|
حاکمیت
با آتش بازی
می کند
از
آغاز جمهوری
اسلامی تا
امروز هرچند
سال یک بار
تصفیه ای در
نظام صورت
گرفته و
هربار گروه
های همراه
حاکمیت
تقریبا نصف
شده اند.
اینبار نیز
علی خامنه ای
توانست به
کمک
انتخابات
ریاست
جمهوری بخش
دیگری را
کنار بگذارد،
حاکمیت را از
نظر
ایدئولوژی
یکدست تر کند
و دیکتاتوری
فردی خود را
بلا منازع تر
نماید. به
نظر میرسد
آنهائی که
تصور میکنند
فرادستی
گروه افراطی
مذکور به
غلبه عاقلان
بر تند روان
دستگاه
خواهد
انجامید، در
اشتباه
باشند. این
اشتباه ممکن
است باعث جدا
ماندن آنان
در لحظات
سرنوشت ساز
از صفوف
مبارزات
مردم شود.
مکانیسم
قدرت
دیکتاتوری،
آنهم قدرت
مبتنی بر
گروه های
افراطی،
ایجاب میکند
که حاکمیت از
کنار گذاشته
شدگانی که در
قدرت بودند
هراس داشته
باشد و آنها
را تا بی اثر
نمودن کامل
راحت نگذارد.
همه
شواهد دلالت
بر آن دارد
که گروه
افراطی حاکم
بر خلاف قولی
که داده است
اگر وضع
اقتصادی
کشور را به
مراتب بدتر
نکند، آنرا
بهتر نخواهد
کرد. رفتار
این گروه با
بازار بورس
تهران یک
نمونه است.
به نظر می
رسد دید آنها
از مسائل
اقتصادی،
ابتدائی و در
حد تقسیم
مستقیم پول
حاصله از نفت
میان مردم
محتاج بدون
بهره برداری
دراز مدت از
آن، فراهم
آوردن فضای
لازم برای
سرمایه
گذاری، بالا
بردن تولید و
ایجاد
اشتغال است.
تقسیم در آمد
نفت مانند
قطره آبی بر
آتش احتیاج
جامعه است و
نتیجه آن
میتواند
بالا رفتن
قیمت ها و در
آخر سخت تر
شدن وضع
اقتصادی
مردم باشد.
حاکمیت
خامنه ای،
احمدی نژاد،
طبسی، یزدی،
حل مشکلات
جامعه را
سرکوب، ترور،
شکنجه و
گروگان گیری
می داند و
هنوز درک نمی
کند که
استفاده از
این ابزار
شاید صدا را
برای مدتی
خاموش کند
ولی مساله را
حل نمی کند.
رفتار
حاکمیت با
گنجی و سایر
آزادی
خواهان، قول
"حل مساله
حجاب" در
آینده،
اتفاقات
مهاباد،
اشنویه و
غیره همه
نشانه آن است
که گروه
افراطی حاکم
در تدارک
یورش های
جدیدی به
حقوق و آزادی
های مردم است.
آنطور که
پیداست
نتیجه چنین
یورش هائی
تشدید
مقاومت مردم
است.
برای
دیکتاتوری
ها همیشه یک
راه پوشاندن
ناتوانی ها
در اداره
کشور، دامن
زدن به
تشنجات یا
جنگ با
بیگانگان
بوده است. چه
وقتی افکار
متوجه جنگ شد،
حذف مخالفان
برای آنان
ساده تر است.
اینکه در
گرفتن جنگ
جان و زندگی
انسان ها و
ثروت های
عظیم ملی را
به باد می
دهد، برای
آنها یک امر
ثانوی است.
مردم
ایران که سال
ها است برای
آزادی،
حاکمیت ملی،
عدالت
اجتماعی و
صلح مبارزه
می کنند و در
این راه
قربانی های
زیادی تحمل
کرده اند
سزاوار این
دیکتاتوری
فردی نبوده و
نیستند.
بویژه آنکه
خطر آن وجود
دارد که گروه
افراطی حاکم،
میهن ما را
با فاجعه ای
عظیم روبرو
سازد. برای
مقابله با
دیکتاتوری و
بروز فاجعه
مهم آن است
که اول از
همه به خوش
بینی های بی
مورد در مورد
حاکمیت
پایان دهیم و
خطرات موجود
را واقع
بینانه
ارزیابی
کرده از همان
آغاز اجازه
ندهیم رژیم
یکپارچگی
صفوف مبارزه
ما را شکسته
و مبارزین را
جدا جدا به
سلاخ خانه
بفرستد. دفاع
عمومی از
آزادی اکبر
گنجی اولین
قدم و یک سنگ
محک است. آیا
خواهیم
توانست
مقاومت مدنی
خود جوش
امروز را به
یک جنبش مدنی
در سراسر
کشور تبدیل
نمائیم؟ اگر
موفق شویم
هم قدرت
واقعی مردم
را نشان داده
ایم، هم
زمینه
مناسبی برای
استقرار
آزادی و
حاکمیت ملی
فراهم نموده
ایم و هم
کشور را از
خطر جنگی
فاجعه آمیز
رها ساخته
ایم.
سایت
ملیون ایران
سه
شنبه 11 مرداد
1384
http://www.melliun.org/
|