Iran National Front, USA

Home Page

Site Map

Return to Document Page

Iran Party News Agency, Ahvaz, 

آژانس خبررسانی حزب ايران

يكشنبه، 13 دى، 1383

امیر انتظام بیست و پنج سال مقاومت

در بیست وپنجمین سالروز بازداشت مهندس عباس امیرانتظام عضو رهبری جبهه ملی ایران و قدیمی ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی جلسه ماهانه حزب ایران تحت عنوان  امیر انتظام بیست و پنج سال مقاومت در اهواز با حضور اعضا و هواداران حزب ایران و جبهه ملی ایران و گروهی از دانشجویان برگذار شد . در ابتدای برنامه  پس از پخش سرود ای ایران و یاد پیشوای نهضت ملی ایران شادروان دکتر محمد مصدق  ، امیررضا امیربختیار مسئول تشکیلان حزب ایران در استان خوزستان به ایراد سخنرانی پیرامون شخصیت ومبارزات مهندس امیرانتظام پرداخت سپس مجری برنامه اعلام تریبون آزاد کرد و حاضران پیرامون مسائل مختلف نظریات خود را بازگو کردند. در پایان جاسه مقاله رفراندوم چرا و چگونه ؟ نوشته آقای امیرانتظام در بین حاضران پخش شد.


 
يكشنبه، 13 دى، 1383

سازمانهای جبهه ملی ایران برونمرز- شاخه امریکا

در گذشت تأثرانگیز و نابهنگام دکتر مسعود حجازی ، از رهبران و سازمان دهندگان برجسته جبهه ملی ایران،  را به خانواده محترم حجازی و بزرگمهر، مبارزین جبهه ملی ایران و  مبارزین راه آزادی و دمکراسی در ایران، تسلیت می گوید!
دکتر مسعود حجازی مبارزه در راه استقرار آزادی و دمکراسی در ایران را، در سالهای دانشجوئی، مصادف با سالهای ملی شدن نفت ، در دانشگاه تهران آغاز نمود و تا پایان زندگی پرثمر و سرافرازش از پرچمداران  نهصت ملی ایران و پویندگان راه پر افتخار مصدق بشمار می آمد .  
 دکتر ججازی روز جمعه 11 دی ماه ( 31 دسامبر ) در بیمارستان جم تهران در گدشت . جبهه ملی ایران طی اطلاعیه ای تاریخ مراسم تشییع جنازه وی را در روز شنبه 12 دی ماه از مقابل بیمارستان جم تهران اعلام داشته است .
یادش گرامی باد! 


 
سه شنبه، 8 دى، 1383

توضيحات تکان دهنده وب لاگ نويسان به هيئت ويژه رياست جمهوری
 
  • به ما می‌گفتند اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه‌اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده‌اي
  • تلاش براي گرفتن توبه‌نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را درفلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر ازادعاهاي آنان بود که بعضي نيز تسليم اين ماجرا شدند
  • پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد
  • Mon   27 12 2004   17:39

    روز شنبه گذشته، بنا به ارجاع رئيس جمهور و دعوت هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي که من (محمد علی ابطحی/ مشاور خاتمی)هنوز عضو آن هستم از وبلاگنويسان غير پيشمان دعوت کرده بود که گزارشي از وضعيت رفتار در زندان و ادعاهايي که مي شود ارائه نمايند. حنيف مزروعي، قريشي، فرشته قاضي، نادر پور و محبوبه ملاقلي آمده بودند. چند نکته مهم و غير قابل توجيهي ارائه کردند که مهمترين آنها عبارتند از:
    ١- ادعاي شکنجه فيزيکي. مشت و لگد زدند، از پشت سرم را به نيمکت کوبيد که بيني تازه جراحي شده خونريزي کرد و بعد معلوم شد شکسته شده، مشت مي زدند، ماهها در سلول انفرادي بوديم و از اين حرفها...
    ٢- سوال سنتي روابط جنسي . اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده اي و از همه وحشتناکتر: اسم ٦ نفر از افراد سرشناس سياسي اصلاح طلب را در اختيار يکي از خانمها قرار دادند و اينکه بنويسد با آنها رابطه نا مشروع داشته است. وقتي هم که انکار مي کردند، يکي دو تا از افراد بريده را پيش آنها مي آوردند که ما خودمان با ايشان روابط نامشروع داشتيم!
    ٣- ادعا مي کردند: مديريت بازجويي توسط يکي از وبلاگنويسان ناراضي قبلي بوده است. چند نفري هم که بعداً توبه نامه نوشتند، از فشار کمتري برخوردار بودند و به نوعي به رفع کمبودهاي اطلاعات فني بازجويان اقدام مي کردند. اينها نشانه آنست که آدمهاي ضعيف نبايد در کار سياست مورد اعتماد قرار گيرند. گرچه بازهم وضع آنان را مي توان درک کرد و نمي توان آنان را مورد ملامت قطعي دانست.
    ٤- مخالفت با تعيين وکيل و ناديده گرفتن حقوق قانوني نيز از ادعاهاي ديگر بود.
    ٥- عدم اطلاع کامل فني از مسائل اينترنت يکي ديگر از مشکلاتي بود که آنان ادعا مي کردند.
    ٦- تلاش براي گرفتن توبه نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را در فلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر از ادعاهاي آنان بود که بعضي از آنها تسليم اين ماجرا شدند و اينها که آمده بودند تسليم نشده بودند.
    ٧- تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي و بعضاً سياسي يکي ديگر از مواردي بود که مي گفتند. در همه اين موارد پاي ثابت کساني که از همه خواسته اند عليه شان مطلب بنويسند، در حوزه سياست و اخلاق و فني، من و مصطفي تاج زاده بوديم.
    و حرفهاي ديگري که بعضاً قابل نقل نيستند.
    پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد. اينها يک مجموعه ادعاست که در آن جلسه مطرح شد. از رئيس جلسه پرسيدم که اينها را که تصويب نکرديد نقل نشود؟ گفت نه، ولي خدا کند دروغ باشد. اگر راست باشد جواب خدا، مردم و تاريخ چه خواهد بود؟

    برگرفته از سايت وب نوشت ها/ محمد علی ابطحی

     
    پنجشنبه، 3 دى، 1383


     
    چهارشنبه، 2 دى، 1383

    شبکه تلویزیونی روزنامه نگاران ایرانی از هلند به راه می افتد

    آژانس خبری هلندANP - مجلس هلند روز پنجشنبه با ایجاد تغییر در بودجه سال 2005 این کشور مبلغ پانزده میلیون یورو را برای تاسیس یک ماهواره مستقل تلویزیونی اختصاص داد. تغییر در بودجه از طریق تصویب تبصره پیشنهاد شده از سوی دو حزب سبز و لیبرال و با رای مثبت کلیه اعضای مجلس به انجام رسید. تبصره فوق با ابتکار عمل فرح کریمی نماینده حزب سبز در مجلس هلند پیشنهاد شده است و هدف آن حمایت از یک گروه از روزنامه نگاران ایرانی است که با هدف اطلاع رسانی مستقل به مردم ایران(از طریق شبکه ماهواره ای) گرد هم جمع شده اند.
    در ایران، تقریبا همه روزنامه های مستقل و نیز وب سایتهای بسیاری توقیف شده اند، و اطلاع رسانی تلویزیونی در داخل منحصرا از طریق کانالهای دولتی صورت می گیرد.


     
    سه شنبه، 1 دى، 1383

    استاد اديب برومند بر اثر سانحه به بيمارستان مهراد منتقل شد.

     رئيس هيات رهبري جبهه ملي ايران روز پنج شنبه هنگام مراجعه به جلسه هيات امناي بنياد و فرهنگسراي خود در اصفهان دچار شكستگي شديد قسمت فوقاني استخوان ران شدند كه پس از اين حادثه ايشان به بيمارستان سعدي در اصفهان و سپس به تهران انتقال مي يابند.
    شاعر ملي ايران هم اينك در بيمارستان مهراد بستري است و دوستان و هم انديشه گان وي براي ايشان از خداوند منان سلامتي و تندرستي خواستارند.
    اين حادثه باعث تاسف دوستان و علاقمندان ايشان شده است به نحوي كه مديريت سايت استاد قادر به پاسخگويي اظهار محبت و نامه هاي الكترونيك ارسال شده نمي باشد.
    مدير سايت اديب برومند


     
    شنبه، 28 آذر، 1383

    هموطن.مقاومت دليرانه امير انتظام 25 ساله شد

     
    امير انتظام و فرهنگ مقاومت 
     

    انسان آزاد به دنيا آمده و همه جا در زنجير است (ژان ژاک رسو) رنجهای اسارت و بی عدالتی در طول تاريخ جسم جان انسان را چه بسيارآزرده و می آزارد و زندان اين هيولای دست پروده انسان اشتهای سيری ناپذيرخودرا برای بلعيدن آزادی انسان به هرسو ميکشاند اما بزرگترين زندان و زنجير انسان، اسارت خويشتن به دست خود می باشد انسان درتلاش برای آموختن و در مسير دانايی و آگاهي، آزادی خويش رامی سازد و در تاريکترين سياهچالها براوج روشنايی به پروازدرمی آيد.پرواز نلسون ماندلها و حضوررا برفراز قله های شعور ورشادت ازجنس اين آزادی است. تلاش هوشمند امير انتظام نيز بيان همان حقيقت به روايت ديگری است من با نام و چهره امير انتظام در روزهای داغ انقلاب آشنا شدم در آن دوران پرهيچان و انباشته ازاحساس  و تحت تاثير فرهنگ سياسی حاکم بر آن زمان از اميرانتظام که آراسته و مرتب بود فرسنگها فاصله داشتم و حضور او را در کابينه در راستای انقلاب نمی دانستم .

     در آبان1358ديوارهای سفارت آمريکا زير پای دوستان ضد ليبرال کوتاه آمد و غرور آمريکا در مقابل دانشجويان انقلابی جريحه دارشد و 444 روز متفاوت در تاريخ ديپلماسی جهان تجربه گرديد و امير انتظام نيز گرفتار گرديد.  (شعار افشا کن اعدام بايد گردد) بر فضای انقلابی آن زمان حاکم شد.

     پس از550 روز بازداشت ،محاکمه امير انتظام بدون وکيل و بدون دسترسی او به اسناد و مدارک و بدون بهرمندی ازامکان دفاع شروع شد، اتهامات انتسابی به او بسيار سنگين بود1- ((شرکت در توطئه انحلال مجلس خبرگان و مقابله با ولايت فقيه )) 2-تمهيدو تفريق بين مسلمين و جدا کردن برادران انقلابی فلسطين و ليبی 3- فراری دادن سران رژيم فاسد گذشته و انجام ملاقاتها و تماس های سری و دادن اطلاعات به دشمنان انقلاب.

     تا سال 1374 از او بی خبر بودم تا اينکه کيهان هوائی در مطلبی با عنوان (آقای امير انتظام دنيای جاسوسی دنيا شجاعت نيست) عکس او را با دست هايی به زنجير کشيده بر تخت بيمارستان چاپ کرد، اين عکس شديدا مرا متاثر کرد و به فکر فرو رفتم و با کنجکاوی مطالب مندرج در کيهان هوايی 24 مهر را دنبال کردم. امير انتظام با جملات تندی اظهارات آقای سليمی نمين سردبير کيهان هوايی را به باد انتقاد گرفته بود، آقای امير انتظام در پاسخ خود به کيهان هوايی عنوان می کند که در 17 آذر ماه 1370 در سومين سفرآقای گالندوپل عضو کميسيون حقوق بشر و نماينده دبير کل سازمان ملل متحد، عليه جمهوری اسلامی اعلام جرم کرده و پيشنهاد خروج بدون قيد و شرط از زندان را نپذيرفته است همچنين در فرمهای تقاضای عفو که بين زندانيان توزيع شده بود نوشته است ( من به هيچ کس و هيچ مقامی اجازه نمی دهم تا مرا مورد عفو قرار دهد اين مقامات نظام هستند که بايد تقاضای عفو کنند) و درخواسته هميشگی خود مبنی بر اعاده دادرسی را مجداد تکرار می کند.

    در سال 1374 آقای رهبر پور رئيس وقت دادگاه انقلاب در مصاحبه مطبوعاتی خود اتهامات تازه ای به او وارد می کند که آقای امير انتظام با پاسخ بسيار جسورانه ای اتهامات را رد می کند ( مرا از مرگ نترسانيد که رقص کنان به پای چوبه دار خواهم رفت ).

     زمان می گذرد و بعضی از ادبيات زمان انقلاب به تدريج کنار گذاشته می شوند و کلمات نفرين شده آن دوران در گفتمان جديدی به ادبيات سياسی راه پيدا می کند که از آن جمله حقوق بشر- جامعه مدني- قانون مداري- حاکميت قانون و.... می باشند و با بازشدن نسبی فضای سياسی نام آقای امير انتظام دوباره سرزبان ها می افتد اين بار نه بعنوان جاسوس آمريکا بلکه درمقام برنده جايزه حقوق بشر بنياد دکتر برونو کرايسکي.

    او و همسرش خانم الهه امير انتظام مجوز رسمی خروج از کشور را جهت دريافت جايزه ، بدست می آورند ولی آقای امير انتظام به خاطر عشق به وطن و اينکه ممکن است بعد از خروج از کشور اجازه ورود به وطن را دريافت نکند ايران را ترک نمی کند و اين در شرايطی است که دريافت جايزه آبرومندانه ترين بهانه برای رهايی از زندان و درمان دردهای ناشی ازحبس طويل المدت بود، اودر پيام خود به مناسبت دريافت جايزه برای تحکيم پايه های حاکميت ملی پيشنهاد برگزاری رفراندوم می کند.

    آقای امير انتظام پس از 17 سال تحمل رنج و محروميت در زندان در آذر ماه 1375 بخاطر مشکلات ناشی از بيماريهای متعدد بدون هيچ حکم با قرار قضائی به خارج از زندان هدايت می شود در شرايطی که مشغول مداوای خود بود به بهانه مصاحبه ای با راديو آمريکا و افشا گری حوادث زندان اوين تحت مديريت آقای لاجوردی مورد خشم مقامات قضايی قرار گرفته و به خاطر شکايتی که هرگز منتهی به صدور حکم نشد مجداد روانه زندان می شود بعد از وقايع کوی دانشگاه تهران شرايط زندان برای او سخت ترشده و ممنوع الملاقات می گردد. اين شرايط ادامه پيدا می کند تا اينکه در سال 1379 مجددا برای درمان به خارج از زندان هدايت ميشود، آقای امير انتظام در بيرون از زندان به مداوای خود مشغول می گردد تااينکه بخاطر انتشار مقاله ای تحت عنوان( رفراندوم چرا و چگونه) و مصاحبه ای که در اين زمينه انجام می دهد در تاريخ 4/2/82 برای تحمل حبس روانه اقامتگاه اصلی خود يعنی زندان اوين بر می گردد، آقای امير انتظام که از بيماريهای زيادی از جمله ديابت پروستات، ناراحتی مثانه ،کليه، مهر های کمر و ...... رنج می برد و نياز به معالجه مداوا و عمل جراحی دارد بالاجبار بيش از شش ماه را نيز در زندان تحمل می کند و اين در شرايطی است که کميسيون پزشکی تحت نظر پزشکی قانونی بيماريهای آقای امير انتظام را صعب العلاج تشخيص داده و اعلام می کند که او قادر به تحمل کيفر حبس نمی باشد بالاخره پس از پيگيری های زياد به آقای امير انتظام از تاريخ 13/7/82 برای انجام معالجات پزشکی مرخصی استعلاجی اعطا می گردد اين مرخصی تا به امروز بر پايه مدارک پزشکی تمديد شده است، با اين وجود اين يک وضعيت متزلزلی می باشد که استمرار و دوام آن به خواست و اراده مقامات قضائی بستگی داشته و هر لحظه امکان باز گرداندن او به زندان اوين وجود دارد کنار آمدن با اين وضعيت متزلزل، خود يکی از عوامل فشار روحی بر اين مرد صبور و استوار تلقی می گردد و او تنها با توکل به خدا و تکيه بر عشق و اراده خود با اين شرايط دشوار کنار ميآيد و اين چنين است که او در يک روند استقامت و تواضع  ازظرفيتهای تاريخی فراتر رفته و به يک فرهنگ تبديل می گردد و او در تنهايی و خلوت زندان حتی از خود نيز می آموزد و در کسب دانايی پرتوان شده و از ميان سلول آهن و بتون به بی نهايت روشنايی و رهايی می رسد و او ديگر يک زندانی نيست بلکه آموزگاريست که حتی بدون کلام با حضورش به انسان درس زندگی می آموزد من از او آموختم که آزادگی ارزشی است که برای تحصيل    آن بايد از جسم و جان مايه گذاشت و در مقابل وسوسه های نياز و سرزنش گستاخی شلاق با تکيه بر نيروی شعور و شرف با ايمانی استوار ميتوان ايستاد. و شعر راستين زندگی سرود. من از او آموختم که زندگی آن چنان زيباست که نبايستی آن را با شعار مرگ آزرده کرد، نبايد مرگ هيچ انسانی را آرزوکرد حتی مرگ زندانبان و شکنجه گر را  نبايد. اما می توان و بايد مرگ بر شکنجه را فرياد کشيد. نابودی زندان را آرزو کرد.مرگ بر بی عدالتی و تبعيض را سرداد به جنگ هر گونه پليديها رفت .

     در قله ای که او ايستاده است انتقام و نفرت هيولای زشت و خشنی است که زندگی را اماج کينه قرار می دهد.پس دلها را بايد به عشق صيقل داد، سنگفرشها را از لکه های خون کهنه شست وشهررا با گلهای سرخ آراست. وقت است که شمعدانی هارا به ايوان شهر بياوزيم و شهر را به خنده آذين بنديم.

     هموطن: 28 آذرماه 1383 تاريخ مقاومت دليرانه امير انتظام 25ساله ميگردد. صعوداين مرد پولادين به قله های افتخار وغروريک رويدادتاريخی است اين رويدادفرهنگی وتاريخی راهرچه باشکوه ترپاس بداريم شمعی در دست، آزادی راصداکنيم تاروزگار قفل ازکلام او بگشايد.

     به اميد روزی که زندان نباشد، هجرت وحرمان نباشد، غم دوری از يار و ديار نباشد، عشق تنها نماند. 

       يوسف مولائی وکيل آقای اميرانتظام

                25/9/83         


     
    چهارشنبه، 25 آذر، 1383

    تكذيب


    استاد اديب برومند رهبر جبهه ملي ايران هيچگاه فراخوان رفراندم را كه در خارج از كشور عنوان شده امضا نكرده اند و خبر يكي از شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي دائر بر اينكه ايشان فراخوان را امضا و بعدا پس گرفته اند كذب محض است.
    مدير سايت - حسن قدياني


     
    يكشنبه، 22 آذر، 1383

    از وبلاگ دانشجوی سياسی

    بحث روز :

    دوستان عزيز امروز  وقت آن است كه جوانان اين مرز و بوم با بينش سياسي وارد صحنه عمل شده و مملكت خود را از دست اين دژخيمان نجات دهند كه اين امر هم مستلزم داشتن بينش اسلامي و عدالت علوي و عملكرد قاطع مي باشد مانند بزرك مردان تاريخ سياسي اين مملكت نظير امير كبير و دكتر محمد مصدق و امثالهم كه گامهاي بزرگي در راه نجات اين مملكت از دست دژخيمان خارجي و مزدوران داخلي برداشته اند.

    بحث مطرح شده در اين روزها اين است كه بايد چهره واقعي اسلام را به مردم نماياند آن اسلامي كه بين رهبر جامعه و فقيرترين فرد جامعه هيچ تفاوتي قائل نميشود نه اسلامي كه عده اي سودجو با سوء استفاده از لباس روحاني خود و عنوان اجتماعي و جايگاه خود كه آن را هم مديون اين ملت بزرگ مي باشند با توسل به آن اقدام  به دوشيدن شيره جان اين ملت نموده اند بگونه اي كه متاسفانه ديدگاه مردم در گذر زمان نسبت به اسلام تغيير يافته و دين گريزي در جامعه بگونه اي قابل ملموس رواج يافته است .

    ايجاد جو رعب و وحشت و ترور وخفقان در جامعه و سوء استفاده از اسماء مبارك اهل بيت در مناسبت ها ي مختلف و به اشكال گوناگون و استفاده از تئوري آقا محمد خان قاجار در كنترل مملكت كه عقيده داشت براي حكومت بر مردم بايد آنها را گرسنه و بي سواد نگه داشت تنها با اين تفاوت كه امروزه آنها مردم را گرفتار و بگونه اي ميشود گفت گرسنه نگاه داشته اند سبب شده است كه در جامعه بگونه اي كاملا قابل ملموس جو دين گريزي و عدم اعتماد به حكومت در بين جوانان اين مرز و بوم رواج يابد و همين امر سبب گشته است كه دشمنان خارجي براي اين مملكت دندان طمع تيز كنند.

    در جامعه امروز ما ديده ميشود كه اسلام كه تنها راه نجات انسانها از كليه مصائب خوانده مي شود راهي شده است براي سوء استفاده عده اي سودجو تا جيب هايشان را پر پول كرده و با استفاده از نام اسلام بر مسند قدرت تكيه دهند .

    چرا بايد نود درصد ثروت جامعه در اختيار تنها ده درصد مردم آن جامعه باشد و عده اي شعار عدالت علوي سر دهند مگر نه آنكه در تاريخ بشريت انساني به عدالت علي (ع) هرگز ديده نشده است؟ پس چگونه است كه اين شعارهاي سراسر دروغ و ريا در جامعه سر داده مي شود و فرياد عدالت دولت مردان ما گوش جهانيان را پر كرده است ؟!........ 

    http://siasat4u.persianblog.com


     
    پنجشنبه، 19 آذر، 1383

    خليج فارس نامي به گستره تاريخ

      چند يست كه شاهديم از سوي موسسه آمريكايي نشنال جئوگرافيك كه يكي از قديمي ترين موسسه هاي تحقيق و پژوهش جغرفياي جهان است در انتشارات چاپ هستم اطلس جغرافيايي خود اقدام به قرار دادن نام جعلي خليج عربي در زير نام خليج فارس كرده است در حالي كه در تمام اسناد موجود در سازمان ملل متحد  همواره نام خليج فارس بر روي درياي جنوبي ايران زمين بوده است .اين اقدام خلاف واقع موسسه مذكور موجب اعتراضات گسترده ايرانيان در سراسر جهان گشته كه اميد است با ادامه اعتراضات نشنال جئو گرافيك به اشتباه خود پي برده و در عمل خود تجديد نظر كند .در مقاله اي كه از نظر تان مي گذرد در تلاشم مختصر نگاهي به تايخچه نامگذاري خليج فارس بيندازم و از سوي ديگر به چگونگي مقابله با اين اقدام بپردازم . پس از مهاجرت آريائيان و حركت آنها به جنوب  كشور قوم ايراني پارس كه حكمراني خود را در منطقه آغاز كرد نام خود .را به خليج مزبور داد و از دير باز نام خليج فارس در زبانها ي فرانسه،انگليسي ،آلماني ،ايتالييي،روسي،ژاپني،چيني،تركي،(عربي )و غيره راه پيدا كرد و در تمام تاليف هاي مولفان بزرگ ايراني وعرب از قبيل 1)اين فقيه در كتاب البلدان (تاليف279ق)2)اين رسته در كتاب الاعلاق النفيسه (تاليف 290ق)سهراب در كتاب عجايب الاقليم السسبعه 4)ابن خرداد به در كتاب المسالك الممالك 5)ابو ريحان بيروني در كتاب التفهيم خليج پارس واز اين نام استفاده شده بدين سان نام درياي جنوبي ايران از دير باز خليج فارس بوده است و در آن شك وشبهه وجود ندارد. اما علاوه بر موسسه مذكور رسانه هاي گروهي كشورهاي عربي نيز از اين نام جعلي استفاده كرده و حتي جسارت را به جايي رسانده اندكه اعتراضات اخير ملت ايران نسبت به موسسه نشنال جئوگرافيكي را مورد تمسخر قرار داده اند .اين در حالي است كه اين رسانه ها داراي دفاتر فعالي در ايران بوده .گزارشهاي متعددي را  از ايران مخابره كرده و با شخصيت ها و كارشناسان مختلف ايراني گفتگو كرده و از آنها   بهره مي گيرند.بايد توجه داشت كه لازم است با اين اقدام خلاف واقع كه  منافع ملي ايران را به خطر انداخته است برخوردي گسترده شود و دفاتر اين رسانه ها را در ايران بايد تعطيل كرد و خبر نگاران آنها را كه از رسالت واقعي خود فاصله گرفته اند را اخراج نمود و با تحريم اين رسانه ها از پوشش خبري ايران آنها را تنبيه كردو از سوي ديگر با توجه به وجود رسانه هاي مختلف ايراني كه به زبانهاي گوناگون فعاليت مي كنند ملتهاي جهان از جمله عرب زبانان را از واقعيت هاي موجود آگاه سازند.

     اميررضا اميربختيار

    A_Amirbakhtiar@hotmail.com

     


     

    [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

    خانه
    آرشيو
    پست الكترونيك

    پرشين‌بلاگ

    483 هرمز ممیزی
    اديب برومند

     

    2
    3
    4

    Return to Document Page

     

    بازگشت به صفحه اول

    Persian Font
    Free Download

    Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
    And visit
    JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

    This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
    Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
    Contact@JebheMelli.net
    Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

    © Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.