|
|
|
Political Article:
"Smelling the End.."
By: Dr. Fazlollah Rohani
December 20, 2009 |
|
بو ی الر
حمن
...
دکتر فضل اله روحانی
در پیشگفتار کتا ب " خا طر ات ظلمت" (1) از کتا
ب "عجا یب نا مه" (2) روا یت میشود "بر کوه اصفهان چا هی هست قعر آن پدید
نیست. کودکی در آن افتاد. به روز گار اسحاق سیمجوری. و وی پاد شاه بود.
دلتنگ شد.مادر وی جز ع می کرد.مردی را از زندان بدر آورد که مستو جب قتل
بود و در زنبیلی نهاد و فرو فر ستاد ,به شرط آ نکه تا هفت روز بر کشند. هفت
روز می رفت و وی سنگی در زنبیل داشت,فرو افکند و سه شبا نه روزگوش می
داشت,هیچ آواز یر نیامد.و وی را بر کشید ند.گفتند چه دیدی؟ گفت " ظلمت".
آیا انچه خوا ند ید ,حکا یت مردم ما , پس از انقلاب اخیر نبود؟.حکا
یت مردی که هفت روز در زنبیل, آویزان در چاهی بدون قعر و در ظلمت محض؟ .
اما مردم ما, سی سال در ظلمت محض, معلق
در چا هی که حکو مت اسلا می حفر کرده بود,به حال تعلیق و بی تکلیفی و در
معر ض انواع شکنجه ها ی جسمی و روحی و قتل و جنا یت به سر بر ده تا امروز
که نوری از دوری به چشم می آید و می بینیم که طلا یه ی امواج سهمگین
انقلاب آرام , اقیا نوس پهناور ملت هو شمند ما را به تلا طم در آورده
است. تا اینجای قضیه را داشته باشید تا خد متتان عر ض کنم .
نهضت ملی ایران که با بر نامه ای دقیق و منطقی
و جلب حما یت مردم شروع به کار کرده بود,اولین گام را در جهت ملی کردن صنعت
نفت و شیلات ایران با پیروزی بر دا شت و در صد د بود که در آ غاز مر
حله ی دوم,به بر نا مه های تو سعه ی اقتصا دی- اجتمایی بپر دازد, که
با کودتای ننگین و هستی برانداز 28 مرداد 1332 رو برو شد که با مبا شرت
محمد ر ضا پا لا نی وبا دلار های آمر یکایی و پو ند های انگلیسی و نیرو های
نظا می شاه که در بست در اختیار اجا نب بود, صورت گر فت و آنچه را ملت
ایران پس از جنگ جها نی دوم تا سال 1332 رشته بود, پنبه کرد. بعد از این
رویداد سیاه, رهبر نهضت که با هو شیاری دربعد از این رویداد سیاه, رهبر
نهضت که با هو شیاری در برابر مها جمین جا خا لی کرده و از مرگ
نجات یا فته بود, به زندان اجا نب افتاد. شاه به دستور ارباب , با بگیر و
ببند ها وجاری ساختن رود خون از مبارزین و ایران دو ستان,سکوت قبر ستان را
بر کشور مستو لی سا خت .
از این مقطع تا ریخی, یک نظام مطلقه ی کور پاد
شاهی بر پا شد که طی آن, شاه تمام قوای سه گا نه ی کشور را خود در اختیار
گر فت. مشرو طیت را عملا تعطیل و از سا ل 1335 ساز مان امنیت را جا نشین
تمام ار کان دولتی کرد.و خود با عنوان " خدا یگان شا هنشاه آر یا
مهر, بزرگ ار تشتا ران فر مانده , مثل امپرا طوران روم با ستان تا جگذاری
کرد و بر تخت نشست و سر انجام با خلق یک حز ب واحد از مخا لفین خوا ست که
با پا سپورت رایگان میهن خود را ترک کنند .
طی این دوره ی دیکتا توری مطلقه, که مردم به
طنز آنرا " دوران پا لا ن سا لا ری" نا میده بودند( به اعتبار نام خا
نوادگی شاه) کشور ما تجا رتخانه ی بزرگی بود که خا نواده ی شر یفه پاد شاه
و وا بستگان و پیو ستگان آن اجا زه ی هر نوع سوئ استفا ده را از آن داشتند
وهیچ کسی یا نیرویی قدرت جلو گیری و حتی سو ال در آن موارد را ندا شت. در
یک کلام,انتصا ب تمام مصادر امور با نظر شاه صورت میگرفت تا جا یی که آ قای
هویدا نخست وزیر ما دام العمر ایشان یکروز در مجلس فر مودند که " من فقط در
برابر اعلیحضرت مسئول هستم و فقط به ایشان پا سخ مید هم", یعنی شما برو ید
کشکتان را بسا یید .
فکر میکنم باز گو ئی این مطا لب چیزی جز تو ضیح
وا ضحات نباشد و بنا بر این خلا صه میکنم که همه ی این او ضاع و احوال, خشم
مردم را بر انگیخت اما حا کمین بجای علاج بیماری فقط به تو سعه
ی ساواک و سر کو ب مر دم پرداختند و شاهنشاه زمانی صدای انقلاب را
استماع فر مودند که خیلی دیر بود. بهر حال, انقلاب در شرا یط و یژه ای روی
داد. نا آگا هی اکثر یت مردم که نا شی از تعطیل مشروطیت, سا نسور مطبوعات,و
کتب درسی,غیر قانو نی شدن احزاب ملی, وسعت دا منه ی اختناق و فقر اقتصادی
اکثر یت مردم بود همه در وقوع انقلاب موثر بودند .
در این وا نفسای تا ریخی, یک روحا نی هو شیار
بر امواج نا ر ضایی مردمی که پایبند اعتقادات دینی هزار ساله ی خود بودند
وهر گز در چشم دولتیان به حساب نمی آمد ند سوار شد و با شنا ختی که از آنها
دا شت به آسانی به صحنه شان آورد و دیدیم آنچه پیش آمد. اما از آنطرف
دیدیم که چگو نه دستگاه پر طمطراق شاه در طول دو سال کشمکش انقلابی تو فیق
به نشان دادن کو چکترین ابتکار سیاسی در جهت اقناع مردم نیا فت. مدت کوتا
هی به مقا بله مسلحانه پرداخت و بعد به پیشنهاد دوستان آ نسوی اقیانوس به
دیاران دور دست تشر یف فرما شد. در واقع سستی ارکان حکو مت بیشتر کار ساز
بود تا قدرت انقلاب .
اصل مطلب از آـنجا شروع شد که روز سیز
دهم دسامبر2009 یک تلویزیون فارسی در لس آنجلس, تظا هرات رو حا نیون را در
شهر قم به نما یش گذاشته بود. در این تظا هرات داغ, یک روحانی قلچماق, تقر
یبا پنجاه ساله , با عمامه ی سیاه به غیرت آ مده بود و با حر کت دادن خشو
نت آ میز سر و دست و حلقوم گشادمی گفت که"این ها با پاره کردن عکس امام به
ایشان تو هین کردهاند.امام روح ملت است. امام جان ماست. اینها با ید هر چه
زودتر .... معلوم بود که آیا ت خدا به راستی به هراس افتاده اند.میخواهند
تا انقلاب وارد مراحل نها یی نشده,کار مردم را بسازند تا مثل آریا مهر
گرفتار نشوند. این ها بوی الر حمان حکو مت اسلامی را استشمام کرده اند.اما
چرا تظا هرات یکد ست آ خوندی بود؟ لابد مردم با آخوند ها موافق نیستند.
لابد امام فقط روح آخو ند ها , بسیجی ها, و لباس شخصی ها ست.آخر با تعطیل
این بساط, آب وعلیق این هاست که آجر میشود. د کان تزویر وریا بسته میشود .
امروز دیگر امام, امام اوایل انقلاب نیست. حالا
مشت ها باز شده و نا مه ی اعمال امام ها , امام زاده ها,آخوند های با عمامه
و بی عمامه پیش روی ملت بزرگ ایران گسترده شده است.
مردم حالا دیگر فهمیده اند که آنچه را شر بت انگا شته بودند, زهر و آن چه
مرهم پنداشته بودند سم مهلک بوده است.
پس وا بستگان این حکو مت با ید دچار وحشت و
دلهره با شند زیرا ورق در حال بر گشتن و تا ریخ در حال دادن درس عبرت است .
مگر خودتان نمی گویید"عبرت بگیرید ای صاحبان
چشم "
فضل اله روحانی
1-
خا طرات ظلمت, با بک
احمد ی.تهران. نشر مر کز. چاپ دوم.1379
2-
عجا یب نا مه.محمد ابن
محمود همدانی.ویرا یش جعفر مدرس صادقی.تهران.نشر مر کز. 1375
|
|