|
متن
سخنان دكتر
سيد حسين
موسويان
رئيس هيئت
اجرائيه
جبهه ملي
ايران در
مجلس يادبود
شادروان
دكتر
اميرمسعود
حجازي يكي از
رهبران فقيد
جبهه ملي در
تاريخ 15/10/83 در
مسجد نور
تهران كه
عينا از نوار
پياده شده
است.
قهرمان
ميميرد و
افسانهوار
در دل ما
جاوداني ميشود
ميشود
خورشيد و از
آفاق دور
شعلهبخش
زندگاني ميشود
وقتي
پيشنهاد شد
تا در سوگ
دكتر مسعود
حجازي صحبتي
درباره
زندگي آن
بزرگمرد
داشته باشم
بنظرم رسيد
كه با رباعي «
مرگ قهرمان »
سخنم را آغاز
كنم و حالا در
مورد اين
انتخاب يعني
اين رباعي
نياز به
مقداري
توضيح را
احساس ميكنم.
در جوامعي كه
هنوز
دموكراسي يا
مردمسالاري
نهادينه
نشده كه
متاسفانه
اغلب
كشورهاي
جهان سوم اين
چنين هستند
ميتوان
شهروندان
اينگونه
جامعهها را
به 3 گروه
تقسيم كرد. دو
اقليت كوچك و
يك اكثريت
بزرگ. دسته
اول يك اقليت
كوچك حاكم
هستند كه هر
چه ميخواهند
ميكنند و
واجد همه ظلمها
و فسادها
هستند ولي
بهرتقدير
حاكمند و
قدرت را در
دست دارند و
حاضر به
تسليم شدن به
نظر اكثريت
مردم و رها
كردن قدرت
نيستند. دسته
دوم اكثريت
بزرگي از
مردم كه تابع
حكومتند و در
هر شرايطي
زندگي ميكنند
و جرأت و
جسارت اينكه
پاي پيش
بگذارند و
اعتراضي
بكنند
ندارند و در
عين حاليكه
با اقليت
حاكم
مخالفند ولي
مخالفت خود
را بروز نميدهند
و فقط در
شرايط خاص كه
احساس كنند
ديگر خطري
وجود ندارد
وبراي
مخالفت خود
هزينهاي
نخواهند
پرداخت
مخالفت خود
را آشكار ميكنند
و اما دسته
سوم يك اقليت
كوچك ديگري
است كه در
مقابل
حاكميت سكوت
نميكند
بلكه انتقاد
و اعتراض و
مبارزه دارد
و در اين
اعتراض
زندگي خود و
خانوادهاش
را به مخاطره
ميافكند
اين دسته سوم
از مردم،
پيشتازان
جامعه و
آوانگاردها
و در حقيقت
قهرمانان
مردم جامعه
خويشند. دكتر
مسعود حجازي
عليالتحقيق
يكي از همين
قهرمانان
است نگاهي به
زندگي او
نشان ميدهد
كه او از
زمانيكه خود
را شناخت
براي آزادي و
استقلال
ايران و براي
برقراري
عدالت
اجتماعي
تلاش نمود و
در مسير اين
تلاشها
صدمات
سنگيني را
متحمل گرديد.
مسعود حجازي
در سال 1308 در
تهران چشم به
جهان گشود
دوران
طفوليت و
دبستان و
دبيرستان را
تحت تاثير
افكار ميهنپرستانه
و ملتگرايانه
دايي خود
شادروان
سرلشكر شهيد
محمود
افشارطوس
قرار داشت و
هم از طريق او
بود كه با
دكتر مصدق و
آرمانهاي او
آشنا گرديد.
سرلشكر
افشارطوس
رئيس
شهرباني
دولت مصدق
همان افسر
ميهندوستي
است كه شاه و
اربابان او
سرانجام به
اين نتيجه
رسيدند كه تا
او زنده است
امكان
موفقيت
كودتا
برعليه دولت
ملي مصدق
وجود ندارد و
به همين جهت
قبل از اجراي
طرح كودتاي
ننگين 28 مرداد
32 اول
افشارطوس را
از سر راه خود
برداشتند.
فعاليت
سياسي دكتر
حجازي عملا
از سال اول
دانشجويي در
دانشكده
حقوق
دانشگاه
تهران در سال
1327 بعنوان يك
دانشجوي
مصدقي و ملي
آغاز شد او
بزودي به
عضويت حزب
زحمتكشان
درآمد كه
هنگام تشكيل
جبهه ملي در
آبان 1328 در
زمره
نيروهاي
جبهه ملي
محسوب ميشد
بعدها با
توجه به
انحرافي كه
در دكتر
بقايي نسبت
به مسير نهضت
ملي و رهبر آن
مصدق پيش آمد
دكتر حجازي
به اتفاق
دوست ديرينهاش
دكتر
محمدعلي
خنجي و
همچنين خليل
ملكي، بقايي
را ترك نموده
و حزب نيروي
سوم را در جهت
تداوم حمايت
از نهضت ملي و
مصدق بنيانگذاري
كرد. بعد از
كودتاي
اجنبي ساخته 28
مرداد 1332 دكتر
حجازي
بلادرنگ در
صفوف اول
نهضت مقاومت
ملي مبارزه
برعليه رژيم
كودتا را
آغاز كرد و در
تهيه و توزيع
روزنامه راه
مصدق
فعالانه
شركت نمود.
دكتر حجازي
از سال 36 تا 38 در
پاريس دوره
دكتراي حقوق
را طي كرد و پس
از بازگشت به
ايران با
فعاليت مجدد
مليون تحت
نام جبهه ملي
در سال 1339
مسئول
سازمان
جوانان جبهه
ملي گرديد در
آن دوران او
آموزگاري
بود كه
هزاران جوان
آزاديخواه و
ايراندوست
را پرورش داد.
در ديماه 1341
در كنگره
جبهه ملي
دكتر مسعود
حجازي به
عضويت شوراي
مركزي جبهه
ملي انتخاب
گرديد. در
سالهاي پس از
انقلاب دكتر
حجازي به
ترتيب به
عضويت هيئت
اجرائيه،
رياست هيئت
اجرائيه و
عضويت هيئت
رهبري جبهه
ملي انتخاب
شد و تا دو سال
قبل كه به علت
بيماري عملا
از فعاليت
دور ماند در
جلسات جبهه
ملي به
فعاليت خود
ادامه ميداد
و در اين يكي
دو ساله اخير
هم با
وجود شدت و
تهاجم
بيماري هنوز
از تكاپو و
نوشتن باز
نايستاد و
آخرين
مصاحبه او با
مجله چشمانداز
ايران كه در
شماره اخير
آن مجله
انعكاس
يافته مربوط
به حدود به دو
ماه قبل ميباشد.
دكتر
حجازي در طي
پنجاه و چند
سال مبارزات
سياسي
آزاديخواهانه
خود صدها
مقاله و
رساله نوشت
بسياري از
اعلاميهها
و جزوههاي
تعليماتي و
نامههاي
سرگشاده
جبهه ملي
ايران به قلم
اوست و همه
اين كارها را
بدون كمترين
خودنمايي
انجام ميداد.
او در سال 1375
كتاب
رويدادها و
داوري را كه
خاطراتش از
ده ساله 1329 تا 1339
بود انتشار
داد و بخشهاي
ديگري از
خاطرات
سياسي او
تنظيم
گرديده كه به
زودي منتشر
خواهد شد.
دكتر
مسعود حجازي
صاحبنظري
آگاه نسبت به
مسائل سياسي
و تحليلگري
دانشمند و
مبرز بود
دكتر مسعود
حجازي در
مسائل سياسي
فوقالعاده
دموكرات بود
و پس از ابراز
نظر و
استدلالهاي
خودش به
تصميم
اكثريت
دوستانش
تسليم ميشد.
به ياد دارم
كه چند بار
سرمقالهاي
را كه براي
روزنامه
پيام جيهه
ملي نوشته
بود قرائت
كرد و وقتي
ديد مطلب با
نظر موافق
دوستانش
همراه نيست
خيلي آرام
روي آن
ضربدري ميكشيد
و آنرا كنار
ميگذاشت.
دكتر
مسعود حجازي
از روحيهاي
بالا و غير
قابل تصور
برخوردار
بود هميشه با
قيافهاي
متبسم و
لبخندي برلب
ديده ميشد
حتي با
مخالفينش
باادب و
نزاكت و
لبخند
برخورد ميكرد.
دكتر مسعود
حجازي چه پيش
از انقلاب و
چه پس از آن
سالهايي را
در زندانها
به سر برد و
صدمات و
مضايق
بسياري را در
راه آزادي و
استقلال
ايران تحمل
نمود. دكتر
مسعود حجازي
در سال 1342 با
خانم سيمين
بزرگمهر
دختر سرهنگ
جليل
بزرگمهر
وكيل مدافع
دكتر مصدق در
بيدادگاه
نظامي شاه
ازدواج نمود
و سه فرزند از
او باقي
مانده است
خانم دكتر
بهار، خانم
مهندس نگار و
آقاي مهندس
امين حجازي.
واضح
است كه شرح
زندگي و
مبارزات
دكتر مسعود
حجازي در اين
چند جمله و در
اين مختصر
زمان نميگنجد
و شرح زندگي
آن رادمرد
سوژهاي بر
تحقيق
محققين و
نوشتن رسالهها
و كتابهاست.
روانش شاد و
راهش پر رهرو
باد. من در
پايان از
حضار محترم
استدعا ميكنم
به احترام آن
بزرگوار به
پا ايستاده و
براي شادي
روحش فاتحهاي
همراه صلوات
قرائت
بفرمايند.
|