| |
اطلاعيه
جمعی از
ياران و
دوستان
زندهياد
حسين ملك
ملك يكی
از چهرههای
ستايشانگيز
جنبش
روشنفكری
ايران
معاصر بود
كه تلاش در
راه رهائی
و بهروزی و
برابری
آدميان را
هيچ زمان
از دانش و
پژوهش خود
كنار نمیزد.
درد زمانه
داشت و در
جستجوی
درمان اين
درد، بیآرام
بود.
دوستان و
ياران اين
پژوهشگر و
نويسندهی
مبارز در
روز جمعه ٥
تير ١٣٨٣
معادل با
٢٥ ژوئن
٢٠٠٤ در
پاريس گرد
هم میآيند
و ياد او
را گرامی
میدارند.
Wed
23/06/04 | 17:41
حسين
ملك (١٣٨٣-١٣٠٠)
بامداد
روز
يكشنبه
دهم خرداد
ماه ١٣٨٣،
برابر با
سی ام ماه
مه ٢٠٠٤،
در ٨٣
سالگی در
پاريس،
زندگی را
بدرود گفت.
ملك
تحصيلات
دانشگاهی
خود را در
دانشكدهی
كشاورزی
دانشگاه
تهران
آغاز كرد و
پس از اخذ
درجهی
مهندسی
كشاورزی (١٣٢٢)،
نخست به
تدريس
علوم
طبيعی در
دبيرستانها
و سپس به
فعاليت در
بخش
تحقيقات و
آمار
وزارت
كشاورزی
پرداخت. او
يكی از
معدود
كسانی بود
كه كار
صحرائی و
بازديد
محلی را
پايهی
اصلی
پژوهشهای
خود قرار
داده بود.
برای او
كشاورزی،
در كاشت
اين زمين و
برداشت آن
محصول
خلاصه نمیشد.
كشاورزی
تمامی
زندگی
روستائيان
بود و
لازمهی
دگرگونی و
بهبود
كشاورزی،
تغيير و
بهبود
جامعهی
روستايی
بود. ملك
يكی از
نخستين
كسانی بود
كه در
نوشتههای
خود، بر
ضرورت
اصلاحات
ارضی در
ايران
تأكيد كرد
و زمانی هم
كه برای
تكميل
تحصيلات
به فرانسه
آمد پاياننامهی
دكتری خود
را به «شرايط
اصلاحات
ارضی در
ايران»
اختصاص
داد (١٣٤١).
آنچه ملك
دربارهی
نظام
كشاورزی و
جامعهی
روستائی
ايران آن
دوران
نوشت تا
سالها
همچنان پر
اعتبار و
با ارزش میماند.
پس از اخذ
درجهی
دكتری،
ملك در
مركز ملی
تحقيقات
فرانسه به
كار پژوهش
و تحقيق
پرداخت و
به منظور
مطالعهی
تطبيقی
نظامهای
كشاورزی
در ايران و
هند، بار
ديگر به
روستاهای
ايران
بازگشت و
ماهها هم
در
روستاهای
هند اقامت
گزيد.
تجربهی
اقامتهای
تحقيقاتی
در هند و پس
از آن هم
مأموريتهای
متعددی كه
در سالهای
بعد از طرف
سازمان
خواربار و
كشاورزی
جهانی و
سازمان
يونسكو در
كشورهای
ماداگاسكار،
مالی،هائيتی
و گابون بر
عهدهی
ملك
واگذار شد
بر انسجام
و عمق بينش
روستاشناسی
او افزود.
در هر
مأموريت،
تنها به
تماس و گفت
و گو با
مقامات
دولتی
اكتفا نمیكرد
بلكه
هربار
مستقيم و
بيواسطه
به ميان
روستائيان
میرفت و
با آنان و
در ميان
آنان میماند
و اين چنين
بود كه ملك
هرجا كه میرفت،
روستانشينان
او را از
خود میدانستند
و به او نه
چون
بيگانهای
دوردست كه
آشنائی
ديرينه
نظر میكردند
و هم اين
چنين بود
كه
گزارشهای
او از
جامعيت و
كمالی
برخوردار
میشد كه
كمبودهای
فنی و مادی
روستائيان
و نيازهای
واقعی
ايشان را
نشان میداد
و دستيابی
به رشد و
توسعهای
انسانی را
ممكن میساخت.
او
كارشناسی
بود با
فرسنگها
فاصله از
آن دنيای
كارشناسان
نسخهپيچ:
در زمانی
كه اينان
بر هرچه جز
تقليد
كوركورانه
از
كشاورزی
ماشينی
يكسره مهر
باطله میزدند،
روستاشناسی
ملك واقعبينانه
بر قابليت
نوپذيری و
پويائی
تغيير در
روستاهای «سنتی»
تكيه میكرد.
ملك هم به
ضرورت
تغيير و
نوسازی
پايبند
بود و هم
روستائيان
را قادر و
توانا به
درگيری
موفقيتآميز
با روند
نوسازی و
توسعه میدانست.
ملك جامعهشناسی
دردمند
بود.
ملك يكی از
چهرههای
ستايشانگيز
جنبش
روشنفكری
ايران
معاصر بود
كه تلاش در
راه رهائی
و بهروزی و
برابری
آدميان را
هيچ زمان
از دانش و
پژوهش خود
كنار نمیزد.
درد زمانه
داشت و در
جستجوی
درمان اين
درد، بیآرام
بود. در
فردای
شهريور
بيست،
همچون
بسياری از
همنسلان
خود به حزب
توده رویآورد
و آن زمان
كه سراب را
ديد از
نخستين
كسانی شد
كه
شجاعانه
به تدوين
راه نوين و
پيام نوين
و مستقلی
برای حصول
به
آرمانهای
ترقيخواهانهی
خود
پرداختند.
با آغاز
نهضت ملی
ايران به
رهبری
دكتر محمد
مصدق، ملك
هم در صف
پشتيبانان
مصمم و
فعالان
پايدار
جنبش ملی
كردن نفت
قرار گرفت
و تا پايان
نيز
قاطعانه
به
آرمانهای
استقلالطلبی
و
ترقيخواهی
و تجددجوئی
نهضت ملی
وفادار
ماند و
هيچگاه
سختكوشی
در راه
آزادی و
آزادانديشی
را از ياد
نبرد.
ملك در طول
همهی اين
سالهای
پژوهش و
جنبش و
مبارزه،
بسيار و
بسيار
نوشت و
آنچه از
نوشتههای
او كه بهصورت
كتاب و يا
مقاله (از
جمله در
ماهنامههای
انديشهی
نو، علم و
زندگی،
نبرد
زندگی،
سوسياليسم،
كيهان ماه،
جهان نو،
نامهی
پارسی،
سهند و ...)
چاپ شد از
كنجكاوی
گسترده و
انديشهی
جسور و ديد
بديع او
نشانههای
روشنی به
دست میدهد.
ملك به
فرهنگ
آزاد و
آزادی
انديشه و
كلام و قلم
دلبسته
بود و از
شمارهی
پيكارگران
با مميزی و
سانسور و
خفقان و
سركوب بود
و از مصاف
با انواع و
اشكال
خودكامگی
و استبداد
هرگز باز
نايستاد.
ملك
خردپيشه و
خردانديش
بود و تعبد
فكری و خشك
انديشی را
در همهی
اشكال خود,
اعم از
دينی و غير
دينی،
خوار میداشت.
ملك
پويائیِ
سيالِ
پژوهش و
كنجكاویِ
پايدارِ
دانش بود.
همواره میپرسيد
و همه چيز
را به پرسش
میكشيد.
ذهن نقاد
او هر قيد و
بندی را
پشت سر میگذاشت.
اين چنين
بود كه از
آغاز
جوانی تا
پايان
زندگی،
سالهای
عمر او از
جنبش و
تلاش و كشش
و كوشش
برای
آزادی و
بهروزی
مردمان
آكنده بود.
درد
مردمان را
داشت و در
تلاش
پايدار
برای
دستيابی
به جهانی
بهتر،
برابرتر و
آزادتر
زيست. آرام
نمیگرفت
و هرگز از
پا نمینشست
و هر زمان
با صميميت
و شجاعت و
پيگيری،
در راهی كه
برگزيده
بود گام بر
میداشت.
يادش
پايدار.
٣ تير ١٣٨٣ /
٢٤ ژوئن
٢٠٠٤
سيروس
آرين پور.
نعمت آزرم.
داريوش
آشوری. عفت
باقرزاده.
فيروز
باقرزاده.
ناصر
پاكدامن.
امير
پيشداد.
علیاصغر
حاج
سيدجوادی.
مهدی
خانبابا
تهرانی.
حميد
ذوالنور.
منوچهر
رسا. علی
رضوی.
كامبيز
روستا.
مجيد
زربخش.
هوشمند
ساعدلو.
هوشنگ
سياحپور.
ابراهيم
سيفی. ايرج
طبيبنيا.
مهناز
طبيبنيا.
عباس
عاقلیزاده.
آنا عنايت.
محمود
عنايت.
شهرام
قنبری.
محمد علی
همايون
كاتوزيان.
هوشنگ
كشاورز
صدر. پری
كلانتری.
علی گوشه.
مريم متيندفتری.
هدايت
متيندفتری.
عباس
معيری.
هوشنگ
معين زاده.
نيو نابت.
شيدان
وثيق.
غلامرضا
وثيق.
يادبود
حسين ملك
دوستان و
ياران اين
پژوهشگر و
نويسندهی
مبارز در
روز جمعه ٥
تير ١٣٨٣
معادل با
٢٥ ژوئن
٢٠٠٤ در
پاريس گرد
هم میآيند
و ياد او را
گرامی میدارند.
ياران و
دوستان
حسين ملك
نشانی محل
گردهمائی:
Lieu: Entraide protestante
27 rue de L'Annonciation, 75016 Paris.
Metro: La Muette (Ligne 9) ou Passy (Ligne 6).
Heure et date: 19,30, Vendredi, 25 juin 2004.
|
|