|
تقدیم به دوست آزاده علی راسخ افشار،
رهرو صدیق راه مصدق در آستانه هشتاد سالگی
مرید همت آن رهروم که پا نگذاشت /
به جاده ای که در آن کوه و دشت و دریا نیست
شریک حلقه ی رندان باده پیما باش
/ حذر ز بیعت پیری که مرد غوغا نیست
اقبال لاهوری
خلع ید از
استعمار انگلیس
آن روزها ،
تاًمین
استقلال و آزادی
در نفت بود و انتخابات.
با عقب گردِ استعمار،
نفت ملی شد.
امّا،
بر سر چاههای نفت،
روبه مکار تاًیمز،
بر لب کارون
جا خوش کرده بود.
ناگهان شیر غرید !
خلع ید، خلع ید،
خلع ید از اژدهائی
که روی گنج
خوابیده بود.
صدای رسای مصدّق
در جهان پیچید:
مالک این گنج
مائیم
کوتاه باد !
دست استعمار،
از طلای
ملت ایران
بدست کارگران،
بر فراز
دکل های نفت،
پرچم
سه رنگ ایران،
باهتزاز در آمد.
بیست و نهم خرداد،
روز خلع ید،
روز سربلندی،
روز افتخار ِ
ملت ایران شد.
با همّت زحمتکشان
روز ِخلع ید
بنام
روز ملی
کارگران ایران
بر تارک
تاریخ
بنشست.
روبه مکار
شکست خورد.
دُم بر روی کول،
از آبادان گریخت.
اما . . .
با حیله و ترفند،
همد ستِ عمو سام،
سر خدعه،
با کودتا
باز کرد.
و بار ِ دگر،
یغما گر نفت شد.
دریغا و افسوس . . .
شیر ِ شهر ِ طلا
تا زنده بود،
با درد و رنج،
در قفس، محبوس ماند.
پرویز داورپناه
خرداد86
|