Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Political Article: Green, Red, White and....has the same Right as the Black has.
By: Partow Nooriala
July 11, 2009

نقل از سایت خانه آفتابی

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

سبز و سرخ و سفید و... همانقدر حق دارند که سیاه

پرتو نوری علا

در چند ماه گذشته، در باره دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، چقدر مقاله خواندیم. چقدر خبرها را سر ساعات معین، از ایستگاه های رادیویی و کانال های تلویزیونی دنبال کردیم. به سایت ها و وبلاگ های اینترنتی سرکشیدیم. به یکدیگر ایمیل فرستادیم. با هم بحث و جدل کردیم. گاه نظر متفاوت دیگری را سازشکارانه خواندیم و به نظرگاه خود، حقانیّت بخشیدیم. به یکدیگر برچسب زدیم. از هم قهر کردیم و گلایه شنیدیم: چرا می خواهی در انتخابات شرکت کنی؟ چرا در انتخابات شرکت نمی کنی؟

پاسخ ها و دلایل متفاوت بودند، اما همگی در یک نقطه به اتفاق می رسیدند و آن آرزوی پایداری و سرفرازی ایران بود. چه نزد کسانی که شرکت کردن در انتخابات را نوعی مشق دمکراسی، وظیفه ملی، استفاده از حق رأی خود و جستن روزنه ای برای نفس کشیدن می دیدند، و چه آنهایی که بایکوت کردن انتخابات را نیز حق هر شهروندی دانسته و نمی خواستند با شرکت خود در انتخابات به نظام اسلامی مشروعیت بخشند.

بدیهی است مخالفان رژیم اسلامی، یا مخالفان احمدی نژاد، پیشاپیش می دانستند رأی دادن به هریک از چهار نامزدی که از صافی شورای نگهبان و نظر آقای خامنه ای گذشته اند به تغییری ریشه ای در شرایط موجود نخواهد انجامید. با این همه ناکارآمد بودن احمدی نژاد و ویرانی های حاصل از چهار سال ریاست جمهوری او، تجربه روی کار آمدن آقای خاتمی و ایجاد اندکی آزادی در دوران اصلاحات، و همچنین تلاش و فعالیت بی وقفه زنان و مردان جوان در روزهای پیش از انتخابات در جلب نظر مردم به سوی نامزدهای اصلاح طلب، کسانی را که در طلب اندکی بهبودی و تغییر در شرایط سخت خود بودند ترغیب کرد تا بطور چشمگیری در انتخابات شرکت کرده و به نامزدهای اصلاح طلب رأی بدهند.

شرکت عظیم مردم در روز انتخابات، برای هیچکس شکی باقی نگذاشت که رئیس جموری آتی ایران کسی جز آقای موسوی نخواهد بود. اما هنوز شمارش آراء به پایان نرسیده، نتیجه انتخابات، در سایه حمایت رهبر، گم شدن ارقام سنگین مالی و نیش چاقوی مشتی اوباش و جیره خوار، در روز روشن، در ملاء عام و با وجود حّی و حاضر رأی دهندگان، دستکاری شد و به نفع احمدی نژاد اعلام گردید. رهبر نیز با تبریک خود به احمدی نژاد، هر گفت و شنودی را مختومه اعلام کرد. پایان ِ آغازی شروع نشده.

شواهد آشکار تقلب در انتخابات به نفع احمدی نژاد، ضربه ای کاری بر اعتماد و همکاری و همیاری سی ساله اصلاح طلبان در حفظ نظام اسلامی، و وهن مسلمی به  شعور همه کسانی بود که برای رأی دادن به نامزدهای اصلاح طلب به پای صندوق های رأی رفته بودند. با این همه اگر کوبش گام های خروشان مردم، بویژه زنان و جوانان ِ معترض به نتیجه انتخابات، بر آسفالت خیابانهای ایران، دنیا را نلرزانده بود، شاید نامزدهای اصلاح طلب به عظمت نقش خویش در بزنگاه تاریخ سی ساله اخیر ایران پی نمی بردند. عکس العمل مردم نسبت به نتیجه انتخابات بود که آقای موسوی را در موقعیتی باور نکردنی قرار داد تا خود را مقید به بازپس گرفتن حقوق رأی دهندگان دانسته و خواهان ابطال انتخابات شود. او شجاعانه اعلام کرد "من خالق اعتراضات مردم نیستم، بلکه مخلوق آنم." و آقای مهدی کروبی را واداشت تا شجاعانه تر در کنار موسوی و مردم بایستد و به صراحت ریاست جمهوری احمدی نژاد را مردود بخواند.

آن چه در این میان بسیار حائز اهمیت و جالب توجه است، این است که گرچه آقای موسوی و آقای کروبی هریک به نوعی هنوز مسئولیت و مراودت خود را برای حفظ نظام اسلامی ابراز نموده اند، اما هیچکدام در این میانه مقام و منصبی برای خویش طلب نکرده اند. من این اتفاق مبارک را چنین تعبیر می کنم که پس از ابطال دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، هرکسی (زن و مرد) که خود را شایسته ریاست جمهوری بداند می تواند با اعلام نامزدی در انتخابات شرکت نماید. و به نظر من موسوی یا کروبی بالاترین رأی ها را خواهند آورد.

همچنین ابراز نارضایی مردم در سطح وسیع جامعه، خبر از به پایان رسیدن عمر رژیم اسلامی می دهد. اگر پوسته ای هم به نام رژیم اسلامی باقی بماند، دیگر فاقد درونمایه ای مستبد، فاسد و غیرانسانی سی سال گذشته خواهد بود. امروز جدا از همه رسوایی های دستگاه حاکمه، بر ملا شدن شکاف عمیق، اما پنهان میان روحانیت، و روشدن بسیاری از دزدی ها و مفاسد و جنایات عاملان رژیم که خبرش سی سال پچپچه وار میان مردم نقل شده بود، تمایل مردم را نسبت به دمکراسی و جدایی دین از دولت دو چندان کرده است.

سی سال سرکوب و حذف جسمی و جانی منتقدان رژیم و پایمال کردن شأن و حرمت آدمی، چنان روند آگاهی در میان گروه های دانشجویی، کارگران، معلمان، اقلیت های مذهبی و قومی و بویژه زنان را چنان بالا برده است که اکنون آنان فعالتر و منسجم تر از همیشه دست به عمل زده اند. شاید این تنها دوره ای از تاریخ معاصر ایران است که گروه های ائتلافی و مطالبه محور، و تشکلهای گوناگون، با راه کارهای آزموده شده، قدرت انتقاد پذیری و تعامل، در مبارزه ای مسالمت آمیز قدم گذاشته اند.

اینک اعتراض مردم سرخورده از انتخابات، به حمایت و پشتیبانی کسانی که انتخابات را تحریم کرده بودند پیوند خورده است. امروز، ایران، شاهد درآمیختگی صداها و نداهای متفاوت و گوناگونی است که در همآوایی با خواهران و برادران خود در سراسر دنیا، طنین افکنده است. حالا سلطنت طلب و مجاهد و فدایی و ملی و ملی مذهبی و.... همانقدر حق دارد که کارگزاران رژیم اسلامی. کلیمی و مسیحی و بهایی و مسلمان سنی همانقدر حق دارد که مسلمان شیعه. زن همانقدر حق دارد که مرد. کُرد و ترک و بلوچ و... همانقدر حق دارد که فارس. حالا دیگر سبز نیز رنگ حزب خاصی نیست. سبز، نشان رویش، حیات، سرزندگی و تداوم است. سبز خطی از پرچم ایران است که در کنار سپیدی صلح و قرمزی خون شهدای راه آزادی نشسته است.

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 11 Jul 2009 و ساعت 10:19 | 3 نظر

 

بازگشت به صفحه اول

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.