|
همچنان براي شاخه ها و برگ هاي در قالبِ نرم خاك آرميده
منير طه
يك برگِ دگر ز شاخه افتاد
يك برگِ
دگر ز شاخه افتاد
صد آه نشست بر لب باد
يك تير دگر رها شد از شست
صد آهوي داغديده جان داد
بردست كمان گشوده نفرين
از تير
به سينه سوده فرياد
در آتش و
خون تپيده دل ها
تا حدِّ
نفَس رسيده بيداد
سرخ است
زمين بهل بجوشد
بستيزد و
بستاند تا داد
ــــ
اي آتش
سينة شقايق
افروخته
در حريرِ شمشاد
اي كوه
بلندِ سر كشيده
در قامت
سبزِ سرو آزاد
ميافشرد
اين نفَس كجايي
اي يادِ هميشه مانده در ياد
ونكوور ، پنجشنبه سوم آگوست
2006
–
دوازدهم مرداد 1385
|