Iran National Front, USA

Home Page

Site Map

Return to Document Page

National Resistant Movement Organization
 ( Nehzat-e Mogavemate Melli )Statement on  
" The Necessity to Stop Operations on the Nuclear Energy
 in Islamic Republic- October 13, 2004
نقل از سایت ایران امروز

 
در مورد ضرورت منع بهره‌برداری از انرژی اتمی در جمهوری اسلامی
  • تلاش جمهوری اسلامی برای دست‌یابی به فن‌آوری انرژی هسته‌ای آخرین تقلاهای حکومتی استبدادی است که برای نجات خود از سرنوشت محتوم اضمحلال برای ادامه حیات به بمب اتمی متوسل شده است.
  • نگرانی‌های جامعه جهانی از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی قابل فهم است ولی آنچه ملیون ایران را در مجموع نسبت به این ماجراجوئی جدید مافیای قدرت در ایران بیمناک می‌سازد، عواقب به مراتب خطرناک‌تر این ماجراجوئی برای کشور، مردم و نسلهای آینده ایران است
  • Wed 13 10 04 - 16:40
    تلاش جمهوری اسلامی برای دست‌يابی به فن‌آوری انرژی هسته‌ای آخرين تقلاهای حكومتی استبدادی است كه برای نجات خود از سرنوشت محتوم اضمحلال برای ادامه حيات به بمب اتمی متوسل شده است. سران حكومت كوشش می‌كنند با حياتی جلوه دادن بهره‌برداری از انرژی اتمی نگرانی برخی گروههای وابسته به مافيای اقتصادی را كه بيمناك از عاقبت نامعلوم حكومت می‌خواهند مال و منال اندوخته را به سواحل عافيت برسانند، با تجهيز جمهوری اسلامی به بمب اتمی برطرف نمايد.
    اتخاذ سياست دفاع از انرژی اتمی بی‌دليل نيست. طولانی نمودن عمر نظام بهر قيمت و آرام نگهداشتن مردم ناراضی بهر شكل نگرانی سردمداران حكومت را تشديد و آنها را مجبور نموده با بحث تعليق يا ترغيب غنی‌سازی با غرب معامله بر سر حفظ نظام را با برقرار كردن فضای اختناق و سركوب در داخل گره بزنند. نا رضايتی روز افزون مردم از حكومت كه خود را در دو انتخابات اخير نشان داد و احتمال دخالت نظامی آمريكا و انگليس كه در دو كشور همسايه ايران يعنی افغانستان و عراق حكومت‌های اين دو كشور را تارومار نمود، سران جمهوری اسلامی را بر آن داشته، برای برطرف ساختن ترديد هواداران خود به آخرين حربه يعنی دفاع اتمی و موشكی از حكومت متوسل شوند. بندبازی غريبی نيز كه براه انداخته‌اند از اين نياز سرچشمه می‌گيرد. نگاهی كوتاه به عكس‌العمل‌های گروههای مافيائی قدرت اين مسئله را روشن می‌كند.
    ضرب العجل دو ماهه شورای حكام آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای كه در روز پنج شنبه ٥ آذر ماه (٢٥ نوامبر) به اتمام می‌رسد، آخرين مهلتی است كه برای بررسی كامل و نهائی برنامه‌های هسته‌ای ايران در نظر گرفته شده. در صورت به نتيجه نرسيدن تحقيقات آژانس بين‌المللی، شورای حكام اين سازمان مجبور خواهد شد در نشست آينده خود به تصميم مشترك ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل برسد. بنظر می‌رسد كه ولايت فقيه و سران مافيای قدرت از چنين اقدامی استقبال می‌كنند. برای اثبات اين امر كافی است به گذشته رجوع كنيم.
    توافقنامه جمهوری اسلامی كه در مهرماه سال گذشته بين ايران و سه كشور اروپائی منعقد شد، بر اين اساس صورت گرفت كه حكومت اسلامی متعهد شود برنامه غنی‌سازی اورانيوم خود را به حال تعليق در آورد. چرا و به چه دليل حكومت اسلامی به اين تعهد پايبند نمانده است و به چه قصد و نيتی سه كشور اروپائی را در مقابل فشار دولت آمريكا قرار داده تا ارجاع نهائی پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی به شورای امنيت سازمان ملل ممكن شود، روشن است. حكومت جمهوری اسلامی از اينكه يك قدم ديگر به تحريم اقتصادی به خاطر «نقض معاهده عدم توليد و گسترش سلاحهای هسته‌ای» نزديك شود، ابائی ندارد.
    اظهارات سران حكومت اين حدس و گمان را به يقين تبديل می‌كند. زمانيكه فرمانده كل سپاه پاسداران اعلام می‌دارد، ايران می‌تواند «معادلات خاورميانه را برهم زند و آمريكائی‌ها و غربی‌ها بايد قدرت هسته‌ای ايران را بپذيرند»، و يا‌ هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، درست در اين لحظه كه سازمان بين‌المللی انرژی اتمی موكدا از ايران خواسته است تا فعاليت‌های هسته‌ای خود را متوقف سازد، به جهان نويد می‌دهد كه برد موشكهای شهاب ٣ و غيره تا فاصله بيش از دو هزار كيلومتر می‌تواند هر هدفی را مورد اصابت قرار دهد، و يا زمانيكه يك نماينده مجلس شورای اسلامی ابراز می‌دارد «ما جزو ده كشور برتر هستيم. در صورتيكه ما مجهز به فناوری هسته‌ای شويم، قطعا آمريكا ديگر نمی‌تواند با ما درگير شود» و همزمان با او ، جنتی، دبير شورای نگهبان ابراز می‌دارد «آمريكا بداند كه ما در ايران به كوری چشم آنها در زمينه فن‌آوری هسته‌ای فعاليت می‌كنيم»،
    برای جامعه جهانی جای هيچگونه ترديدی نمی‌ماند كه قصد واقعی حكومت ايران از اين تحريكات دستيابی به بمب اتمی است. كشورهای غربی از دو سال پيش تا كنون، يعنی از زمانيكه در باره ابعاد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اطلاعات دقيق و كافی بدست آورده‌اند، می‌دانند كه حكومت اسلامی چنان زير ساختهائی را در ايران ايجاد كرده كه با اتكا به آن می‌‌تواند به توليد سلاح‌های هسته‌ای بپردازد.
    آيت‌الله روحانی دبير شورای عالی امنيت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای ايران در جواب به اين سوال كه وقتی هيج زير ساختی برای استفاده صلح‌آميز از غنی‌سازی اورانيوم در ايران وجود ندارد، چرا ايران به غنی‌سازی ادامه می‌دهد، می‌گويد: «برای حل مسئله هسته‌ای ايران از طريق سياسی يا روياروئی، مسئولان جمهوری اسلامی آماده هستند»
    با وجود چنين داده‌ها و ابرازات صريحی، سخنان آقای خاتمی، رئيس جمهور اصلاح طلب، كه می‌گويد: « ...هر تضمينی را مبنی بر اينكه به سمت دستيابی به سلاح اتمی نمی‌رويم به جامعه جهانی خواهيم داد» به يك شوخی می‌ماند. آقای خاتمی فراموش می‌كند كه بی‌اعتمادی به قول و عمل حكومت جمهوری اسلامی مسئله ديروز و امروز نيست. اين بی‌اعتمادی از ٢٥ سال فعاليت مخرب اين حكومت در روابط بين‌المللی و بخصوص نقض پيگير قوانين و قراردادهای بين‌المللی سرچشمه می‌گيرد. حكومتی كه در شرايط حساس خاورميانه به تروريسم اسلامی دامن می‌‌زند و اين گروه‌ها را مورد حمايت قرار می‌دهد، رژيمی كه از به نتيجه رسيدن روند صلح و آرامش در اين منطقه بطور مستقيم و غير مستقيم ممانعت بعمل می‌‌آورد و در صدد است تعادل را در اين منطقه بهم بزند، مرجعی نيست كه بتوان به قول و عمل آن در مورد استفاده صلح‌آميز از انرژی هسته‌ای اعتماد كرد. نگرانی‌های جامعه جهانی از دستيابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی قابل فهم است ولی آنچه مليون ايران را در مجموع نسبت به اين ماجراجوئی جديد مافيای قدرت در ايران بيمناك می‌سازد، عواقب به مراتب خطرناك‌تر اين ماجراجوئی برای كشور، مردم و نسلهای آينده ايران است.
    حكومت جمهوری اسلامی از بدو پيدايش خود تا كنون اثبات كرده است كه كوچكترين ارزشی برای جان انسان‌ها قائل نيست. حكومتی كه برای دستيابی به قدرت سياسی و استمرار آن تا كنون از فجايعی همچون آتش زدن سينما ركس و سوزاندن مردم بيگناه، گروگانگيری كاركنان سفارت آمريكا و ديگر تحريكاتی كه موجب جنگ و ادامه بيهوده آن شد، خودداری ننموده است، اكنون نيز از اين كه سلاح اتمی را در اختيار انواع و اقسام تروريست‌های اسلامی بگذارد ، ابائی نخواهد داشت.
    سران حكومت ايران هيچگونه نگرانی از اين بابت كه ممكن است با بمباران تاسيسات اتمی ايران بخش مهمی از خاك ايران به اشعه اتمی آلوده شود و هزاران نفر جان بسپارند، ندارند. برعكس، با تحريك و ترغيب عملا زمينه‌ای را فراهم می‌سازند كه اين حمله صورت بگيرد تا از اين طريق بقاء رژيم‌های اختناق و ترور با اتكا به تركيبی از بمب اتمی و بنيادگرائی اسلامی در منطقه «نهادينه» شود.
    استبداد ولايت فقيه تلاش می‌كند با تاكيد بر حقوق ايران در استفاده از انرژی اتمی برای اهداف صلح آميز اينطور وانمود سازد كه اين خواست يك حق ملی است تا از اين طريق «وفاق ملی» را كه بر عليه اين حكومت شكل می‌گيرد، متزلزل نمايد. نگاه كوتاهی به برنامه حكومت نشان می‌دهد كه پافشاری مظلومانه بر حق مسلم استفاده صلح‌آميز از انرژی اتمی تا بحال چيزی جز وابستگی سياسی و اقتصادی برای ايران ببار نياورده است. حدود سی سالی است كه دو حكومت سابق و لاحق در آمد ارزی كشور ما را صرف دستيابی به انرزی اتمی نموده‌اند. پس از صرف ميلياردها دلار بودجه كشور بجز اسارت وابستگی به صنايع اتمی در غرب و شرق چه چيزی جز وابستگی سياسی و اقتصادی كه انتهائی ندارد، نصيب جامعه شده است؟
    روشنگری حكم می‌كند كه قصد و غرض اصلی حكومت اسلامی را از رويكرد به انرژی اتمی برملا كنيم و اعلام داريم كه چنين رويكردی به هيچ وجه به استقلال منجر نخواهد شد، بايد اعلام داشت كه انرژی اتمی تا كنون هيچ بهره اقتصادی نداشته و منظور حكومت نيز از دستيابی به اين انرژی فقط و فقط برخوردار شدن از يك حربه جديد بمنظور مانوری به ضرر مردم در روابط خارجی است تا از اين طريق بقاء نظام پوشالی جمهوری اسلامی را تا مين نمايند.
    وابستگی به تكنولوژی عقب مانده كشوری مانند روسيه، كشوری كه صنايع اتمی آن فاجعه چرنوبيل را آفريد ودر نظر نگرفتن اين امر حياتی كه ايجاد تاسيسات اتمی در مناطق زلزله خيز ايران خواه نا خواه عملی غير مسئولانه و فاجعه‌آميز است، بخشی از ابعاد خطرناك استفاده از مواد راديو آكتيو را در جامعه عقب مانده ما نشان می‌دهد. حكومتی كه هنوز قادر نيست از اتفاقاتی همانند آنچه كه در يكسال قبل در ايستگاه راه آهن نيشاپور رخ داد، جلو گيری نمايد، چگونه قادر خواهد بود امنيت رآكتورهای اتمی را حفظ نمايد. مردم ايران بايد بدانند كه در صورت وقوع حادثه‌ای همانند آنچه كه در چرنوبيل رخ نمود چه سرنوشت شومی در انتظارشان است. آنها بايد بدانند با براه اندازی تاسيسات اتمی توسط اين حكومت نه تنها حيات مليون‌ها نفر به خطر می‌‌افتد، بلكه مناطق وسيعی از كشور نيز برای قرن‌ها غير قابل سكونت و كشت خواهد شد. بايد به مردم گفت كه تكنيك پيچيده و حساس انرژی اتمی كه به درجات بالای تخصص و آمادگی فنی نياز دارد حتی در كشورهای پيشرفته جهان نيز موضوعی حل نشده است و بسياری از اين كشورها با مشكل از بين بردن زباله‌های اتمی دست به گريبانند، چه برسد به ايران كه نخبگان علمی آن اكثرا كشور را ترك نموده‌اند. مردم بايد از خود سوال كنند، ضمانت اجرائی كنترل و پاسخگوئی به اين خطرات احتمالی با چه كسی خواهد بود؟ آيا می‌توان به حكومتی كه بجای پاسخگوئی به مردم، تصميمات خود را ناشی از توشيح امام زمان می‌داند، اعتماد نمود؟ آيا در شرايط سياسی موجود از نظر علمی و تكنيكی كنترل و نظارت مردم و نمايندگان آنها بر اين تاسيسات ممكن است؟ بيست و پنج سال است كه اين حكومت بجای بهره برداری از منابع گاز زير زمينی، بهره برداری از انرژی‌های طبيعی ديگر مانند نيروی خورشيد، باد، آب و ... تمام در آمد ناشی از نفت را يا حيف و ميل نموده و يا به هدر داده است. در زمانيكه قيمت نفت در بازارهای جهانی به بالاترين سطح رشد خود رسيده است بايد هشتاد در صد جامعه فقير و درمانده ما به وضعيت كشورهائی همچون تركيه كه از اين نعمت برخوردار نيستند، غبطه بخورند. آيا دستيابی به انرژی اتمی تغييری در اين وضعيت ايجاد خواهد كرد؟
    بنا بر آنچه كه گفته شد نهضت مقاومت ملی ايران بر اين اعتقاد است كه بايد بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای حداقل تا زمانی كه حاكميت مردم و دمكراسی، كنترل جامعه را برحكومت نهادينه نكرده است، به حالت تعليق در آيد. احساس مسئوليت ملی حكم می‌كند كه قصد و غرض اصلی حكومت اسلامی را از رويكرد به انرژی اتمی بر ملا كرده و بجای آن اتكا به منابع زير زمينی گاز، دست يافتن به طرق بهره‌برداری از انرژی‌های طبيعی و بدون ضرر و استفاده درست از منابع نفتی برای زير سازی اقتصاد عقب مانده و ايجاد كار در اين زمينه را برای اقتصادی سالم تبليغ نمائيم.
    نهضت مقاومت ملی ايران از نخبگان علمی و مبارزين راه آزادی می‌خواهد كه برای پيشگيری از دستيابی اين حكومت به انرژی اتمی به اقدامی يكپارچه و متحد دست بزنند. نيروهای آگاه وظيفه دارند مردم و بخصوص نسل جوان را كه خواهان صلح و امنيت پايدار در ايران می‌باشند، متوجه خطرات سازند. جامعه جهانی بايد بداند كه اكثريت جامعه ما خواهان همزيستی مسالمت آميز با كشورهای ديگر جهان است و جنگ طلبی‌ها و ماجراجوئی‌های اقليتی انگشت شمار را نبايد به حساب مردم ايران گذاشت. بايد آماده و هشيار باشيم تا بتوانيم مشتركا با دعوت مردم به مقاومت مدنی و اقدامات عمومی در ايران، جام زهر را اين بار قبل از شروع جنگی ديگر و قبل از مليونها قربانی جديد به مسئولين اين امر بنوشانيم.

    ايران هرگز نخواهد مرد
    هيات اجرائيه نهضت مقاومت ملی ايران
    چهارشنبه ٢١ مهر ١٣٨٣
    http://www.melliun.org/nehzatm.htm

    نهضت مقاومت ملی ايران
    بنيانگذار دكتر شاپور بختيار
    National Movement of the Iranian Resistance
    NAMIR
    founded by Chapour Bachtiar
     

     

    2
    3
    4

    Return to Document Page

    بازگشت به صفحه اول

    Persian Font
    Free Download

    Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
    And visit
    JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

    This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
    Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
    Contact@JebheMelli.net
    Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

    © Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.