
داد، و با ا
ین لقب در
تاریخ
انگلستان
معروف و
مشهور شد.
خانواده
ً استوارت ها
، از همان
ابتدا ، در
بین مردم
طرفداران
قابل توجهی
نداشتند. ژاک
اوٌل ، مایل
بود ، که روش
خود کامگی و
استبداد
را اصول و
روش سلطنت و
حکومت خود
قرار بدهد.ملٌت
با پارلمان ،
که مظهر
آزادی ، و
سنًت
انگلیسی بود
، متحد
شدند،و در
این زور
آزمائی قدرت
، بین شاه و
پارلمان ، اندیشه
های اصلاحات
مذهبی ،نیز
وارد صحنه
سیاست ، و
مبارزات
جامعه شد.اندیشه
های کا لون ،
کم و بیش ، از
طریق هلند به
انگلستان
نفوذ کرده
بود. این
اندیشه ها از
منظر
انتقادی به
قدرت
کلیسائی
کاتولیسیسم
نگاه میکرد،
و بیشتر ناشر
اندیشه های
مساوات طلبی
بود.بخشی از
مردم
انگلستان ،
خصوصأ
پالایش
دینان (les
puritainistes )با
دیدن فساد و
تزویر
دستگاه
کلیسای
کاتولیسیم ،
از تابعیت
دین رسمی
کشور خارج
میشدند،و
آنرا ا با
ارزشهای
ایمانی و
دینی خود در
تضاد می
دیدند.(مثا ل
ایران
امروزی ، در
حالیکه
روحانیون
حکومتی ،
دائم از عدل
علی صحبت
میکنند،
بیعدالتی ،
فساد ،
استبداد ،
سکه رایج در
جامعه امروز
ایران است
)
این
تضاد بین
پادشاه و ملت
از یک طرف ، و
تضاد ایمانی
و عقیدتی ،
بین بخشی از
تودهً مردم ،
با دین
اجباری
ودولتی، و
کلیسای رسمی
، عامل اصلی
دو انقلاب و
جنگهای
مذهبی در
انگلستان
گردیدند، که
جامعه قرن
هیفدهم این
کشور را
کاملأ دگرگون
کرد ند. مجلس
لردان ، از
این انقلاب
تضعیف شد، و
بر عکس ،
مجلس عوام
بیشاز پیش ،
بر قدرت
سیاسی اش
افزوده شد.در
واقع مجلس
لردان ، طبقه
ثروتمندان
را نمایندگی
میکرد ، (امروز
هم چنین است )
، در مقابل
مجلس عوام ،
از بخش عظیم
توده مردم
نمایندگی
میکند.شروع
سلطنت ژاک
اوٌل ، با
بحرانهای
اقتصادی ،
اجتماعی
همراه بود.در
روستا ها ،
هر روز بر
تعداد
کشاورزان بی
زمین و کم
زمین افزوده
میشد.در
مقابل
صاحبان
املاک بزرگ ،
بر وسعت
زمینهای
کشاورزی شان
می افزودند.ودهقانانان
فقیررا
مجبور به
مهاجرت به
شهر ها
میکردند.توسعه
سرمایه داری
، باعث گسترش
صنایع نظیر
ذوب فلزات،
استخراج
ذغال سنگ ،و
گسترش تجارت
شد.افزایش
قیمتها ، که
تا سال 1640،
ادامه داشت ،
طبقه ً فقیر
جامعه را بیش
از پیش
فقیرتر
میکرد.تضاد
طبقاتی
روزبه روز در
جامعه
افزونتر
میشد.طبقهً
بورژوازی بر
این هدف بود
، که بعد از
گرفتن
اهرمهای
اقتصادی ،کشور
، اهرمهای
سیاسی ،و
مدیریت
مملکت را
برای تحکیم
مواضع
اجتماعی و
اقتصادی خود
نیز در
دست بگیرد.
ژاک
اوٌل که از
سال 1603 ، تا سال
1625، بر
انگلستان
سلطنت کرد،
ضمن تکیه بر
روش سلطنت
استبدادی
خود، در
جامعه تبلیغ
میکرد ، که
سلطنت اش
ودیعه
الهی است .
در مسائل
مذهبی هم ،
خواست
پادشاه این
بود ، که همهً
ملت باید ،
وحدت مذهبی
داشته باشند،
مذهب پادشاه
، مذهب ملت
نیز هست.در
ابتدا
کاتولیکها
موافق شاه
بودند، امٌا
بعد از اینکه
به ماهیت
استبدادی
شاه پی بردند،
علیه
او بر خاستند،
و قصد داشتند
، شاه را از
بین ببرند.این
طرح سوء قصد
علیه جان شاه
در تاریخ
انگلستان ،
به « فتنهً
باروت »
معروف است.
گویا
کاتولیکها
تصمیم
داشتند، که
در روز
افتتاح
پارلمان در
سال 1605 ، که
پادشاه
طبق سنت
پارلمانی در
این مراسم
شرکت
میکند،با جا
سازی و تعبیه
باروت در
نکات مختلف
ساختمان
پارلمان ،
آنجا را
منفجر کرده و
شاه را به
قتل برسانند.
کشف این
توطئه ، بر
شدت فشار و
خفقان ، از
طرف شاه علیه
کاتولیک ها و
پروتستانها
شدت یافت.برخی
از موٌرخین
بر این عقیده
اند ، که این
تو طئه کار
خود پاد شاه
بود ، که
میخواست با
این عمل ، به
اختناق ،و
استبداد خود
، چهرهً
مشروعیت
بدهد. (در
جهان سیاست و
قدرت طلبی از
این ترفند ها
و حیله ها
زیاد نمونه
داریم.آ تش
سوزی
رایشتاگ
توسط عوامل
هیتلر ، و
چسباندن این
عمل به
کمونیستهای
آلمان ، برای
مشروعیت
بخشیدن قلع و
قمع آنها
توسط نازی ها
، نمونه ای
از این جنایت
مردم فریبی
ها در تاریخ
است .)
ژاک
اول با
پارلمان هم
مخالفت و
منازعه داشت.خزانهً
دولت
روزبروز
خالی میشد ،
نیرو های
نظامی خصوصأ
نیروی در
یائی
انگلستان رو
به ضعف
میگذاشت.در
دوره ژاک اول
بار دیگر
نیروی
دریائی
اسپانیا ،
عظمت و قدرت
سابق خود را
بدست آورد.ژاک
اوٌل در
حالیکه مایه
انزجار و
تنفر ملت بود
، در سال 1625 در
گذشت.
-شارل
اوٌل.( دوران
سلطنت چارلز
اوٌل -1625-1649).
شارل
اوْل بجای
پدر به تخت
سلطنت نشست.مردم
در ابتدا بر
این امید
بودند، که
صلح و امنیت
، بوسیله این
پادشاه جوان
بر قرار
خواهد شد.
امٌا به زودی
این امید به
یاس مبدل شد.شارل
اول در آغاز
کار میخواست
با پارلمان
همکاری کرده
و مملکت را
اداره بکند،
امٌا در عمل
، نسبت به
پارلمان و
نمایندگان
آن صداقت
نشان نداد .
در سال 1628 ،
پارلمان
متنفر و
منزجر از
رفتار
پادشاه ، و
شکست برنامه
کمک رسانی
انگلستان به
پرتستانهای
فرانسه در
شهر لا روشل (la
rochelle ) ،
اخطاری بر
مبنای حقوق
قانونی
پارلمان ، به
شاه فرستاد،
که در تاریخ
انگلستان به
نام petition
of right معروف
است.از تاریخ
1629 ، شارل اوٌل
مدت 11 سال ، با
تمام و خود
کامگی و
استبداد ،
سعی کرد ،
بدون
پارلمان ،
فقط از طریق
مشاوران و
وزرای خود ،
مملکت را
اداره بکند . (مثل
مرحوم محمد
رضا شاه .
نظام ولایت
مطلقه فقیه
در ایران
امروز، در
عصر هزارهً
سوٌم !).
اسقف
اعظم لود(Laud)،
تصمیم گرفت ،
که با جبر و ا
لزام و
سرکوبی ،
مذهب واحدی
را بنام مذهب
انگلیکن، بر
جامعه
انگلستان
تحمیل بکند.
فساد مالی ،
تصمیم های
نابخردانه
شاه ، روز به
روز ، بر
نارضایتی
های مردم می
افزود.کشور
آبستن
انفجار و
انقلاب بود.
اولین شورش
انقلابی در
اسکاتلند ،
جرقه زد، که
در اصل مسبب
آن ، همان
سیاست اجبار
مذهب واحد
از طرف اسقف
لود بود..(در
حالیکه ملت
در جهنم فقر
و بیعدالتی
ها ناشی
از استبداد
دینی و
سلطنتی
میسوختند،
اسقف لود ،
مثل
روحانیون
حکومتی در
ایرلان
امروز ملت
انگلستان را
میخواست به
زور به « بهشت
خیالی خود در
آن دنیا !؟ »
بفر ستد .
پیروان
فرقه ً پا لا
یش دینان
اسکاتلند،
منطقه را به
آشوب کشیدند.بدون
کوچکترین
انعکاس از
طرف نیروهای
نظامی ، این
شورشیان ،
بطرف جنوب
کشور ، یعنی
منطقه
انگلستان
سرازیر شدند..شارل
اول پارلمان
را فراخواند،
تشکیل رسمی
پارلمان ، و
بحث های
مختلف ، جهت
تصمیم گیری
نهائی ، تا
سال 1660، به
درازا کشید.
مخالفت پار
لمان با روش
حکومت
استبدادی ،
یک عده از
وزرای مستبد
را ، پارلمان
به
مرگ
محکوم
کرد..در
ایرلند
همیشه نا
راضی ،
کاتولیکها
پرتستانها
را قتل عام
کردند.در
لندن که
طغیان و شورش
در حال شکل
گیری بود،
پادشاه دست
به کودتا
علیه
پارلمان زد،
اما در این
اقدام
پادشاه موفق
نشد.شاه از
پایتخت فرار
کرد .سعی کرد
که بکمک
نیروهای
نظامی
وفادار ،
قدرت را
دوباره بدست
آورد.
پارلمان خود
مستقلأ دست
به تشکیل
نیروی نظامی
کرد،و برای
چنین ارتشی
ما لیات
مخصوصی را به
تصویب رساند.
جنگ داخلی ،
بین نیروهای
سلطنت طلب ،و
نیروهای
پارلمان ، به
فر ماندهی الیویه
کرموول ،بمدت
دو سا ل طول
کشید.بلاخره
شارل اول در
سال 1646 در
منطقه ناسبای(Naseby.
)شکست
خورد،و
بوسیلهً
اسکاتلندی
ها ، به
نیروهای
نظامی
پارلمان
تحویل داده
شد.پارلمان
که قبلأ توسط
ا لیویه
کرومول
تصفیه شده
بود ،و
شخصیتهای
رادیکال و
انقلابی در
آن جای گرفته
بودند ، در
سال 1649 جهت
محاکمه شاه ،
دادگاه عالی
تشکیل داد ،و
شاه را به
اتهام خیانت
به ملت و
مملکت ،
محاکمه کرد.در
9فوریه 1649،
دادگاه عالی
، شاه را به
مرگ محکوم
کرد ،و حکم
دادگاه، جدا
کردن سر شاه
از تن به
اجرا ً
گذاشته شد.و
شاه را با
ساطور گردن
زدند.
-جمهوری
انگلستان و
دیکتاتوری
الیویه
کرومول(Olivier
CROMWEL1599-1658
)
ادامه
دارد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به
قلم :کاظم
رنجبر .دکتر
در جامعه
شناسی سیاسی kazem.randjbar@wanadoo.fr
-پاریس
9-سپتامبر 2005-09-07
|