Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

  Cultue & Civilization: A Nation's Trajedy & " " Liar Prophets " Charlatanism- Part 2
By: 
Dr. Kazem Ranjbar
November 2005

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

            

                             تراژدی یک مٌلت، و شارلا تانیزم « پیامبران دروغگو»

                                          (بخش دوٌم)

 

هنوز راه طولانی در پیش داریم، زیرا این بنای جهل ، و خرافا ت، که علنأ با حاکمیت عقل و خرد، و آزادی ، در ستیز هستند، به خاطر جاه طلبی ها و ثروت اندوزی متولیان آن ، از تبلیغ  آنها دست نخواهند کشید. به  همین جهت نیز بافت فرهنگی ، و شعور اجتماعی و سیاسی جامعه ایران  ، تا امروز، مخلوطی از خرافات، و باور های بی پایه است، که روند خرد گرائی و حاکمیت عقل و شعور را مانع میشوند. بی جهت نیست که بخش مهٌمی از ملت ، بر این باورند، که باید دستی از غیب برون آید، و مردم ایرا ن را از فقر و بدبختی و عقب ماندگی نجات دهد! در همهً دوران های تاریخ طولانی کشور ما ، حتی بعضی از روشنفکران، و سخنوران جامعه نیز به این بیماری ما لخولیائی  دچار بودند. آ قا ی « دکتر اهورا» نیز پدیدهً این جامعهً بیمار است. اگر یک فرانسوی گفته  های آقای « دکتر اهورا» را بر زبان بیاورد،  اطرا فیان اش  ، تا دیر نشده  ، او را به یک بیمارستان  روانی منتقل میکنند، خصوصأ  مواظب میشوند، که بیمار  ، به کار های خلاف قانون دست نزند.

 ا مٌا  در ایران چنین نیست، زمانی ، توده ای ها در انتظار آ مدن « تاواریش » های مسکو بودند، که وارد ایران بشوند، و  کشور ما ایران را به« بهشت کمونیزم» تبدیل کنند! چه خانواده  و چه انسانهای  پاک ولی خوش باور در این راه قربانی شدند ! همین امروز یک عده  روز شماری مکنند، ، که بعد از عراق، امریکا ، به  ایران حمله بکند، ا یران این« سرزمین اهورائی ! » را از دست تخم و ترکه « تازیان وحشی» آزاد سازد!یکی از گردانندگان  تلویزیون  سلطنت طلبان مستقر در لوس آنجلس ، با تمام وقاحت ، علنأ گفته است، که اگر سربازان آمریکا، وارد ایران بشوند، من حاضرم  چکمه های این سربازان را ببوسم! این گونه  انتظار کشیدن، برای بیرون آ مدن  دست غیب، و یاری رسانیدن  نیرو های ماوراً ا لطبیعه، و حتی هجوم نیرو های بیگانه، در ادبیات ما، و در بین «روشنفکران» هم روسوخ کرده بود. شاعر« سیاسی !» زمان محمد رضا شاه ، مهدی اخوان ثالث در اوج نا  امیدی  اش از تغیر و ضع جامعه، تا آن حد به قهقرا میرود که در یکی از شعر ها یش، آ شکارا چنین میگوید،:« نادری پیدا نخواهد شد امید، کاشکی ا سکندری پیدا شود. شعر این شاعر که تخلص اش « امید » بوددر این شعر  « نا امیدانه » اش، که ناشی از سا لها ی بعد از کود تای 28 مرداد 1332   است،در انتظار هجوم بیگنگان به وطن اش است. اگر این شاعر سیاسی ما، یک  مقدار مطا لعات تاریخی داشت،  در انتظار نادر و اسکندر  نمیشد،  بلکه میرفت دنبا ل تحقیق ، و پژو هش ، تا ببیند، ملتهای آزاد ، چگونه ،  به د موکراسی دست یافته اند، و از تجربه آنها چیزی می آموخت .آ یا نادر ایران را آ باد کرده بود، که اگر بیگا نگان ویران بکنند، تا حضرات به آ رزو هایشان برسند؟ مهدی آ خوان ثالث ، زیر انتقاد های دیگران ، اینبار کلمهً نادر را از شعرش حذف کرد، و بجای آن  نام کاوه را گذاشت، ا ما نام اسکندر  همچنان  در شعرباقی ماند. بی جهت  نیست، که بخشی از این «هوطنان » که ادعای آزادی خواهی دارند، در جنگ عراق علیه ایران علنأ در خدمت صدام حسین در آمدند، و علیه وطن و ملتشان، با دشمن مهاجم متحد شدند. کسانی که امروز در انتظا ر حمله امریکا به ایران هستند،  افق دید شان  ، جلو تر از دیوار ها ی کاخ سفید، بیشتر نمیرود.

حتما بخشی از هموطنان  هم سن و سال من ، اگر اهل قلم باشند، بخاطر دارند، که شاعر معروف فروغ فرخزاد ، نیز در انتظار ناجی موعود بود. او این انتظار آ مدن را در یکی از شعر هایش چنین بیان میکند:من ، خواب دیدم که کسی میاید....کسی که مثل هیچکس نیست.... کسی که نان را قسمت میکند....و پپسی را قسمت میکند، ... و سینمای فردین را قسمت میکند....»

مرحوم جلا ل آل احمد هم در انتظار آمدن « سید جلیل القدر » بود! متا سفانه  آ ل احمد قبل از آمدن « سید عا لیقدر» در گذشت، و آمدنش را به چشم ندید .« سید عا لیقدر وعدهً قسمت کردن پپسی و سینما را نداده بود، چون این چیز ها را حرام میدانست، امٌا وعد ًه آب و برق و نفت مجانی را به ملت  غرق در  تبلیغا ت خرافات و جهالت دینی  دین فروشان  را داده بود. « سید عا لی قدر، عوض آب و برق و نفت مجانی، گلوله های مرگ را در بین ملت تقسیم کرد، و صدای هر آزادیخواه را به اتهام « مفسد ا لا رض »در گلو خفه کرد،و با دستور  ایشان، در تا بستان 1367، بیش از 3500 نفر را در طول سه ماه ا عدام کردند. تا ریخ این جنایت را هر گز فراموش نخواهد کرد. در عوض اعتیاد ، فقر آوارگی و بیخانمانی رادر اقشار جامعه با گشاده دستی« عا لمانه ، و عارفانه اش ! » اش تقسیم کرد !

چرا ناجی ها ، وشارلاتانها وحقه بازان سیاسی، و مذهبی ، در کشور های دموکراتیک و پیشرفته ظهور نمیکنند؟ آیا  از خود تا کنون سئوال کرده اید، که چرا پروردگار عا لم ، دلا لها و روابط خود را به جهان اسلام ، جهان دنیای خرافات، جهل و عقب ماندگی میفرستد؟ چرا این پیامبران دروغگو، در هزارهً سوٌم  فقط نگران  دنیای اسلا م هستند؟ خداوند عا لم ، و ایمان به پروردگار، پاکی ، تقوا فضیلت، و معنویت ، هیچ ربطی به این حقه بازان ندارند. این شارلا تان ها ، فقط و فقط از نا آگاهی ملتها ی خود سوً استفاده میکنند.

در سال 1998،  گروهای افراطی اسلام گرای الجزایره، با عملیات تروریستی خود، چند بمب در ساعات بسیار شلوغ و پر رفت آمد مردم در متروی پاریس منفجر کردند، که منجر به کشته و مجروح شد، دهها انسان بیگناه شد. به دنبا ل این عملیات، ، نگرانی مردم، و انتقاد از دولت و  دستگاه های حکومتی با لا گرفت.در نظامهای دمو کراتیک، بر خا سته از ارادهً آزاد ملت، دولت  مسئول در برابر نمایندگان برگزیدهً مردم ،وظیفهً اساسی و اصلی اش ،تامین امنیت  جانی، مالی، آزادی فردی،و اجتماعی ملت است. مسلمأ ملت از دولت توضیح میخواستند،که چرا دولت ، در اجرای وظیفهً اصلی خود قصور کرده است، تا جا ئیکه حتی در وطن خود احساس امنیت نمیکند.( خوانندگان این موضوع را با واقعیتهای جامعهً ایران ، چه در زمان محمد رضا شاه، و چه در زمان حاضربخاطر بیاورند،که این دو رژیم، خود با سازما نهای مخفی ، باند مافیائی و جنا یتکارانشان بزرگترین عا مل نا امنی در جامعه بودند، و هستند !دهها روشنفکر و نویسنده و  سیاسیون را در « جمهوری اسلا می » تا کنون به قتل رسانیده اند،و کسی از امران و عملان این جنایتها خبر ندارد !

 

   دولت فرانسه میبایستی به ملت  خودجواب میداد،تا اعتماد ملت ، نسبت به دولت را حفظ بکند. رئیس جمهور فر انسه آ قای ژاک شیراک، همراه با مشاورین خود، یک بحث آزاد و مستقیم تلویزیونی با شهروندان فرانسه سازمان  دادند، و مردم فرانسه از طریق سیستم رله،  و بخشی نیز حاضر در سالن ، رئیس جمهور، شخص اول مملکت را مورد سئو ال قرار میدادند، و در بارهً مسائل امنیتی ، از رئیس جمهور توضیح میخواستند.در بین شرکت کنندگان در سالن، یک دختر جوان دانشجو، در حالیکه در چند متری رئیس جمهر قرار داشت، ، ایشان را مخاطب قرار دادو چنین گفت: آ قای رئیس جمهور ، من بخاطر چشمان زیبای شما به شما  راًی نداده ام، من به شما ،  بعنوان رئیس جمهور، مسئول تامین جانی، مالی، و آزادی های فردی، و اجتما عی خود و هموطنانم راًًی داده ام.اگر من در وطن خود تامین جانی نداشته باشم، وجود این دستگاه عظیم دولت، که هزینهً  ، و حقوق مسئولان آنرا ًمنجمله جنا بعا لی را ملت میپردازد، به چه درد میخورد؟

این جملات  ، برای خوانندگان ایرانی ، که تا کنون در وطن خود، حاکمیت، دموکراسی، مردم سا لاری را تجربه نکرده است، و علنأ پادشاهان،و روحانیون حکومتی او را صغیر  مینامیدند، و هنوز هم مینامند، شاید باور کردنی نباشد.  اما باید اضافه بکنم، که این حقوق  شهروندی در کشور فرانسه ، مفت و مجانی، بدست نیامده است.در این جملات بظاهر سداهً یک دانشجوی جوان فرانسه ، که مستقیمأ رئیس جمهور وطن اش را مخاطب قرار میدهد،، چکیده، پانصد سال مبارزات فلسفی ، اندیشه های سیاسی خفته است ، که این اند یشمندا ن، حتی به قیمت جان شان از آزادی، دمو کراسی،و حقوق شهروندی دفا,ع کرده اند، که در نهایت ، با انقلاب کبیر فرانسه، به بار نشسته است.« پیامبران دروغگو»نظیر ، دکتر اهورا» ، و  شارلا تانهای حقه باز ،پدیده جوامع نظیر ایران  هستند، که با یک حکم حکومتی« رهبرروحانی دائم العمرا نتصابی !»بیش از 80 نشریه را در ایران توقیف میکند، و بیش از 2500 نفر روزنامه نگار، کارمند، کارگرا را بیکار کردند!چه کسی ا منیت مالی  خانواده ها ی آنها را تامین خواهد کرد، برای حاکمان ایران، مسئله نیست. این حقه بازان و شارلا تانها در جامعه نظیر ایران میتوانند رشد بکنند، که در آن شاهزاده رضا پهلوی بعد از27 سا ل اقامت در امریکا، و دیدن علنی با چشمان ،و عقل خود، که جمهوریت، بر سلطنت برتری دارد، در مصاحبهً  ا ش ، با هفته نامهً فرانسوی(  le point) علنأ میگوید: خانم نور پهلوی، دختر بزرگ ایشان، وارث تاج و تخت ایران هستند! به عبارت دیگر، مسئله  این حضرت، مسئلهً ملت، و سرنوشت مملکت نیسث، ایشان فکر جاه مقام، و سلطنت هستند.آ گر کسی واقعأ میخواهد به ملت و وطن خود خدمت بکند، آیا حتمأ باید شاه باشد؟روسای جمهوری های نظیر فرانسه آ لمان، ایتالیا، ا طریش، به وطنشان خدمت نمیکنند؟ اگر ایشان چنین شایستگی در خود سراغ دارند، که میتوانند، به ملت ، و مملکت خود خد مت بکنند، جرا در یک مبارزه انتخا باتی در چهار چوب یک جمهوری ، وارد فعالیت سیاسی نمیشوند؟

 در  راستای پی گیری  رشد  شعور و آ گاهی سیاسی در جامعهً فرانسه ، برای اولین بار ، برای خوانندگان ایرانی، اندیشه  های فلسفِی و سیاسی یک فیلسوف قرن 16  فرانسه را که معا صر دوران سلطنت پادشا هان صفویه در ایران است ، بطور خلاصه در اینجا به تفسیر و نقد میکشم،، تا خوانند گان، با مقا یسه اندیشه های جامعه فرانسه با جامعه ایرانی دوران صفویه عصر حاکمیت آخوند های درباری  متحجر الفکر چون ملٌا باقر مجلسی ها ، شیخ بهائی ها، متوجه بشوند، که سر چشمه این تحولا ت فکری در ارو پا  کجا ست ، و آن حاکمیت خرافات ، و فساد حکومتی در ایران از کجا ناشی میشوند.

 کمتر فیلسوف و متفکری را می توان در جهان سراغ داشت ، که در طول زندگی کو تاه  33 ساله اش، و تنها با نوشتن، یک اثر 40 صفحه ای، بتواند، با تکیه به دلا یل منطقی و مثال های تاریخی، نشان بدهد ، که چگونه ملت ها با دست خود، یوغ بندگی را تا آخر عمر بر گردن میگیرند، و دیکتا تور ها و مستبدان ، با تمام حیله و نیرنگ، به قتل و کشتار، چپاول ثروتهای ملتها وبه  حا کمیت مطلق خود ادامه  ادامه میدهند.

آتین دو لا بئوسی (Etienne de La Boetie) در اول نوامبر 1530 میلادی در شهر کوچک (Sarlat) در یک خانوادهً اشرافی فرانسه به دنیا آمد. بخاطر فوت پدرش، تعلیم و تربیت او را عمویش به عهده گرفت. در قرن شانزدهم رسم بر این بود که خانواده های اشرافی ، آموزش و آ شنایی به ادبیات را با آموختن زبانهای یونانی و لا تین شروع میکردند.اتین دو لا  بئوسی با تسلط به این دو زبا ن بسیا ر غنی، با تاریخ و فلسفهً یونان و روم باستان ، آشنا  شد. او ضمن گرایش به فلسفهً افلاطون ، و سیسرون ، در رشتهً حقوق  ادامهً تحصیل داد . در سن 23 سا لگی ، با اخذ درجهً لیسانس در رشتهً حقوق از دانشگاه « اورلئا ن»، بعنوان قاضی و نمایندهً حقوقی پا دشاه فرانسه ، در هیات قضٌات منطقه بردو «Bordeaux» انجام وظیفه کرد. شهرت و پاک دامنی این قاضی جوان در آن ایالت فرانسه شهرهً عا ٌم و خا ص شد. متاًسفانه این مرد متفکر در سال 1563 ، در سن 33 سالگی بعلت ابتلا به بیماری  و با، چشم از جهان بست.

شهرت این قاضی جوان ، علا وه بر شخصیت ا نسانی و علمی  اش ، بخاطر نوشتن کتاب مشهوری است ، که از خود بجای  گذاشته است. اثر معروف او بنام : « خطابهً ای بر بندگی داوطلبانه » (Discours de la Servitude Volontaire)، با وجود اینکه 40 صفحه بیش نیست، امٌا تا کنون  دهها متفکر و محقق معروف در جهان فلسفه و سیاست ، روی آن تز دکترا   و نقد نوشته اند.

قرن شانزدهم ، حد اقل در اروپای غربی ، یک قرن کلیدی از منظر فلسفهً سیاسی محسوب میشود.جنگهای مذهبی، قتل عام و ویرانی   های ناشی از این جنگها قحطی و گرسنگی ، در طول این قرن اروپا را فرا گرفته بود. همهً این جنایتها و کشتار ها ، که هر یک از صاحبان قدرت ، بظاهر بنام خدا و دین ، ولی در حقیقت برای سلطه گری و ارضاً شهوت قدرت  ، و ثروت اندوزی راه انداخته بودند، بلا خره این سئوا ل اساسی را در یک بعد حد اقل قارهً اروپا و مراکز علمی و   د ا نشگاهیان متفکر و صا حبان اندیشه گذاشت ، که تا امروز در هزارهً سوم ، بعد جهانی بخود گرفته است.این سئوا ل در دو سطر کوتاه چنین خلا صه میشود:ما هیت و مشروعیت قدرت حکومتی چیست ؟منشا ً دولت چیست؟مشروعیت دولت از کجا ناشی میشود ؟

وقتی که طی سالیان طولانی ، زنان و ما دران آرژانتینی از رهبران دیکتاتور و خود کامهً آرژانتین سراغ شوهران و فرزندانشان را میگرفتند،وقتیکه در پائیز 1989، ساکنان برلین ، دیوا ر معروف حا کمیت دیکتاتوری کمونیزم را فرو ریختند،وقتیکه ساکنان مسکو در تا بستان 1991 از روی تانک های کود تا چیان کمونیست با لا رفتند،و آن کودتا را عقیم گذاشتند، احتمال بسیلر کم است، که این انسانها ی آ زادیخواه و مبارزان ضد استبداد « خطابهً ای بر بردگی دا وطلبانهً » اتین دو لا بئوسی را خوانده بودند.با وجود این ، همین اثر معروف چه در گذشته و چه امروز ، بطور روشن بیان میکند، که این خود انسانها هستند، که با قبول داوطلبانه، یوغ بردگی و خدمت به حا کم مستبد را  بر گردن میگیرند.روزی که مردم اراده بکند، (با نا فرمانی مدنی )و حا ضر بشوند، تن به بردگی ندهند،هیچ قدرت طاغوتی نمیتواند، به حیات خود ا دامه بدهد.

لا بئوسی در اثر معروف خود چنین میگوید : (...) «..باز هم حا کم مستبد، تنها ، بریده از مردم، لا زم نیست علیه او قیام کرد.لازم نیست او را از تخت قدرت پائین کشید، حا کم مستبد، خود مظهر شکست است. لازم است که ملت تن به بردگی ندهد. نباید از حاکم مستبد چیزی گرفت، کافی است ، که به او چیزی نداد احتاج نیست که ملت بخود رنج و زحمت بدهد ، و همه چیز را در خدمت حا کم مستبد بگذارد ، و برای خود و آینده اش ، کاری انجام ندهد،کا فی است که ملت ، بردگی خود را از حا کم مستبد، پس بگیرد، و خود را بخاطر بردگی برای حا کم مستبد، از همه چیز محروم نکند.» (از کتاب خطابهً ای بر بردگی داوطلبانه، ، به زبان فرانسه ). اتین دو لا بئوسی  زیر بنای نا فرمانی مدنی  علیه حا کم مستبد را پانصد سال پیش طرح میکند. در مبارزات آ زادیخواهانهً ملتهای هندوستان و آفریقای جنوبی ، مهاتما گاندی و نلسون ماندلا ، اندیشه های اتین دو لا بئوسی را بکار گرفتند. اتین دو لا بئوسی چند سطر پائین تر ، چنین مینویسد.(...)  « وقتیکه ساختمانی آتش میگیرد، احتیاج نیست که شما حتمأ روی آتش آب بریزید ،که خاموش شود،بلکه لازم است که با ا فزودن هیزم های خشک ، آتش را تند و تیز نکنید ».لا بئوسی عقیده دارد ، که با مبارزهً قهر آمیز علیه استبداد حاکم ، آزادی و د موکراسی حا صل نمیشود، چون ، خود حا کمان بر آ مده از انقلا ب قهر آ میز ، به نوبهً خود تبدیل به حا کمان مستبد میشوند. انقلابهای خونین فرانسه  ، روسیه ، و ایران ، بهترین گواه این نظریه هستند.

چند لحظه روی این نظریه، لا بئوسی در رابطه با ماهیت حا کم مستبد و  رابطهً او با ملت  را مورد دقت قرار میدهیم .با مطا لعه نظرا ت  او ، خوانندگان متوجه خواهند شد ، که مثا لها و نمونه ها ی ایکه  او از حا کم مستبد میآورد،با وجود گذشت 500 سال ، هنوز هم در طبیعت و رفتار حا کمان مستبد عصر ما ، قابل مشاهده هستند.

لا بئوسی چنین میگوید :«...ما انسانها ، نه تنها با داشتن آزادی ، بدنیا آمده ایم ، بلکه دفاع از آن وظیفهً ماست. آزادی انسان بزرگترین ثروت او ست .» لا بئوسی در تائید عقیده و ایمانش ، به آزادی ا نسان از شاعر معروف ایتا لیایی قرن چهاردهم ، دانته کمک میگیرد، میگوید :او به جستجوی آزادی خود میرود ، آزادی ایکه برای کلیت هستی  او آ نقدر گرامی است، که میداند ، چه بسا برای دست یافتن به آزادی ممکن است جانش را نیز فدا بکند » و اضافه میکند:  توجه نمیکنند،  که انسانها به آن چیزی تبدیل میشوند، که خود میخواهند ، و یا آنچنان به شخصیت ا نسانی خود بی تفاوت میشوند، که اجازه میدهند، حا کمان مستبد ، آ نها را به بردهً خود تبدیل بکنند.سقوط معنوی انسان نا شی از اطاعت کور کورانهً او از آ داب ، و سنتهای خرافی و متحجرانه است.همراه با تولد انسان یک نوع تنبلی  نیز بدنیا میاید، که در بعضی از انسانها به طبیعت ثانوی او تبدیل میشود. ا گر چه طبیعت انسان ، ذاتأ حق آزاد زیستن  او را تضمین میکند، ، و تعین سرنوشت و آینده ً هر انسان  حق مسلم اوست ، امٌا عا دات و رسوم حا کم در بطن جامعه ، شخصیت او را میسازند. چگونگی این سقوط و انحراف آن بسیار پیچیده است . آ داب و رسوم ( ارتجائی و خرافی )نقش بسیار منفی و اساسی را در بروز آن بازی میکنندو انسان را از طبیعت ذاتی خود خارج کرده و در او یک طبیعت ثانوی با محتوای منفی ، پدید میآ ورند. این آ داب و روسوم ارتجائی  زهر سیٌالی را در جامعه پخش میکند، که حا کمیت عقل و منطق را در بطن جا معه به خواب میبرد.

 این زهر، تما م بذر نیکی را که طبیعت به انسان ارزانی داشته  است  ، از بین میبرد، و میپوساند. انسان از بعد معنوی خارج شده ، و به آن درجه سقوط میکند، که حتی  ارزشهای انسانی در وجود خود را  نیز به فراموشی میسپارد، و امکان باز بر خاستن و روی پای خود ایستادن  را از دست میدهد.انسان زیر فشار آ داب و سنتهای ارتجا عی و خرافی ، زمینهً خاموشی نور و روشنائی عقل وخرد را فراهم میسازد، و تا عمق تاریکی و ظلمت پیش میرود.  این انسان غرق در تاریکی و ظلمت ، از جنبهً روحی و روانی خود را برای بردگی حا کم مستبد ، آ ماده میکندو قبول میکند، که یوغ بردگی را برای همیشه ، گردن بگیرد.

از نظر لا بئوسی ، دومین عا مل سقوط انسان ، ما هیت نظام استبدادی است. فراموش نکنیم ، همیشه بین ارباب و برده یک رانطهً دیالکتیک و جود دارد. هر انسانی  تن به بردگی نمیدهد و هر انسانی نیز حا کم مستبد و طاغوت مطلق نمیشود.لا بئوسی  کا ملأ  این مسئله مهم  را میشناسد. او خطر قدرت را که انسانها را تبدیل به دیو و هیولا میکند ، آگاه است،  و آنرا افشا میکند. لا بئوسی میگوید :«قدرت مطلق(Imperium قدرت مطاق در زبان لا تین) معرف و افشا گر شخصیت درونی مستبدان است» و تا کید میکند، :«در ذات فردی  که بر ملت فرمان روائی میکند، همیشه این خطر نهفته است ، که او را تبدیل به یک دیکتا تور خود کامه بکند »

استبداد مطلق پا دشا ها ن ، در گذشته ، و « روحانیون حکومتی » حا کم در ایران امروز ، کا ملأ نظریه لا بئوسی را تا ئید میکنند.به همین جهت  یک فرد آ زادیخواه نمیتواند عقلأ و منطقأ سلطنت طلب باشد. خصوصا در جا معه ایکه  قرنها باور های خرافی ، پادشاه را سایهً خدا ، پدر ملت ، در مغز های ساده اندیشان جای داده است. لا بئوسی میگوید:«در هر نظام سلطنتی ، نطفهً استبداد خوا بیده است.پادشاه هر لحظه اراده بکند، تبدیل بیک مستبد خود کامه میشود.قدرت یک فرد ، همیشه بر گردهً یک ملت سنگینی میکند. سلطه گر همیشه مدعی است ، که بر جان و مال ، نامو س ملت حق حا کمیت ،و و ما لکیت دارد.پادشاه وارث ، بر این باور است ، که مملکت  ملک اوست، و ملت  رعا یا و نوکران او هستند.حا کم مطلق هم  ولو اینکه ممکن است  از طرف ملت انتخاب  بشود ، امٌا سعی دارد در تاریخ برای خود یک سلسله ثبت کند.

 ولایت مطلقه فقیه  درایران امروز امروز، کاملأنظریه لا ئوسی را تائید میکند. از ا ول انقلاب تا کنون یک عدهً بسیار محدود  «روحانیون حکومتی »بصورت یک سلسله منحصر  بطور استبدادی و   در ایران حکومت میکنند. .( ادامه دارد)

*پاریس 18 آوریل 2005به قلم  کا ظم رنجبر . دکتر در جا معه شناسی سیاسی kazem.randjbar@wanadoo.fr

**-استناد به این مقا له بطور کا مل و یا اختصار ، با ذکرنام نویسنده ،و سایت عصر نو، بلا مانع است.

 

 
 
 

 

بازگشت به صفحه اول

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.