|
در
باب
کانديداتوری
آقای معين
هادی
خرسندی
دوشنبه
۹ خرداد ١٣٨۴
– ٣٠ مه ٢٠٠۵
شورا
اگر مزاجش
کلاً يبوستی
بود
افتادنش
به تِرتِر،
حکم حکومتی
بود
روزی
که غير شش تن،
باقی شدند
مردود
از
خاتمی اميد
تقبيح جنتی
بود
گفتند
خاتمی را،
عکس العمل چه
داري؟
گفتا
پسرعمويم
يکخرده
غيرتی بود
وقتی
صدای مشکوک
از بيت رهبر
آمد
آثار
انفجارش چون
بمب ساعتی
بود
حکم
است يا تقاضا
آيا صدای
مشکوک؟
تشخيص
بوی حکمش حقا
به راحتی بود
دکتر
معين* که رد
کرد حکم
حکومتی را
دانی
که علتش چيست؟
اول خجالتی
بود
هرچند
چون پلنگی
غريد اول کار
معلوم
شد پلنگش
يکخرده
صورتی بود
هرچند
همچو شيری
غرش نمود اول
معلوم
شد که شيرش
يکخرده
پاکتی بود
جز
سفسطه؛
دورنگي؛ در
نامه اش
نخواني
انشای
او نه سبک
صادق صداقتی
بود
اول
فريب خود باش،
بعداً فريب
مردم
در
مذهب ريائی
اين کار
نوبتی بود
ناگه
شعار « جمهور »
آمد به ياد
آقا***
فرمود
اخذ تصميم،
عقل جماعتی
بود
يعنی
در اين حقارت،
جمعی شريک
جرم اند
اين
خاتمی دوم،
جرمش شراکتی
بود
هادی
صفا نبينی در
اين قماش
مردم
کرباسشان
سر و ته، يک
جنس نکبتی
بود
--------------
*
آقای خاتمی
هم در اين
مرحله که بود
عنوان دکتر
داده بودندش!
اينجا البته
به ضرورت
شعری آمده.
تاريخ هم
دقيقتر
تکرار ميشود!
خصوصاً که
دکتر معين
ناز نازی هم
قرار است مثل
خاتمی با رأی
«زنان و
جوانان»
توسط خامنه
ای به آن سمت «منصوب»
شود! احتمال
هم دارد موش
مقام رهبری
جفتشان را
بخورد!
www.asgharagha.com
|