|
Saddam Trial: Who is in charge?
Kourosh Zaim
Unlike Milosevic's and the Nuremberg trials, Saddam's is
not so straight forward, and the plaintiffs not so much in command
position.
Saddam was initially to be charged with some 500 counts
of crimes for which documentation and witnesses can be produced. The
charges were later reduced to ten most publicized, such as killings of
religious leaders, executions of hundreds who rebelled against him in
1977, assassinations in foreign lands, war against Iran, invasion of
Kuwait, use of chemical weapons, etc. Under the laws governing the
trials, he could be sentenced to death thousands of times. But, that's
not what's happening.
First of all, because of the time it takes to prepare
"defense documentation", Saddam is now being tried only for mass
executions in Dujail where he ordered murder of some 148 people, torture
and detention of some 4000 inhabitants in Samawa desert and destruction
of all orchards in retaliation of attempt on his life. The crime may
seem gruesome, but it's one his milder achievements!
After months of preparation, first day of trial was all
devoted to procedural matters, Saddam's plead of not guilty and his
questioning of the legitimacy of the court. He claims he committed no
crime, because it was the Iraqi law being administered for crime against
the state. He had merely signed the death verdicts as the head of state
which he still is! The second session also ended in delay, seeming more
deliberate than procedural. Observing the trial, it seems to me that
there is no real will to try Saddam Hussein.
The Americans I think plan to achieve two goals by
supporting the dragging process. One is for display of the due process,
as is practiced in English Law, as a show of fairness and democracy in
action, thus legitimatizing their ulterior design for a western-style
democratic government in Iraq as the fairest of them all. The problem is
that Iraq's French-Egyptian style legal system of Hammurabic and
Napoleonic heritage does not exactly conform. Here, there is no jury and
the chief of five-judge panel is also the chief investigator. In this
court, judges are afraid to show their faces, chief judge afraid to
investigate, prosecutors afraid to prosecute and the defense afraid to
defend!
The second reason, I believe, is that the Americans
don't want Saddam be tried for the war against Iran. He might sing and
spill the beans about American vital assistance and encouragements
during that war. The revelation will weaken public position of U.S.
policy against Iran and embolden the Islamic republic on the
international stage.
They are in a dilemma. If they bargain with Saddam to
keep quiet in return for a milder sentence, it will be mud in the face
once exposed. Considering the nosy American press and the loud-speaking
opposing Democrats, it will be self-defeating. So the only way out is to
drag the trials until people get tired of hearing about it and eager to
end it with the very first sentencing.
One thing the Americans seem not to understand is that
dragging the trial is not to their best interest or the Iraqis'. I have
said twice here before, when Saddam was in hiding and again after he was
found, that as long as he is alive the insurgency and bloodshed will
continue and with increased intensity. I repeat this again that keeping
Saddam alive or in Iraq is a major cause of daily bloodshed.
Saddam's band of devoted Baathists who had everything
under him and have nothing now, who can't even show their faces in
public for fear of arrest or public revenge, constitute the core of the
insurgency. They don't even mind assisting Al-Qaeda foreign terrorists
against Americans. They know very well that if Saddam ever returns to
power, no Al-Qaeda operative will stay alive in Iraq.
When Saddam was in hiding, through a broadcast taped
message, he ordered his followers to "jihad and resistance". In
retrospect, we also recall his statement of threat before the invasion
that Americans will face "blood bath" in Iraq. The American intelligence
should have paid more attention. Americans defeated his machinery, but
did not decommission it. Ever since the taped message, the level of
bloodshed has been escalating and thousands have died.
Delaying the trial will cost more lives and more
problems for the Bush administration. It's easy to observe that Saddam
appears more confident as time passes. He is now the one in command not
the Iraqi judiciary. As long as his followers have the tiniest hope for
his return, they will fight. They will fight until the country is drawn
into civil war and the Coalition is forced to abandon. The question is:
Is the life of the most savage man in recent history worth so much agony
and bloodshed? The Americans should let Iraqis try him without meddling,
or else turn the man over to the International Criminal Tribunal and let
it do what it's designed to do.
(TV4 Forum 05-12-01 and
article in Iran Daily, 05-12-07)
ترجمه متن انگلیسی:
محاکمه صدام حسین: در کنترل
کدام طرف؟
کورش زعیم
بر خلاف میلوسویچ و نورنبرگ، محاکمه صدام حسین چندان ساده
نیست و دادستان چندان چیره بر آن.
در آغاز، حدود پانصد کیفرخواست علیه او طرح شده بود که
برای آنها مدارک وشواهد می شد فراهم کرد. شکایت ها سپس به ده فقره از
شناخته شده ترین آنها، مانند قتل رهبران مذهبی، کشتار گروهی صدها نفر که در
سال 1977 علیه او شورش کردند، ترور مخالفان در کشورهای خارجی، جنگ علیه
ایران، حمله به کویت، کاربرد سلاح شیمیایی و غیره، کاهش یافت. بنابر قانون
جاری حاکم بر محاکمه، او را می توان هزاران بار به اعدام محکوم کرد. ولی،
این چیزی نیست در حال روی دادن است.
نخست، بدلیل مدت زمانی که طول می کشد "مدارک دفاعی" آماده
شود، صدام اکنون فقط برای یک مورد قتل عام 148 نفر در دجیل، شکنجه و زندانی
کردن حدود 4000 نفر از اهالی شهر در صحرای سماوات و نابودسازی باغهای آنها،
به گناه قصد ترور او، محاکمه می شود. این جنایت شاید به نظر مخوف آید، ولی
از موفقیت های ملایم او بشمار می آید!
پس از ماهها آماده سازی، نخستین روز محاکمه به امور اداری
تعیین روشها گذشت، صدام اظهار بیگناهی و ادعای عدم صلاحیت دادگاه را کرد.
او ادعا دارد که هیچ جنایتی را مرتکب نشده، زیرا این قانون عراق بوده که در
آنجا اعمال شد و وی فقط حکم های مرگ را برای گناه اقدام علیه کشور بعنوان
رییس کشور، که هنوزهم هست، امضا کرده است! دومین جلسه دادگاه هم چیزی بجز
تاخیربیشتر نبود، اینباربیشترعمدی تا اداری. با مشاهده این محاکمه، بنظر می
رسد که اراده چندانی برای محاکمه صدام حسین وجود ندارد.
پشتیبانی امریکاییان از جریان کند محاکمه می تواند دو هدف
داشته باشد. یکی اینکه آنها می خواهند یک روند قانونی منصفانه و دموکراتیک
را، آنگونه که تحت قانون مدنی انگلیسی اعمال می شود، به نمایش بگذارند و
حاکمیت انصاف و عدالت را بخشی از جذابیت دموکراسی غربی برنامه ریخته شده در
عراق بنمایانند. مشکل اینجاست که نظام قضایی سبک مصری- فرانسوی عراق، میراث
همورابی و ناپلئون، با نظام انگلیسی همخوانی ندارد. در اینجا، هیئت منصفه
ای وجود ندارد و رییس هیئت پنجگانه قاضیان خود نقش بازپرس کل را هم بازی
میکند. در این دادگاه قاضی ها از نشان دادن چهره شان می ترسند، رییس هیئت
قضات از بازپرسی می ترسد، دادستانان از دادخواهی می ترسند ومدافعان از دفاع
کردن می ترسند!
دلیل دوم، اینست که امریکاییان نمی خواهند صدام برای
جنایات جنگی علیه ایران محاکمه شود. او ممکن است بند لبش را باز کند و
اسرار پشتیبانی ها و کمکهای حیاتی امریکا را به او علیه ایران در طی جنگ
فاش نماید. آشکارسازی این اسرار افکار عمومی جهان را نسبت به سیاست خارجی
امریکا در مورد ایران سست و جمهوری اسلامی را در صحنه بین المللی جسور
خواهد کرد.
امریکا در محضور گیر کرده. هرگونه معامله با صدام برای حکم
ملایمتر در برابر سکوت، تف سربالا خواهد بود. با توجه به مطبوعات کنجکاو
امریکا و صدای بلند مخالفان در حزب دموکرات، این اقدام تبدیل به خودزنی
خواهد شد. بنابراین، تنها راه خروج از محضور طولانی کردن محاکمه است. بجای
تفهیم اتهام برای همه جنایات ثبت شده در آغاز محاکمه، همانگونه که در سیستم
قضایی خود امریکا اعمال می شود، اتهامات را یکی یکی مطرح و یکی یکی محاکمه
می کنند. این شیوه، محاکمات را آنقدر طولانی، تکراری و خسته کننده خواهد
کرد که مردم راضی خواهند شد با همان حکم اولی از خیر بقیه بگذرند تا
بتوانند به زندگی خود بپردازند. یک چیز را امریکاییان بنظر می رسد که درک
نمی کنند، و آن اینست که طولانی شدن این محاکمات نه به سود آمریکاییان است
و نه به سود عراقی ها. من از همین تریبون، پیش از دستگیری صدام حسین و
دوباره پس از دستگیری او، تاکید کردم که تا هنگامی که صدام حسین زنده است و
در عراق، شورش و خونریزی ادامه خواهد داشت و آنهم با یک روند افزایشی. من
باز تکرار می کنم که زنده نگهداشتن صدام یا نگهداشتن او در عراق، سبب اصلی
خونریزی روزانه در عراق است.
بعثی های فدایی صدام که در زمان او همه چیز داشتند و اکنون
هیچ چیز ندارند و حتا جرات ندارند چهره خود را از ترس دستگیری یا شناخته
شدن و انتقامجویی مردم، نشان بدهند، هسته اصلی یاغیگری کنونی را تشکیل می
دهند. آنها حتا از همکاری با تروریست های خارجی القاعده هم ترسی ندارند،
زیرا بخوبی می دانند که اگر صدام حسین بقدرت بازگردد، حتا یک عامل القاعده
در عراق را هم زنده نخواهد گذاشت.
وقتی صدام هنوز در پنهانگاه بود، از طریق یک نوار ضبط شده
که از رسانه ها پخش شد، از هواداران خود خواست که به "جهاد و مقاومت" ادامه
دهند. بعقب که نگاه می کنیم، به یاد می آوریم که پیش از حمله امریکا به
عراق، صدام تهدید کرده بود که امریکاییان در عراق با یک "حمام خون" روبرو
خواهند شد. سازمانهای اطلاعاتی امریکا باید توجه بیشتری می کردند. امریکا
ماشین جنگی صدام را شکست داد، ولی آنرا از کار نیانداخت. از زمان پخش پیام
ضبط شده، سطح خونریزی درحال رو به افزایش بوده و هزاران نفر کشته شده اند.
تاخیر در انجام محاکمات جان های بیشتری را خواهد گرفت و دشواری های بیشتری
را برای دولت بوش بوجود آورد. به روشنی می توان مشاهده کرد که با گذشت زمان
هر بار صدام حسین در برابر دوربین ظاهر می شود، اعتماد بنفس بیشتری را
نمایان می سازد. اکنون اوست که بر جریان محاکمه چیرگی دارد نه سیستم قضایی
عراق.
تا هنگامیکه پیروان صدام
کوچکترین امید را به بازگشت او داشته باشند، خواهند جنگید. آنها آنقدر
خواهند جنگید تا عراق را به جنگ داخلی بکشانند و نیروهای ائتلاف را وادار
به ترک عراق کنند. پرسش اینست که آیا زندگی درنده ترین انسان تاریخ معاصر
ارزش اینهمه درد و رنج و خونریزی را دارد؟ بعقیده من، امریکاییان یا باید
بدون هیچ دخالتی اجازه دهند عراقیان بسبک خود محاکمه را انجام دهند، یا
اینکه صدام را تحویل دادگاه کیفری بین المللی بدهند و بگذارند آنها به
وظیفه خود عمل کنند.
(ترجمه سخنان کورش زعیم در
میزگرد تلویزیونی 1/12/2005 و مقاله چاپ شده در ایران دیلی)
|