|
ايران
امروز iran emrooz (نشريه
خبری ـ سياسی
الكترونيك)
----------------------------------------------------------------------------------
در پاسخ به
مقاله آقای
محمد امينی
خطاب به
آنهائی از
نام "آيندهنگر"
استفاده
كردهاند!
آيندهنگران
Tue
23 11 2004 20:39
دكتر محسن
قائممقام –
نيويورك
چهارشنبه ٤
آذر ١٣٨٣
دوست ارجمند
و گرامی آقای
محمد امينی:
شكوائيه شما
را با انشائی
پر غلاظ و
شداد عليه
آنهائی كه در
ايران نام و
آدرس "آينده
نگر" شما را
بعاريت
گرفتهاند
خواندم و
خواندن آن
مرا بسيار
افسرده كرد.
دوست گرامی
آنها كه با
نام "آينده
نگر" در
ابران شروع
بفعاليت
نمودهاند و
پيش ازآن با
نام "حزب
آيندهسازان
ايران" در
ايران
فعاليت
داشتند را من
مدتهاست میشناسم.
افراد ايشان
را نوجوانان
و جوانان ١٧
تا حدود ٢٦
ساله تشكيل
داده است.
اينكه نام
شما را برای
خود برگزيدهاند
، كه خودشان
ادعا میكنند
اين نام را
ديگران و
پيشتر بر
گزيده بودند
و آنها
بايشان ملحق
شدهاند ،
امری است كه
در نهايت بر
اعتبار شما
در انتخاب
اين نام و
اين راه بايد
بيافزايد.
مگر نه آنكه
شما
ميخواهيد
جوانان و
روشنفكران
ايران "آيندهنگر"
بشوند و ،
آينده نگر
بيانديشند؟
اينكه آدرس
شما بعاريت
رفته باز
طبيعی است كه
از چنان نامی
چنين آدرسی
درست میشود.
استفاده از
نامهای
مشابه در
گذشته بسيار
سابقه داشته
است. نام
نشريه "ايران
آزاد" ارگان
بسيار متنفذ
"جبهه ملی
ايران در
اروپا" ، در
دوران
مبارزه با
شاه ، بر
اساس معنی
نام انتخاب
شده بود ، و
میدانستند
كه بآن نام
روزنامهای
در گذشته در
ايران وجود
داشته است
بدون آنكه
آشنائی با
آنرا داشته
باشند. از
عجايب آنكه
خانم آزاده
شفيق دختر
خانم اشرف
پهلوی پس از
انقلاب با
چنين نامی
نشريهای در
اروپا منتشر
ساخت كه تا
مدتها اسباب
سردرگمی
آنهائی شده
بود كه با
نام ارگان
جبهه ملی
ايران در
اروپا
ساليانی
آشنائی
داشتند! نمیبايست
میشد ولی
كاری هم نمیشد
كرد. باز نام
"سازمان
جبهه ملی در
امريكا" را
گروهی با
افكار
متفاوتی
استفاده
نمود. كه راه
حل بجای
شمشير كشی
تعويض نام به
"سازمانهای
جبهه ملی..."
برای گروهی
شد كه ابتدا
صاحب آن نام
بود. آدرسهای
اينترنتی هم
آنفدر با "دات
كام" ، "دات
نت" و "دات
ارگ " و غيره
شبيه شده ،
كه خيلی بايد
مواظب بود تا
اشتباه
نشوند.
من انتظار
داشتم كه
دوستان
ارجمند و با
سابقه كار
سياسی و
مبارزاتی
طولانی اين
موضوع را
بجای توسل به
چنين
شكوائيهای
كه با عنران "شيادی
گيسوان
بافتهای..."
آغاز میشود
را با متانت
لازمه سابقه
مبارزاتی
خويش فيصله
میبخشيديد.
كه هم سر گاو
را نبريده
باشيد و هم
خمره را سالم
بدر برده
باشيد!
دوست گرامی
در دنباله
مطالبی كه در
مقاله خود
نوشتهايد
بايد از شما
سؤال نمايم
كه در كدام
يك از سنتهای
متداوله
سياسی كه راه
آزاديخواهی
میپيمايند
شيوه كار بر
اين بوده است
كه دين و
آئين مردم را
بسخره گيرند؟
"عرفان" و
دنبال
معنويت رفتن
هم آئينی است
تاريخی و با
پيچ و خمها و
فراز و
نشيبهای
قراوان ، كه
مردم ايران
در دورانهای
"دهن بستن"های
سياه تاريخی
از آن
استفاده مینمودهاند:
من اين حروف
نوشتم
چنانكه غير
ندانست / تو
هم ز روی
كرامت چنان
بخوان كه تو
دانی!
و اينكه اين
گروه در اين
زمان كوتاه
كجا نشان
دادهاند كه
جوانان را
تشويق به
كناره گيری
از سياست
نمودهاند؟
اگر صرف
معنوی شدن و
گرويدن به
عرفان ملاك
شماست ،
گروههای
بسيار وسيع
تری با اين
نام و نشانها
وجود دارند
كه ايشان در
مقابلشان
ناچيزاند. و
بقول شما هر
بچه دبستانی
هم میداند
كه آنها تحت
فشار زيادی
هستند و اگر
عسلی برای
ايشان
نداريم
آسوده شان
بگذاريم!
همه اهل
عرفان كه
بنگی نبودهاند.
و اگر شما
بخواهيد "ترياكی
بودن و
اعتياد به
مواد مخدر و
الكل" را
مأخذ قبول يا
عدم قبول
اقراد در
حركتهای
جامعه قرار
دهيد خوب میدانيد
كه چه تعداد
زيادی از اهل
ادب و هنر را
بايد كنار
بگذاريد!
باين مسائل
بايد بصورت
بيماریهای
قابل علاج
جامعه نظر
داشت تا
گناهی
مستوجب
عقوبت! و اگر
گناهی هست
اين گناه
دولت و حكومت
است كه
اينهمه جوان
را براه
اعتياد
كشانده است
كه "بنگی"هائی
كه شما از
ايشان نام میبريد
در برابر
ايشان چنان
ناچيزاند كه
واقعأ در
محاسبه وارد
نبايد بشوند!
لازمه
مبارزه ما
برای
استقرار
ايرانی آزاد
جز اين نمیتواند
باشد كه راه
تعامل و
مدارا پيش
گيريم. و از
شيوههای
خشونت آميز
در هر شكل آن
به پرهيزيم.
و فراموش
نكنيم كه
حكومت ار هر
نزاع ما
بيشترين سود
را خواهد برد
و فشار بر
اين جوانان
را خواهد
افزود!
و باز دنباله
صحبت از چه
زمانی
مبارزين تحت
شكنجه ، بهر
شكل آنرا ، و
احيانأ ضعف
نشان دادن
ايشانرا ،
باين صورت و
علنی ملامت
ميكردهاند؟
برای شكنجه
ترازو وجود
ندارد و
عنوان "بازداشت
كوتاه مدت و
بازجوئی" به
ترفندهای
سازمان
امنيت حكومت
، در خارج از
كشور ، نهادن
، بيشتر از
كم لطفی ، بیانصافی
است. آقا
اينها شب و
روز افتادهاند
دنبال آزار و
اذيت يكمشت
نو جوان و
جوان پرشور و
كم تجربه و
خانوادههای
ايشان. دوست
عزيز آيا شما
از فشار
خانوادهها
بر نوجوانان
و جوانانشان
غافليد؟ من
خودم چنين
دورانی را با
پدری در ارتش
و مادری
مذهبی و ضد
سياسی در
دوران
نوجوانی و
جوانی كه در
ايران
مبارزه میكرده
ام گذرانده
ام كه گاه ار
مبارزه با
حكومت برايم
مشگلتر
بوده است.
بنظر ميرسد
شما با داشتن
پدری چون
آقای نصرت
الله امينی ،
وكيل آقای
دكتر مصدق در
دادگاه
نظامی ، چنين
اشكالهائی
را نداشتهايد!
دوست عزيز از
همه كس كه
نمیتوان در
مقاومت در
برابر
استبداد ،
انتظار گنجی
،هاشم
آغاجری،
دكتر فاطمی ،
كوچك شوشتری
و وارطان
سالاخانيان
بودن داشت!
مقاومت
افراد و سطح
مبارزاتی
ايشان كاملأ
متفاوتاند.
ما بايد مقدم
هر كه مبارزه
میكند ، در
هر شكلی كه
برايش مقدور
است ، را
گرامی داريم!
اميدوارم با
درايتی كه در
شما دوستان
مبارز سراغ
دارم راه
برخورد
مسالمت آميز
با اينگونه
مشكلات و
موضوعات را
خود پيدا
نمائيد و
بسان شيوهای
كه انتخاب
نمودهايد "آينده
نگر" باشيد و
خود را در
عمل الگوی
زندگی
اجتماعی و
سياسی
اينگونه
جوانان در
ايران قرار
دهيد. و تنها
استفاده
صحيح از اين
فرصتهاست
كه میتواند
از انسانها
برای جوانان
الگوی زندگی
و مبارزه
بسازد! و
درشتگوئیها
را برای
ديكتاتورها
نگاه داريد!
با آرزوی
موفقيت شما
در كارهای
اجتماعی و
سياسی!
دكتر محسن
قائم مقام –
نيويورك
٢٣ نوامبر
٢٠٠٤
|