Iran National Front, USA

Home Page

Site Map

Return to Document Page

Iran Party News Agency, Ahvaz, 

آژانس خبررسانی حزب ايران

يكشنبه، 13 دى، 1383

امیر انتظام بیست و پنج سال مقاومت

در بیست وپنجمین سالروز بازداشت مهندس عباس امیرانتظام عضو رهبری جبهه ملی ایران و قدیمی ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی جلسه ماهانه حزب ایران تحت عنوان  امیر انتظام بیست و پنج سال مقاومت در اهواز با حضور اعضا و هواداران حزب ایران و جبهه ملی ایران و گروهی از دانشجویان برگذار شد . در ابتدای برنامه  پس از پخش سرود ای ایران و یاد پیشوای نهضت ملی ایران شادروان دکتر محمد مصدق  ، امیررضا امیربختیار مسئول تشکیلان حزب ایران در استان خوزستان به ایراد سخنرانی پیرامون شخصیت ومبارزات مهندس امیرانتظام پرداخت سپس مجری برنامه اعلام تریبون آزاد کرد و حاضران پیرامون مسائل مختلف نظریات خود را بازگو کردند. در پایان جاسه مقاله رفراندوم چرا و چگونه ؟ نوشته آقای امیرانتظام در بین حاضران پخش شد.


 
يكشنبه، 13 دى، 1383

سازمانهای جبهه ملی ایران برونمرز- شاخه امریکا

در گذشت تأثرانگیز و نابهنگام دکتر مسعود حجازی ، از رهبران و سازمان دهندگان برجسته جبهه ملی ایران،  را به خانواده محترم حجازی و بزرگمهر، مبارزین جبهه ملی ایران و  مبارزین راه آزادی و دمکراسی در ایران، تسلیت می گوید!
دکتر مسعود حجازی مبارزه در راه استقرار آزادی و دمکراسی در ایران را، در سالهای دانشجوئی، مصادف با سالهای ملی شدن نفت ، در دانشگاه تهران آغاز نمود و تا پایان زندگی پرثمر و سرافرازش از پرچمداران  نهصت ملی ایران و پویندگان راه پر افتخار مصدق بشمار می آمد .  
 دکتر ججازی روز جمعه 11 دی ماه ( 31 دسامبر ) در بیمارستان جم تهران در گدشت . جبهه ملی ایران طی اطلاعیه ای تاریخ مراسم تشییع جنازه وی را در روز شنبه 12 دی ماه از مقابل بیمارستان جم تهران اعلام داشته است .
یادش گرامی باد! 


 
سه شنبه، 8 دى، 1383

توضيحات تکان دهنده وب لاگ نويسان به هيئت ويژه رياست جمهوری
 
  • به ما می‌گفتند اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه‌اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده‌اي
  • تلاش براي گرفتن توبه‌نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را درفلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر ازادعاهاي آنان بود که بعضي نيز تسليم اين ماجرا شدند
  • پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد
  • Mon   27 12 2004   17:39

    روز شنبه گذشته، بنا به ارجاع رئيس جمهور و دعوت هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي که من (محمد علی ابطحی/ مشاور خاتمی)هنوز عضو آن هستم از وبلاگنويسان غير پيشمان دعوت کرده بود که گزارشي از وضعيت رفتار در زندان و ادعاهايي که مي شود ارائه نمايند. حنيف مزروعي، قريشي، فرشته قاضي، نادر پور و محبوبه ملاقلي آمده بودند. چند نکته مهم و غير قابل توجيهي ارائه کردند که مهمترين آنها عبارتند از:
    ١- ادعاي شکنجه فيزيکي. مشت و لگد زدند، از پشت سرم را به نيمکت کوبيد که بيني تازه جراحي شده خونريزي کرد و بعد معلوم شد شکسته شده، مشت مي زدند، ماهها در سلول انفرادي بوديم و از اين حرفها...
    ٢- سوال سنتي روابط جنسي . اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده اي و از همه وحشتناکتر: اسم ٦ نفر از افراد سرشناس سياسي اصلاح طلب را در اختيار يکي از خانمها قرار دادند و اينکه بنويسد با آنها رابطه نا مشروع داشته است. وقتي هم که انکار مي کردند، يکي دو تا از افراد بريده را پيش آنها مي آوردند که ما خودمان با ايشان روابط نامشروع داشتيم!
    ٣- ادعا مي کردند: مديريت بازجويي توسط يکي از وبلاگنويسان ناراضي قبلي بوده است. چند نفري هم که بعداً توبه نامه نوشتند، از فشار کمتري برخوردار بودند و به نوعي به رفع کمبودهاي اطلاعات فني بازجويان اقدام مي کردند. اينها نشانه آنست که آدمهاي ضعيف نبايد در کار سياست مورد اعتماد قرار گيرند. گرچه بازهم وضع آنان را مي توان درک کرد و نمي توان آنان را مورد ملامت قطعي دانست.
    ٤- مخالفت با تعيين وکيل و ناديده گرفتن حقوق قانوني نيز از ادعاهاي ديگر بود.
    ٥- عدم اطلاع کامل فني از مسائل اينترنت يکي ديگر از مشکلاتي بود که آنان ادعا مي کردند.
    ٦- تلاش براي گرفتن توبه نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را در فلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر از ادعاهاي آنان بود که بعضي از آنها تسليم اين ماجرا شدند و اينها که آمده بودند تسليم نشده بودند.
    ٧- تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي و بعضاً سياسي يکي ديگر از مواردي بود که مي گفتند. در همه اين موارد پاي ثابت کساني که از همه خواسته اند عليه شان مطلب بنويسند، در حوزه سياست و اخلاق و فني، من و مصطفي تاج زاده بوديم.
    و حرفهاي ديگري که بعضاً قابل نقل نيستند.
    پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد. اينها يک مجموعه ادعاست که در آن جلسه مطرح شد. از رئيس جلسه پرسيدم که اينها را که تصويب نکرديد نقل نشود؟ گفت نه، ولي خدا کند دروغ باشد. اگر راست باشد جواب خدا، مردم و تاريخ چه خواهد بود؟

    برگرفته از سايت وب نوشت ها/ محمد علی ابطحی

     
    پنجشنبه، 3 دى، 1383


     
    چهارشنبه، 2 دى، 1383

    شبکه تلویزیونی روزنامه نگاران ایرانی از هلند به راه می افتد

    آژانس خبری هلندANP - مجلس هلند روز پنجشنبه با ایجاد تغییر در بودجه سال 2005 این کشور مبلغ پانزده میلیون یورو را برای تاسیس یک ماهواره مستقل تلویزیونی اختصاص داد. تغییر در بودجه از طریق تصویب تبصره پیشنهاد شده از سوی دو حزب سبز و لیبرال و با رای مثبت کلیه اعضای مجلس به انجام رسید. تبصره فوق با ابتکار عمل فرح کریمی نماینده حزب سبز در مجلس هلند پیشنهاد شده است و هدف آن حمایت از یک گروه از روزنامه نگاران ایرانی است که با هدف اطلاع رسانی مستقل به مردم ایران(از طریق شبکه ماهواره ای) گرد هم جمع شده اند.
    در ایران، تقریبا همه روزنامه های مستقل و نیز وب سایتهای بسیاری توقیف شده اند، و اطلاع رسانی تلویزیونی در داخل منحصرا از طریق کانالهای دولتی صورت می گیرد.


     
    سه شنبه، 1 دى، 1383

    استاد اديب برومند بر اثر سانحه به بيمارستان مهراد منتقل شد.

     رئيس هيات رهبري جبهه ملي ايران روز پنج شنبه هنگام مراجعه به جلسه هيات امناي بنياد و فرهنگسراي خود در اصفهان دچار شكستگي شديد قسمت فوقاني استخوان ران شدند كه پس از اين حادثه ايشان به بيمارستان سعدي در اصفهان و سپس به تهران انتقال مي يابند.
    شاعر ملي ايران هم اينك در بيمارستان مهراد بستري است و دوستان و هم انديشه گان وي براي ايشان از خداوند منان سلامتي و تندرستي خواستارند.
    اين حادثه باعث تاسف دوستان و علاقمندان ايشان شده است به نحوي كه مديريت سايت استاد قادر به پاسخگويي اظهار محبت و نامه هاي الكترونيك ارسال شده نمي باشد.
    مدير سايت اديب برومند


     
    شنبه، 28 آذر، 1383

    هموطن.مقاومت دليرانه امير انتظام 25 ساله شد

     
    امير انتظام و فرهنگ مقاومت 
     

    انسان آزاد به دنيا آمده و همه جا در زنجير است (ژان ژاک رسو) رنجهای اسارت و بی عدالتی در طول تاريخ جسم جان انسان را چه بسيارآزرده و می آزارد و زندان اين هيولای دست پروده انسان اشتهای سيری ناپذيرخودرا برای بلعيدن آزادی انسان به هرسو ميکشاند اما بزرگترين زندان و زنجير انسان، اسارت خويشتن به دست خود می باشد انسان درتلاش برای آموختن و در مسير دانايی و آگاهي، آزادی خويش رامی سازد و در تاريکترين سياهچالها براوج روشنايی به پروازدرمی آيد.پرواز نلسون ماندلها و حضوررا برفراز قله های شعور ورشادت ازجنس اين آزادی است. تلاش هوشمند امير انتظام نيز بيان همان حقيقت به روايت ديگری است من با نام و چهره امير انتظام در روزهای داغ انقلاب آشنا شدم در آن دوران پرهيچان و انباشته ازاحساس  و تحت تاثير فرهنگ سياسی حاکم بر آن زمان از اميرانتظام که آراسته و مرتب بود فرسنگها فاصله داشتم و حضور او را در کابينه در راستای انقلاب نمی دانستم .

     در آبان1358ديوارهای سفارت آمريکا زير پای دوستان ضد ليبرال کوتاه آمد و غرور آمريکا در مقابل دانشجويان انقلابی جريحه دارشد و 444 روز متفاوت در تاريخ ديپلماسی جهان تجربه گرديد و امير انتظام نيز گرفتار گرديد.  (شعار افشا کن اعدام بايد گردد) بر فضای انقلابی آن زمان حاکم شد.

     پس از550 روز بازداشت ،محاکمه امير انتظام بدون وکيل و بدون دسترسی او به اسناد و مدارک و بدون بهرمندی ازامکان دفاع شروع شد، اتهامات انتسابی به او بسيار سنگين بود1- ((شرکت در توطئه انحلال مجلس خبرگان و مقابله با ولايت فقيه )) 2-تمهيدو تفريق بين مسلمين و جدا کردن برادران انقلابی فلسطين و ليبی 3- فراری دادن سران رژيم فاسد گذشته و انجام ملاقاتها و تماس های سری و دادن اطلاعات به دشمنان انقلاب.

     تا سال 1374 از او بی خبر بودم تا اينکه کيهان هوائی در مطلبی با عنوان (آقای امير انتظام دنيای جاسوسی دنيا شجاعت نيست) عکس او را با دست هايی به زنجير کشيده بر تخت بيمارستان چاپ کرد، اين عکس شديدا مرا متاثر کرد و به فکر فرو رفتم و با کنجکاوی مطالب مندرج در کيهان هوايی 24 مهر را دنبال کردم. امير انتظام با جملات تندی اظهارات آقای سليمی نمين سردبير کيهان هوايی را به باد انتقاد گرفته بود، آقای امير انتظام در پاسخ خود به کيهان هوايی عنوان می کند که در 17 آذر ماه 1370 در سومين سفرآقای گالندوپل عضو کميسيون حقوق بشر و نماينده دبير کل سازمان ملل متحد، عليه جمهوری اسلامی اعلام جرم کرده و پيشنهاد خروج بدون قيد و شرط از زندان را نپذيرفته است همچنين در فرمهای تقاضای عفو که بين زندانيان توزيع شده بود نوشته است ( من به هيچ کس و هيچ مقامی اجازه نمی دهم تا مرا مورد عفو قرار دهد اين مقامات نظام هستند که بايد تقاضای عفو کنند) و درخواسته هميشگی خود مبنی بر اعاده دادرسی را مجداد تکرار می کند.

    در سال 1374 آقای رهبر پور رئيس وقت دادگاه انقلاب در مصاحبه مطبوعاتی خود اتهامات تازه ای به او وارد می کند که آقای امير انتظام با پاسخ بسيار جسورانه ای اتهامات را رد می کند ( مرا از مرگ نترسانيد که رقص کنان به پای چوبه دار خواهم رفت ).

     زمان می گذرد و بعضی از ادبيات زمان انقلاب به تدريج کنار گذاشته می شوند و کلمات نفرين شده آن دوران در گفتمان جديدی به ادبيات سياسی راه پيدا می کند که از آن جمله حقوق بشر- جامعه مدني- قانون مداري- حاکميت قانون و.... می باشند و با بازشدن نسبی فضای سياسی نام آقای امير انتظام دوباره سرزبان ها می افتد اين بار نه بعنوان جاسوس آمريکا بلکه درمقام برنده جايزه حقوق بشر بنياد دکتر برونو کرايسکي.

    او و همسرش خانم الهه امير انتظام مجوز رسمی خروج از کشور را جهت دريافت جايزه ، بدست می آورند ولی آقای امير انتظام به خاطر عشق به وطن و اينکه ممکن است بعد از خروج از کشور اجازه ورود به وطن را دريافت نکند ايران را ترک نمی کند و اين در شرايطی است که دريافت جايزه آبرومندانه ترين بهانه برای رهايی از زندان و درمان دردهای ناشی ازحبس طويل المدت بود، اودر پيام خود به مناسبت دريافت جايزه برای تحکيم پايه های حاکميت ملی پيشنهاد برگزاری رفراندوم می کند.

    آقای امير انتظام پس از 17 سال تحمل رنج و محروميت در زندان در آذر ماه 1375 بخاطر مشکلات ناشی از بيماريهای متعدد بدون هيچ حکم با قرار قضائی به خارج از زندان هدايت می شود در شرايطی که مشغول مداوای خود بود به بهانه مصاحبه ای با راديو آمريکا و افشا گری حوادث زندان اوين تحت مديريت آقای لاجوردی مورد خشم مقامات قضايی قرار گرفته و به خاطر شکايتی که هرگز منتهی به صدور حکم نشد مجداد روانه زندان می شود بعد از وقايع کوی دانشگاه تهران شرايط زندان برای او سخت ترشده و ممنوع الملاقات می گردد. اين شرايط ادامه پيدا می کند تا اينکه در سال 1379 مجددا برای درمان به خارج از زندان هدايت ميشود، آقای امير انتظام در بيرون از زندان به مداوای خود مشغول می گردد تااينکه بخاطر انتشار مقاله ای تحت عنوان( رفراندوم چرا و چگونه) و مصاحبه ای که در اين زمينه انجام می دهد در تاريخ 4/2/82 برای تحمل حبس روانه اقامتگاه اصلی خود يعنی