ضیا مصباح نگاهی دیگر بعد هفتاد و چهار سال

img

نگاهی دیگر بعد هفتاد و چهار سال :

 قیامی که زمینه ساز آن استعفای دکتر  مصدق  و هدفش  پاسداری از نهضت ملی شدن صنعت نفت و آزادی های سیاسی بود ......

**روز ۲۵ تیر۱۳۳۱ دکتر  برای مذاکره درباره ی ماده ی واحده ی اختیارات  و اعلام اسامی وزیران دولت خود به دیدار شاه رفت و نارضایتی‌اش را از مخالفت اکثر نمایندگان مجلس شورای ملی و همچنین نمایندگان مجلس سنا نسبت به ماده واحده ی اختیارات بیان کرد و درباره ی ضرورت تصویب آن  برای اجرای اصلاحات اقتصادی ، مالی ، پولی ، و اداری در کشور توضیح داد.

**شادروان مصدق به شاه می‌گوید : « در صورتی که مجلس با اعطای اختیارات به دولت موافقت نکند ادامه کار برایش مقدور نخواهد بود.» .....

**در برابر اصراراین چهره بر تر ملی  بر تصدی وزارت جنگ و تأکید بر اینکه حق اینستکه وزیر جنگ را خود انتخاب کنم  شاه به صراحت نگرانی خودش را بر زبان آورد .....

 ** ۲۷ تیرماه شاه فرمان نخست‌وزیری احمد قوام را صادر و همان روز وی با انتشار اعلامیه‌ای ، مواضع و برنامه ی دولت خود را به صراحت بیان نمود.

** درباره ی  ملی شدن صنعت نفت ، توضیح ‌داد که خود او پیشرو « استیفای حق کامل ایران از کمپانی نفت جنوب » است و به همین علت دولت او را در سال ۱۳۲۶ بر کنار کردند ؛ اما برکناری‌اش موجب از بین رفتن ایده ی او نشد و بعداً دکتر مصدق آن ایده را « با سرسختی بی‌مانندی» دنبال نموده و در مقابل هیچ فشاری از پای ننشست

**قوام عاجل‌ترین وظیفه ی خود را برقراری نظم و امنیت اعلام کرد و تأکید کرد اجرای قانون و تحقق عدالت و سر و سامان دادن به اوضاع مالی و اقتصادی مردم بخصوص طبقات و اقشار کم‌‌‌درآمد در رأس برنامه‌هایش قرار دارد.

** قوام به ملت ایران نوید وبر ضرورت دور نگه‌داشتن دیانت از سیاست و جلوگیری از نشر خرافات و عقاید قهقرایی سخن گفت و یادآور شد یکی از لطمه‌های جدی که به آزادی و مشروطیت در ایران وارد شده ، از سوی کسانی است که « ارتجاع سیاه » را برای مبارزه با کمونیسم تقویت کرده‌اند

**هنگامی که در بازار شایعه ی استعفای دکتر مصدق تایید شد « کلیه اصناف بازار  مغازه‌های خود را بسته و  عده زیادی از افراد طبقات مختلف برای اطلاع از چگونگی تصمیم مجلس در بهارستان اجتماع کردند......

**به‌رغم استقرار سربازان در خیابان‌های پیرامون مجلس  بتدریج گروهی از مردم در میدان بهارستان اجتماع کردند و منتظر تصمیم نمایندگان مجلس شدند

**همزمان بیشتر شخصیت‌های مستقل و احزاب سیاسی پرنفوذ از ابراز نظر صریح نسبت به استعفا و تعیین نخست‌وزیر جدید خودداری و سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفتند ؛  برخی تشکل‌های کم نفوذ ، مانند حزب ملت ایران ، قاطعانه از دکتر مصدق حمایت کردند .

**انتشار اعلامیه ی قوام و تظاهرات گسترده ی مردم به نفع دکتر مصدق در تهران و شماری از شهرستان‌ها ، مانند اصفهان، اهواز، آبادان، کرمانشاه، رشت، کرمان ،، شیراز و....موجب شد  ۲۸ تیرکاشانی موضع مشخصی نسبت به وقایع کشور اتخاذ کند ......

** بازار و مغازه‌های خیابان‌های مرکز و جنوب ‌شهر عموماً تعطیل بود و تظاهرات و اعتراض‌های مردمی گسترده‌تر شد.

**  ۲۹ تیر ماه در بازار، خیابان‌های بوذرجمهری ، ناصر‌خسرو و …. مغازه‌ها یکپارچه تعطیل بودند و تظاهرات مردم و رویارویی آنها با مأموران فرمانداری نظامی بیشتر و شدیدتر از روزهای پیش شد .

** کانون اصلی تظاهرات و درگیری‌ها در محدوده ی حد فاصل میدان بهارستان تا میدان توپخانه بود و در ساعت‌هایی از روز به مناطق دیگری از شهر نیز گسترش پیدا می‌کرد.

**به نوشته ی روزنامه ی اطلاعات در جریان تظاهرات و درگیری میان تظاهرکنندگان و مأموران نظامی و انتظامی در روزهای ۲۸ و ۲۹ تیرماه ، ۶۲۴ نفر دستگیر شدند.

**خشونت مأموران انتظامی و نظامی در برخورد با تظاهرکنندگان موجب شد نمایندگان عضو جبهه ی ملی در مجلس شورا  در اعلامیه‌های جداگانه‌ای از « افسران و سربازان شرافتمند ارتش و نیروی انتظامی » بخواهند هموطنان بپاخاسته ی خود را مورد اذیت و آزار قرار ندهند .

**نمایندگان عضو جبهه ی ملی می‌دانستند با یک روز اعتصاب عمومی نمی‌توانند به هدف خود دست یابند. بنابراین، برای روزهای بعد نیز اقداماتی را در نظر گرفتند ....
**انتشار اعلامیه ی« جمعیت ملی مبارزه با استعمار از تشکل‌های علنی حزب ‌توده » و دعوت آن جمعیت  از  کاشانی، دکتر مصدق، جبهه ی ملی و سازمان‌های وابسته  به منظور تشکیل «جبهه ی واحد ضداستعمار» و هماهنگ کردن مبارزه ی خود برای برکناری احمد قوام ، تأمین حداقل آزادی‌های دموکراتیک در سراسر کشور، اخراج کارشناسان امریکایی، و لغو قراردادهای اسارت‌آور، در  ۲۸ تیرماه و استقبال  حزب ایران از آن دعوت از وقایع مهمی بود که به لحاظ روند حوادث نتایج دوگانه‌ای در پی داشت : از یک‌سو موجب شد اعضا و طرفداران حزب توده به جنبش اعتراضی بپیوندند

** در این مبارزه ی تبلیغاتی، روزنامه ی شاهد تا آنجا پیش رفت که ۳۰ تیرماه مدعی شد قوام و حزب توده توطئه ی مشترکی را علیه مردم تدارک دیده‌اند و در این باره به مردم چنین هشدار داد : « مردم هوشیار باشید! قوام به جراید خود دستور داد بنویسند که توده‌ای‌ها امروز جریان را در دست دارند و  مأمورند که در میان شما مقاصد شوم خود را اجرا کنند تا قوام بتواند نقشه پلید خویش را انجام دهد...... فقط از رهبران و  شعارهای ملی پیروی کنید »

**در جلسه‌ای که در آخرین ساعات ۲۹ تیرماه در مجلس شورای ملی تشکیل شد « مهندس رضوی از جانب ملیون و سرلشکر علوی [مقدم] از جانب دولتی‌ها داد سخن دادند و طوری همدیگر را از نیروی متراکم توده‌ای و عملیات عناصر اخلالگر و دشمنان ایران ترسانیدند که موضوع بر خودشان مشتبه شد.» در نتیجه ، نمایندگان عضو جبهه ی ملی اعلامیه را نوشتند و امضاء کردند و به علوی‌مقدم دادند تا هرچه سریع‌تر در رادیو  خوانده شود

**در نتیجه ی ایستادگی مردم غیرمسلح ، بتدریج نشانه‌هایی از تردید و نافرمانی در میان نظامیان آشکار شد و عده‌ای از افسران و سربازان حاضر به مقابله با مردم نبودند وخیابان‌ها را ترک کردند و هزاران نفر از مردم تهران برای دیدار مصدق به خانه او رفتند و دکترخطاب به آنها گفت : «‌ ای مردم، من به جرأت می‌گویم استقلال ایران از دست رفته بود ولی شما با رشادت خود آن را گرفتید »

 ۳۱ تیر ۱۳۳۱ نمایندگان مجلس شورای ملی با ۶۱ رأی، تمایل خود را به نخست وزیری دکتر مصدق اعلام  و شاه فرمان نخست‌وزیری او را صادر کردو........

***

**اما  یک پرسش همچنان بی پاسخ مانده  : آیا قیام ۳۰ تیر قیامی سازمان یافته بود یا خودانگیخته؟ اهمیت این پرسش هنگامی بیشتر مشخص می شود که تحولات نهضت ملی شدن صنعت نفت و دیگر رویدادهای تاریخ معاصر ایران از منظر تاریخ اجتماعی و نقش توده ها مورد توجه وبررسی قرار گیرد .

**برخی از پژوهشگران  بر این نظرند که قیام ۳۰ تیر قیامی سازمان یافته بود و مینویسند : « جبهه ملی ـ با حمایت حزب توده ـ از مردم خواست تا در پشتیبانی از مصدق به اعتصابات عمومی و تظاهرات گسترده دست بزنند و این اغاز جنبش ستودنی 30 تیر بود  

**تأمل دررویدادهای روزهای ۲۶ تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱، این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که چرا در آن ۵ روز مردم به طور خودجوش برای بازگرداندن دکتر مصدق به نخست‌وزیری و تداوم نهضت ملی شدن صنعت نفت به خیابان‌ها آمدند و از هرگونه تلاش و جانفشانی دریغ نکردند ......

** ولی یک سال بعد، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، برای جلوگیری از کودتا و در روزهای بعد برای در هم شکستن کودتا به خیابان‌ها نیامدند؟                                                          که  در دیگر مطلبی به ان پرداخته خواهد شد…..28 تیر ماه  / ضیاء مصباح