|
انسان
آزاد
به
دنيا
آمده و
همه جا
در
زنجير
است (ژان
ژاک
رسو)
رنجهای
اسارت
و بی
عدالتی
در طول
تاريخ
جسم
جان
انسان
را چه
بسيارآزرده
و می
آزارد
و
زندان
اين
هيولای
دست
پروده
انسان
اشتهای
سيری
ناپذيرخودرا
برای
بلعيدن
آزادی
انسان
به
هرسو
ميکشاند
اما
بزرگترين
زندان
و
زنجير
انسان،
اسارت
خويشتن
به دست
خود می
باشد
انسان
درتلاش
برای
آموختن
و در
مسير
دانايی
و
آگاهي،
آزادی
خويش
رامی
سازد و
در
تاريکترين
سياهچالها
براوج
روشنايی
به
پروازدرمی
آيد.پرواز
نلسون
ماندلها
و
حضوررا
برفراز
قله
های
شعور
ورشادت
ازجنس
اين
آزادی
است.
تلاش
هوشمند
امير
انتظام
نيز
بيان
همان
حقيقت
به
روايت
ديگری
است من
با نام
و چهره
امير
انتظام
در
روزهای
داغ
انقلاب
آشنا
شدم در
آن
دوران
پرهيچان
و
انباشته
ازاحساس
و تحت
تاثير
فرهنگ
سياسی
حاکم
بر آن
زمان
از
اميرانتظام
که
آراسته
و مرتب
بود
فرسنگها
فاصله
داشتم
و حضور
او را
در
کابينه
در
راستای
انقلاب
نمی
دانستم
.
در
آبان1358ديوارهای
سفارت
آمريکا
زير
پای
دوستان
ضد
ليبرال
کوتاه
آمد و
غرور
آمريکا
در
مقابل
دانشجويان
انقلابی
جريحه
دارشد
و 444 روز
متفاوت
در
تاريخ
ديپلماسی
جهان
تجربه
گرديد
و امير
انتظام
نيز
گرفتار
گرديد.
(شعار
افشا
کن
اعدام
بايد
گردد)
بر
فضای
انقلابی
آن
زمان
حاکم
شد.
پس
از550 روز
بازداشت
،محاکمه
امير
انتظام
بدون
وکيل و
بدون
دسترسی
او به
اسناد
و
مدارک
و بدون
بهرمندی
ازامکان
دفاع
شروع
شد،
اتهامات
انتسابی
به او
بسيار
سنگين
بود1- ((شرکت
در
توطئه
انحلال
مجلس
خبرگان
و
مقابله
با
ولايت
فقيه )) 2-تمهيدو
تفريق
بين
مسلمين
و جدا
کردن
برادران
انقلابی
فلسطين
و ليبی 3-
فراری
دادن
سران
رژيم
فاسد
گذشته
و
انجام
ملاقاتها
و تماس
های
سری و
دادن
اطلاعات
به
دشمنان
انقلاب.
تا
سال 1374
از او
بی خبر
بودم
تا
اينکه
کيهان
هوائی
در
مطلبی
با
عنوان (آقای
امير
انتظام
دنيای
جاسوسی
دنيا
شجاعت
نيست)
عکس او
را با
دست
هايی
به
زنجير
کشيده
بر تخت
بيمارستان
چاپ
کرد،
اين
عکس
شديدا
مرا
متاثر
کرد و
به فکر
فرو
رفتم و
با
کنجکاوی
مطالب
مندرج
در
کيهان
هوايی 24
مهر را
دنبال
کردم.
امير
انتظام
با
جملات
تندی
اظهارات
آقای
سليمی
نمين
سردبير
کيهان
هوايی
را به
باد
انتقاد
گرفته
بود،
آقای
امير
انتظام
در
پاسخ
خود به
کيهان
هوايی
عنوان
می کند
که در 17
آذر
ماه 1370
در
سومين
سفرآقای
گالندوپل
عضو
کميسيون
حقوق
بشر و
نماينده
دبير
کل
سازمان
ملل
متحد،
عليه
جمهوری
اسلامی
اعلام
جرم
کرده و
پيشنهاد
خروج
بدون
قيد و
شرط از
زندان
را
نپذيرفته
است
همچنين
در
فرمهای
تقاضای
عفو که
بين
زندانيان
توزيع
شده
بود
نوشته
است ( من
به هيچ
کس و
هيچ
مقامی
اجازه
نمی
دهم تا
مرا
مورد
عفو
قرار
دهد
اين
مقامات
نظام
هستند
که
بايد
تقاضای
عفو
کنند) و
درخواسته
هميشگی
خود
مبنی
بر
اعاده
دادرسی
را
مجداد
تکرار
می کند.
در
سال 1374
آقای
رهبر
پور
رئيس
وقت
دادگاه
انقلاب
در
مصاحبه
مطبوعاتی
خود
اتهامات
تازه
ای به
او
وارد
می کند
که
آقای
امير
انتظام
با
پاسخ
بسيار
جسورانه
ای
اتهامات
را رد
می کند (
مرا از
مرگ
نترسانيد
که رقص
کنان
به پای
چوبه
دار
خواهم
رفت ).
زمان
می
گذرد و
بعضی
از
ادبيات
زمان
انقلاب
به
تدريج
کنار
گذاشته
می
شوند و
کلمات
نفرين
شده آن
دوران
در
گفتمان
جديدی
به
ادبيات
سياسی
راه
پيدا
می کند
که از
آن
جمله
حقوق
بشر-
جامعه
مدني-
قانون
مداري-
حاکميت
قانون
و.... می
باشند
و با
بازشدن
نسبی
فضای
سياسی
نام
آقای
امير
انتظام
دوباره
سرزبان
ها می
افتد
اين
بار نه
بعنوان
جاسوس
آمريکا
بلکه
درمقام
برنده
جايزه
حقوق
بشر
بنياد
دکتر
برونو
کرايسکي.
او
و
همسرش
خانم
الهه
امير
انتظام
مجوز
رسمی
خروج
از
کشور
را جهت
دريافت
جايزه
، بدست
می
آورند
ولی
آقای
امير
انتظام
به
خاطر
عشق به
وطن و
اينکه
ممکن
است
بعد از
خروج
از
کشور
اجازه
ورود
به وطن
را
دريافت
نکند
ايران
را ترک
نمی
کند و
اين در
شرايطی
است که
دريافت
جايزه
آبرومندانه
ترين
بهانه
برای
رهايی
از
زندان
و
درمان
دردهای
ناشی
ازحبس
طويل
المدت
بود،
اودر
پيام
خود به
مناسبت
دريافت
جايزه
برای
تحکيم
پايه
های
حاکميت
ملی
پيشنهاد
برگزاری
رفراندوم
می کند.
آقای
امير
انتظام
پس از 17
سال
تحمل
رنج و
محروميت
در
زندان
در آذر
ماه 1375
بخاطر
مشکلات
ناشی
از
بيماريهای
متعدد
بدون
هيچ
حکم با
قرار
قضائی
به
خارج
از
زندان
هدايت
می شود
در
شرايطی
که
مشغول
مداوای
خود
بود به
بهانه
مصاحبه
ای با
راديو
آمريکا
و افشا
گری
حوادث
زندان
اوين
تحت
مديريت
آقای
لاجوردی
مورد
خشم
مقامات
قضايی
قرار
گرفته
و به
خاطر
شکايتی
که
هرگز
منتهی
به
صدور
حکم
نشد
مجداد
روانه
زندان
می شود
بعد از
وقايع
کوی
دانشگاه
تهران
شرايط
زندان
برای
او سخت
ترشده
و
ممنوع
الملاقات
می
گردد.
اين
شرايط
ادامه
پيدا
می کند
تا
اينکه
در سال
1379 مجددا
برای
درمان
به
خارج
از
زندان
هدايت
ميشود،
آقای
امير
انتظام
در
بيرون
از
زندان
به
مداوای
خود
مشغول
می
گردد
تااينکه
بخاطر
انتشار
مقاله
ای تحت
عنوان(
رفراندوم
چرا و
چگونه)
و
مصاحبه
ای که
در اين
زمينه
انجام
می دهد
در
تاريخ
4/2/82 برای
تحمل
حبس
روانه
اقامتگاه
اصلی
خود
يعنی |