Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

DW: The most Historical Friday Praying with One Million Attendants
Shirin Ebadi Answers Questions on the Event
July 18, 2009

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

یران | 17.07.2009

تاریخی‌ترین نماز جمعه‌ در ایران با حضور بیش از یک میلیون نفر
مصاحبه با شیرین عبادی

 

نمازجمعه‌ی تهران با خطبه‌‌ها و امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شد. در این نمازجمعه‌‌ که شیرین عبادی آن را تاریخی می‌نامد، دو کاندیدای ریاست جمهوری میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز شرکت داشتند.

در طول برگزاری نماز جمعه (۲۶ تیرماه ۱۳۸۸) در حالی که شماری از هواداران احمدی‌نژاد تلاش داشتند با شعارهای خود سخنان هاشمی رفسنجانی را قطع کنند، بیش از یک میلیون نفر در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران علیه دولت احمدی‌نژاد، علیه سیاست‌های چین و روسیه در دفاع از دولت حاکم شعار می‌دادند. در این زمینه دویچه وله گفت‌وگویی داشت با شیرین عبادی، تلاش‌گر جهانی حقوق بشر.  

دویچه وله: خانم عبادی، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی پس از سه هفته حضور علنی پیدا کردند، آنهم در نمازجمعه‌ای که خطبه‌های آن را آقای هاشمی رفسنجانی برعهده داشت. فکر می‌کنید تا چه اندازه می‌‌توان این نماز جمعه را پراهمیت دانست؟ 

   علی اکبر هاشمی رفسنجانی در حین ایراد خطبه‌ی نماز جمعه‌ی تهران (۲۶ تیرماه)شیرین عبادی: این نماز جمعه یکی از تاریخی‌ترین نمازجمعه‌های ایران و بلکه جهان اسلام است. علت اهمیت‌اش فقط حضور آقایان کروبی و موسوی نیست، بلکه حضور چشمگیر مردم که بیش از یک میلیون گزارش می‌شود، و این بسیار بااهمیت است. از سوی دیگر مردم در اینجا شعارهایشان را عوض کردند. شعارها قبلا بوسیله‌ی فردی که به شوخی از سوی مردم "وزیر شعار" لقب داده شده بود هدایت می‌شد و دائما این شعار تکرار می‌شد که "مرگ برآمریکا، مرگ بر غرب‌‌، مرگ بر اسراییل". اما شعار خودجوش مردم در این خطبه "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه" بود و علتش هم این است که دولت جمهوری اسلامی ایران تاکنون مدعی بوده که از مسلمانان دفاع می‌کند، اما چشم‌اش را بر کشتار مسلمانان بی‌دفاع در چچن و در چین می‌بندد. علتش هم این است که آنها شریک سیاسی و اقتصادی ایران هستند. دولت ایران در شورای امنیت همواره دو رأی مثبت چین و شوروی را دارد، و مردم این را می‌دانند. مردم می‌دانند که دولت ایران به اتکای حمایت روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل با مردم بدرفتاری می‌کند و در داخل دست به نقض آشکار حقوق بشر می‌‌زند. بنابراین، این خطبه از این جهت تاریخی بوده که مردم برای اولین‌بار خودشان بدون هدایت "وزیر شعار"، شعار می‌دهند و شعارشان این بار "مرگ برچین" و "مرگ بر روسیه" است. زیرا آنها همواره حمایت‌گر دولت جمهوری اسلامی بودند، خصوصا در شورای امنیت سازمان ملل متحد.

فکر می‌کنید با انتقادهای مستقیم و غیرمستقیمی که آقای هاشمی رفسنجانی به حکومت کرد، می‌توان این را به معنای تفاهم با اپوزیسیون تعبیر کرد؟

هم بله و هم خیر. آنچه آقای رفسنجانی گفتند، عین حقیقت است که اپوزیسیون می‌گوید. ولی این تمام حرف اپوزیسیون نیست. ازجمله آنچه همه علاقمند بودند که آقای رفسنجانی اضافه برآنچه گفتند بدان اشاره کنند، تعداد کشته‌شدگان بود. و این‌که چرا افرادی که در روزهای ۲۴ و ۲۵ خرداد کشته شدند، در خیابان به وسیله‌ی مأمورین دولتی، جسد آنها را ده‌ها روز نگه می‌دارند و بعد دانه دانه تحویل خانواده‌ها می‌دهند و ازشان رسید می‌گیرند که اینها در تظاهرات کشته نشده‌اند و حق ندارند که راجع به اینها حرف بزنند و مراسم یادبود بگذارند. بنابراین آنچه آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گفته‌اند عین واقعیت بود، ولیکن تمام واقعیت نبود. واقعیت متأسفانه دردناکتر از آنچه هست که ایشان گفتند. 

  حملات نیروهای ضدشورش و لباس‌ شخصی در روز جمعه ۲۶ تیرماهآقای رفسنجانی گفته‌اند، بگذارید مردم و رسانه‌ها حرفشان را بزنند. آیا این به معنای خواست آزادی بیان است؟ آیا انتظار داشتید که آقای رفسنجانی به این گونه با صراحت صحبت بکنند؟ 

خواست آزادی بیان در ایران سال‌هاست که از سوی مردم و ژورنالیست‌ها و ارباب جراید مطرح شده است. و الان بسیار خوشحالم که این خواست مورد تأیید یکی از افراد بانفوذ حکومت قرار گرفته است و بدین شیوه خواست مردم و حقانیت آنها در آزادی بیان به اثبات رسیده است. یعنی الان با شنیدن این حرف تمام دنیا می‌فهمد که اعتراض مردم به سانسور شدیدی که در ایران است، درست بوده. حتا از تریبون نماز جمعه دومین شخصیت مهم ایران از نبود آزادی بیان گله می‌کند! پس بنابراین آنچه مردم و ما قبلا اعتراض می‌کردیم و می‌گفتیم که ایران بزرگترین زندان خبرنگاران در سطح جهان است، این را حالا دیگر همه باور می‌کنند. بله! معنای این حرف این است که آزادی بیان در ایران بسیار محدود است. 

آقای رفسنجانی دعوت به آشتی میان دو اردوگاه متخاصم کرده است. فکر می‌کنید بدین گونه وضعیت در ایران آرام‌تر خواهد شد؟ 

ببینید، قبل از این که بین دو گروه رقیب آشتی برقرار بشود، بایستی به آشتی بین مردم با حکومت اندیشید. این مردم هستند که دارند بتدریج از حکومت فاصله می‌گیرند. بنابراین باید کاری کرد که مردم اعتمادشان به حکومت برگردد و این فاصله را کم بکنند. به نظر من آنچه در ایران اتفاق افتاده و جریان دارد، فقط رقابت انتخاباتی نیست. فقط مسئله این نیست که دو گروه سیاسی مقابل هم ایستاده‌اند و می‌خواهند سر قدرت با همدیگر منازعه داشته باشند. نخیر! این مردم هستند که در میدان هستند و گله‌های دیرینه‌ی خودشان را الان بر زبان می‌آورند. چنانچه در شعار خودجوش نمازجمعه دیدیم. می‌گویند: "مرگ برچین" و "مرگ بر روسیه". مگر چین و روسیه در منازعات انتخاباتی دخالت داشتند. نه، این طور نیست. پس چرا مردم می‌گویند "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه"؟ برای این‌که دولت ایران مرتکب نقض حقوق بشر شده است، آنهم بارها و بارها، سال‌ها و سال‌ها. مردم اعتراض کردند، ولیکن همواره در شورای امنیت چین و روسیه از اعمال ایران حمایت کردند و این در حالتی‌ست که هر دو کشور خودشان از ناقضان مهم حقوق بشر در جهان هستند و از افرادی هستند که مسلمان‌ها را بی‌دفاع و بیگناه می‌کشند. 

  شادی صدر، حقوقدان و فعال جنبش برابری‌خواهی زنان در حین ورود به محوطه‌ی نماز جمعه توسط لباس‌شخصی‌ها ربوده شددر دنباله‌ی همین صحبت شما در مورد رابطه‌ی ‌میان مردم و حکومت، آقای رفسنجانی در سخنان خودشان  به حکومت نسبت به فقدان اعتماد میان مردم و حکومت هشدار دادند و خواستار این شدند که این اعتماد میان مردم و حاکمیت احیا بشود. فکر می‌کنید در این وضعیت بحرانی چنین اعتمادی قابل احیا است؟ 

بله، اگر عقلانیت به خرج داده بشود و اگر به حرف مردم گوش بدهند، طبیعتا مردم هم اعتمادشان را برمی‌گردانند. و برای این کار، من قبلا هم بارها گفته‌ام، چهار مسئله باید اتفاق بیفتد. در درجه‌ی اول خشونت‌های دولتی باید متوقف بشود، و حال آنکه دیدیم حتا در نمازجمعه‌ی امروز هم خشونت اتفاق افتاد و به سوی مردم بیگناهی که برای نمازخواندن می‌رفتند حمله کردند. ازجمله اشاره می‌کنم به دستگیری خانم شادی صدر که در حقیقت او را دستگیر نکردند، بلکه ربودند. عده‌ای لباس شخصی بدون داشتن هیچ حکمی کشان کشان یک زن مسلمان را که به نمازجمعه می‌رفت آنچنان دستگیرش کردند که حتا روسری و لباسش ازتن‌اش بیرون آمد. این شیوه‌ی رفتار با مردم بایستی متوقف بشود. دوم، کلیه‌ی دستگیرشدگانی که بعد از انتخابات دستگیر شده‌اند، بایستی فوراً بدون قید و شرط آزاد بشوند. سوم به آسیب‌دیدگان و خانواده‌ی شهدایی که بعد ازانتخابات جان خودشان را در راه آزادی از دست دادند، بایستی خسارت پرداخت بشود. و چهارم، این انتخابات باید باطل اعلام شود، و انتخابات دیگری تحت نظارت سازمان ملل متحد برگزار گردد. با این چهار شرط است که مردم اعتمادشان برمی‌گردد . هرکدام از این چهار شرط بخواهد حذف بشود، بازجای اما واگر باقی می‌ماند و مردم فاصله‌شان را با حکومت حفظ می‌کنند. همچنانکه تا الان هم حفظ کرده‌اند. 

   مردمی که قصد شرکت در نماز جمعه داشتند، مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی ضدشورش و لباس شخصی قرار گرفتندبا این شروطی که شما ذکر کردید، به نظر می‌آید چنین اعتمادی قابل احیا نیست. زیرا از قرار معلوم حاکمیت مقاومت می‌کند. بنابراین می‌پرسیم، آیا نظام حکومتی ایران دستخوش بحران شده است؟ 

مسلماً آنچه در ایران هست حالت عادی نیست و بحران یکی از نام‌هایش است. مردم می‌بینید که از هر فرصتی برای بیان آلام خودشان برای بیان گله‌های سالیان سال خودشان دارند استفاده می‌کنند. حکومت بایستی عاقل باشد. با چند حرکت سیاسی که به سمت مردم می‌تواند برود، می‌تواند از آنها دلجویی کند و دو مرتبه همان مردم خوب مهربان پشتیبان حکومت خواهند بود. اما آن چهار شرط باید اتفاق بیفتد. 

حالا پس از این نماز جمعه‌ که به نظر شما نمازجمعه‌ای تاریخی بوده، فکر می‌کنید اعتراض‌ها همچنان ادامه خواهند یافت؟ 

بله. چگونه می‌شود مادری که بیش از بیست روز است به دنبال فرزندش می‌گردد و بعد متوجه می‌شود جسد فرزندش در این مدت در سردخانه بوده و به او نمی‌گفتند و منتظر بودند سروصداها بخوابد، آیا این مادر باید فراموش کند؟ چه طور می‌شود که خانواده‌ی تعداد کثیری که اعضایشان در زندان هستند، اینها فراموش کنند که عزیزانشان اسیرند؟ چه گونه می‌شود افرادی که فقط به صرف این که ما اعتراض داریم به خیابان آمدند، آنچنان کتک خوردند که استخوانشان شکسته و زخمی‌شده‌اند، این آلام را فراموش کنند؟ و چگونه می‌شود که مردم گله‌های سالیان سال را به این راحتی فراموش کنند؟ بنابراین من به شما قول می‌دهم آنچه در ایران اتفاق افتاده است فروکش کردنی نیست. اعتراضات مردم تمام نشده است. جنبش تمام شدنی نیست. فقط رنگ عوض می‌کند. یک موقعی به صورت خیابان آمدن، یک موقعی هم به صورت شعار "الله اکبر"، یک موقع هم به صورت کمیته‌ی مادران عزادار و شیوه‌های دیگر. مردم ایران خلاقیت دارند. علی‌رغم سرکوب‌هایی که می‌بینند، علی‌رغم سانسورهایی که هست، اعتراض خودشان را بیان می‌کنند. من خوشحالم که بگویم مردم ایران به آن درجه از بلوغ سیاسی رسیده‌اند که اعتراضات خود را بسیار مسالمت‌آمیز بیان کنند. این اعتراضات تمام شدنی نیست. 

مصاحبه‌گر: داود خدابخش

تحریریه: بهرام محیی

 

 

تاریخی‌ترین نماز جمعه‌ در ایران با حضور بیش از یک میلیون نفر

شیرین عبادی: پرسش‌ها و پاسخ‌ها

سفر شیرین عبادی به آلمان با استقبال کم‌سابقه‌ی رسانه‌های این کشور روبه‌رو شد. شبکه‌های بزرگ رادیویی و تلویزیونی آلمان و همچنین هفته‌نامه‌ها و روزنامه‌های مهم این کشور، گوشه‌هایی از سخنان ایشان را بازتاب دادند.

 ایران - 17  ژوئیه 2009
 

شیرین عبادی

بسیاری از ایرانیان نیز با شنیدن خبر سفر خانم عبادی به آلمان ابراز تمایل کرده بودند، با ایشان دیدار و گفت‌وگو داشته باشند. از آنجا که چنین امری ممکن نبود، دویچه وله تصمیم گرفت، فضایی برای کاربران و شنوندگان ایجاد کند. ما از شما خواستیم، پرسش‌هایتان را از خانم عبادی، برای ما ارسال کنید و قول دادیم که این پرسش‌ها را با خانم عبادی در میان خواهیم نهاد. نتیجه‌ی این کار ده‌ها پرسش بود که امکان طرح همه آن‌ها نبود. اما ما کوشیدیم که پرسش‌ها را دسته بندی کرده و از طرح پرسش‌های تکراری خودداری ورزیدیم. این پرسش‌ها در گفت‌وگویی با خانم عبادی مطرح شدند و ایشان نیز به آن‌ها پاسخ گفتند.

خانم عبادی، آقای تیرداد گ. نامه‌ای نوشته و پرسیده است که با توجه به نقشی که خانم سان سوچی یا نلسون ماندلا بازی می‌کنند و در جنبش ایران ما احتیاج به یک رهبری قوی داریم، شما چرا این نقش را به‌عهده نمی‌گیرید؟

عبادی: خانم سان سونچی و نلسون ماندلا اینها رهبران سیاسی بودند و رهبران احزاب سیاسی، من مدافع حقوق بشر هستم. فرق بین رهبر سیاسی یا حزب سیاسی و مدافع حقوق بشر در این است که رهبر سیاسی جلوی مردم حرکت می‌کند و به مردم راه را نشان می‌دهد و می‌گوید این کار را بکنید، این کار را نکنید. این شعار را بدهید، آن شعار را ندهید. و مدافع حقوق بشر پشت سر مردم حرکت می‌کند. می‌بیند مردم در راهی که می‌روند، در خواسته‌ای که دارند اگر مواجه با مشکلات شدند، اگر از راه بازماندند، کمک‌شان می‌کند که به خواسته‌هایشان برسند. من همواره بعنوان مدافع حقوق بشر کار کرده‌ام و در این ارتباط از زندانیان سیاسی که به جرم عقیده به زندان رفتند دفاع کرده‌ام. من مدافع حقوق بشر هستم، نه رهبر سیاسی. و در این ارتباط کار اصلی من دفاع در دادگاه از متهمین سیاسی‌ـ عقیدتی است. یعنی کسانی که به جرم داشتن عقیده یا به جرم فعالیت‌های سیاسی به زندان افتاده‌اند. در این ارتباط از مجاهد دفاع کردم، از سلطنت‌طلب دفاع کردم، از مذهبی دفاع کردم، از کمونیست دفاع کردم، از مسلمان دفاع کردم، از بهایی دفاع کردم، بدون اینکه الزاما خودم با آنها همسو باشم و آنها را تأیید و یا تکذیب کنم. من به دنبال آزادی بیان بوده‌ام. به دنبال این بوده‌ام که جامعه‌ای داشته باشیم که هر کس بتواند حرفش را بزند. هر کس بتواند هر عقیده‌ای و مرامی که دارد بیان بکند. هر کس بتواند راه خودش را مسالمت‌آمیز ادامه بدهد. من لیدر سیاسی نیستم. هیچ وقت هم ادعا نداشتم. و در عین حال توجه داشته باشید که افرادی مثل نلسون ماندلا که بسیار مورد احترام شخص من هستند و یا همکار و خواهر عزیز من خانم سان سوچی که من در عرصه‌ی بین‌المللی برای حمایت از ایشان بسیار فعال هستم، اینها هیچ کدام خودشان را مدافع حقوق بشر معرفی نکرد‌ند، بلکه اینها لیدر سیاسی بودند و مردم ما بایستی فرق بگذارند بین لیدر سیاسی و مدافع حقوق بشر. من لیدرسیاسی نبودم، اما سعی می‌کنم مدافع حقوق بشر خوب و صادقی باشم.

خانم عبادی، آقای محمود از آلمان پرسیده است، شما چندتا حکومت دیکتاتوری را می‌شناسید که بشود با گفتن حرف و به شکل مسالمت‌آمیز آنها را متقاعد کرد که دست از ستم و سرکوب بردارند؟ به نظر شما آیا نباید نقش بیشتری را در وادارکردن حکومت‌های سرکوبگر به کناره‌گیری داشته باشیم؟

عبادی: همان طور که گفتم من لیدر سیاسی نیستم و امیدوارم هموطنان من این مسئله را درک بکنند. من رهبر حزب نیستم و در عین حال من با هر نوع حرکت خشونت‌آمیز مخالفم. هر حرکت خشنی می‌تواند واکنش خشن‌تری را به دنبال داشته باشد. من معتقد هستم راهی که مردم بعد ازانتخابات در پیش گرفتند، بسیار شیوه‌ی درستی بود. یعنی در اثر فعالیت من و سایر همکارانم مبنی بر این که انتخابات باید چگونه اجرا بشود؟ حقوق سیاسی مردم چیست؟ و در اثر فعالیت سایر افرادی که در جامعه‌‌ی مدنی عمری را سپری کرده‌اند و نقش آموزگار و معلم را برای جامعه داشته‌اند، جامعه به تحرک درآمد. و ما دیدیم که با چه شیوه‌ی مسالمت‌آمیز و متمدنانه‌ای حرکت کرد. تا حدی که دنیا واقعا متحیر شد از تمدنی که در ایران وجود دارد. یک میلیون آدم روز اول به خیابان آمدند بدون این که حتا یک شیشه شکسته بشود! و دیدیم که حرکتهای مسالمت‌آمیز تا الان هرچند منجر به پیروزی کامل مردم نشده است، اما نشانی از پیروزی درآینده‌ای نه چندان دور دارد.

خانم میترا آرامی پرسیده است، با توجه به این که شما مرتب به کشور اتریش مسافرت می‌کنید و آقای پیلس درآنجا گفته است که مدارکی علیه ایران در دست دارد، چرا دولت اتریش خبررسانی نمی‌کند و چه کار باید کرد که در این رابطه این مدارک منتشر بشود؟

عبادی: من باید بگویم که به اتریش زیاد سفر نمی‌کنم. تقریبا سالی حداکثر یکبار در حد سایر کشورهای اروپایی. اگر مدارکی در دست هست علیه ایران وقانون اجازه‌ی انتشار آن را می‌دهد، ایرانیان مقیم اتریش بایستی در این زمینه فعالیت بیشتری بکنند. و در همین جا من توجه شما را به این نکته جلب می‌کنم که طبق قوانین در برخی از مراحل تحقیقاتی انتشار مدارک ممنوع شده است. بنابراین بایستی ببینیم آنچه هست چیست و آیا قانونا می‌توانند منتشر کنند یا نه؟ و اگر مشکل قانونی نداشته باشد، ایرانیان مقیم اتریش بایستی فعال باشند.

سوال بعدی ایشان این بوده که پرسیده، آخرین فعالیت شما در فیس‌بوک مربوط می‌شود به ماه مه. چرا این فعالیت را ادامه ندادید؟

عبادی: من باید بگویم که اساسا متاسفانه در فیس‌بوک نیستم. فعالیتی هم در این زمینه ندارم و فرصت خواندن فیس‌بوک‌ها را هم ندارم. من فقط اخبار را می‌توانم مطالعه کنم.

یکی از کاربران‌مان که نخواسته خودش را معرفی بکند، از شما پرسیده چگونه می‌توانیم سبز بمانیم؟ و گفته است با توجه به این که تمام راه‌های ارتباطی با رهبران جنبش قطع شده است، من به عنوان یک فرد کوچک این جنبش سبز می‌خواستم از شما بپرسم چه کار باید کرد؟

عبادی: به گمانم باز بایستی به سوال اول مراجعه بکنید، درحقیقت به پاسخ اول. من لیدر سیاسی نیستم. این را بایستی از افراد سیاسی که به آنها اعتقاد دارید سوال بکنید که چه بایستی کرد. من در حد یک مدافع حقوق بشر می‌گویم، بر خواسته‌های مشروع و برحق خودتان ایستادگی کنید. مسالمت‌آمیز رفتار کنید. مسلما روزی پیروز خواهید شد.

یک خبرنگار کرد از روزنامه‌ی «هاولاتی» که همان همشهری می‌شود از کردستان عراق نامه‌ای نوشته و چند سوال مطرح کرده است. از جمله پرسیده که آیا نتایج انتخابات بهانه‌ی اصلی راهپیمایی‌ها و ناآرامی‌ها بود و یا دریچه‌ای برای بیان و گفتن زخم‌های کهنه‌ی مردم؟

عبادی: در حقیقت به عقیده‌ی من هر دو. مردم از وضعیت خودشان ناراضی بودند و در آرزوی تغییر بودند. نکته‌ی بسیار با ارزشی که وجود دارد، حرکت مسالمت‌آمیز مردم است که امیدوارم همواره حرکت‌های مردمی این چنین مسالمت‌آمیز و متمدنانه باشد.

سوال بعدی ایشان. پرسیده است، تفسیرهای جداگانه‌ای برای حضور خامنه‌ای و رفسنجانی در رأس مشکلات ایران می‌شود. آیا می‌شود گفت که این یک دعوا برای رهبری است؟

عبادی: من هیچ وقت جزو هیچ حکومتی نبودم. از مسایل پشت پرده هم بی‌اطلاع هستم. اما آنچه باعث شد مردم به خیابان بروند، اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات و اعتراض به وضعیت خودشان بود. مردم به خیابان رفتند و خواسته‌های خودشان را بیان کردند.

پرسش دیگر ایشان، گفته است، شما ازاتحادیه‌ی اروپا و سازمان ملل خواستید که نماینده‌ی خودشان را به ایران بفرستند. آیا تا به حال اقدامی در این مورد صورت گرفته است؟

عبادی: بله. سازمان ملل هیأتی گزارشگر تعیین کرده است. اسامی‌شان را هم در سایت‌ها نوشته‌اند. اما هنوز دولت ایران اجازه‌ی ورود به اینها را نداده است.

این روزنامه‌نگار کرد عراقی در آخرین سوالش پرسیده که زنان این بار نقش چشمگیری در راهپیمایی‌ها داشته‌اند. شما این را چگونه تفسیر می‌کنید؟

عبادی: کسانی که ناراضی‌تر بودند، نقش‌شان در راهپیمایی‌ها چشمگیرتر بود، و زنان از آن گروه هستند. زنان ایران به علت قوانین تبعیض‌آمیزی که بعد از انقلاب به آنها تحمیل شد، از وضعیت‌خودشان ناراضی هستند و خواهان تغییر. بنابراین حضور چشمگیرتری دارند.

مینا آ.، کاربر دیگری پرسیده است وقتی شرایط عادی قانونی برای اعتراض به بازداشت‌های غیرقانونی در ایران وجود ندارد، آیا می‌شود از طریق مراجع بین‌المللی در این زمینه اقدام کرد؟

عبادی: هم بله و هم نه! یعنی تا حدودی می‌شود. و علت درخواست من ازسازمان ملل متحد برای اعزام گزارشگران حقوق بشر به ایران همین بود. خوشبختانه با این درخواست موافقت شده و گزارشگران هم مشخص شده‌اند. اینها باید بیایند به ایران و گزارش تهیه کنند. و اگر دولت ایران اجازه‌ی ورود به اینها ندهد، این خودش برگ دیگری می‌شود برای این که دولت ایران مرتکب نقض حقوق بشر می‌شود. و اگر یک دولتی به طور گسترده مرتکب نقض حقوق بشر در جهان بشود، مقررات حقوق بین‌الملل راه‌های متعددی دارد برای این که آن دولت را وادار به احترام به ضوابط حقوق بشر بکند.

کاربری به اسم سایار سوالی را به آلمانی مطرح کرده است. گفته آیا شما به قانون اساسی جمهوری اسلامی اعتقاد دارید؟ و آیا می‌شود در چارچوب این قانون به برابری زن و مرد دست یافت؟

عبادی: من به عنوان یک حقوقدان تا زمانی که قانونی وجود داشته باشد باید به آن قانون احترام بگذارم، ولو این که قلبا هم انتقاداتی داشته باشم. بله، من به قانون اساسی انتقادات بسیاری دارم، اما تا زمانی که جنبه‌ی قانونی دارد به عنوان یک حقوقدان باید به آن توجه کنم و در محاکم از آن استفاده کنم به نفع موکلین خودم. قانون اساسی ایران در زمینه‌ی برابری حقوق نواقصی دارد که مورد اعتراض من هم هست.

پرسش دیگری مطرح شده است از خانمی به اسم مونا از تهران. پرسیده است، لطفا بیان کنید تکلیف مردم ما با این سرکوب‌های گسترده چیست؟ چه کسی می‌تواند به دردهای ما رسیدگی کند؟ چرا ما جوانان باید مقهور تصمیم افرادی مثل مصباح یزدی، خامنه‌ای، احمدی‌نژاد و کسانی شویم که تعداد آنها حتا به انگشتان دست هم نمی‌رسد؟

عبادی: من همواره برای آزادی بیان فعالیت کرده‌ام و بیش از هفده سال است که از زندانیان سیاسی‌‌‌ـ عقیدتی، یعنی کسانی که به جرم عقیده و بیان در ایران در زندان هستند مجانی دفاع کرده‌ام. من همواره مردم را کمک کرده‌ام که روی پای خود بایستند، حرف خود را بزنند و به آنها شهامت گفتار داده‌ام. من لیدر سیاسی نیستم که بخواهم بگویم فردا به خیابان بیایید یا این که فلان کار را بکنید. مردم ایران با راهپیمایی مسالمت‌آمیز خود در روز ۲۴ خرداد بلوغ سیاسی خودشان را نشان‌داده‌اند.

خانم رؤیا یک دانشجوی ایرانی در آلمان پرسیده است که اگر ما دانشجویان ایرانی مقیم آلمان بخواهیم بدانیم که چگونه می‌شود علیه آقای خامنه‌ای به اتهام نقض حقوق بشر شکایت کنیم، آیا شما وکالت ما را به‌عهده خواهید گرفت؟ ما حاضریم در هر دادگاهی، چه داخل و چه در خارج ازایران، با صلاحدید شما شکایت خود را مطرح کنیم.

عبادی: قبل از طرح هر دعوایی چه آنچه مورد نظر شماست و چه هر دعوای دیگری، بایستی ببینیم که اساسا مسایل حقوقی اجازه‌ی طرح چنین دعوایی را می‌دهد یا نه؟ هنوز به نظر من راه حل حقوقی برای این موضوع وجود ندارد. بنابراین پاسخ شما این است که نخیر، من قبول نمی‌کنم. چون راه حل حقوقی ندارد.

آقای مازیار فرهنگ از سوئد پرسیده است، آیا بزودی به ایران باز خواهید گشت؟ و در ضمن پرسیده است برنامه‌ی شما برای هدایت مردم تا رسیدن به دموکراسی چیست؟ و آیا گمان دارید آدم‌هایی مثل موسوی و کروبی خواهان دگرگونی‌های بنیادین در ایران هستند؟

عبادی: من قصد قضاوت راجع به هیچ یک ازکاندیداها را ندارم. من جهت‌گیری سیاسی ندارم. برای من نام افراد، نام رییس جمهور، حتا نام حکومت مهم نیست. برای من مهم این است که حکومتی چگونه با مردم رفتار می‌کند. و در همین ارتباط است که بعد از انتخابات به علت نقض گسترده‌ی حقوق بشر در ایران فعالیتم را بیشتر کرده‌ام. من به ایران بزودی برمی‌گردم. برای اینکه همسر من، بستگان نزدیک من، منزل من و همه‌ی وجود من، از همه مهم‌تر، قلب من در ایران است و من باید به ایران برگردم.

خانم دنیا پرسیده است آیا خانواده‌های قربانیان اخیر مثل ندا یا کسانی مثل او که در زندان کشته شدند، می‌توانند از سران دولت به اینترپل یا دادگاه بین‌المللی شکایت کنند؟

عبادی: فعلا مقررات حقوق بین‌الملل چنین اجازه‌ای نمی‌دهد.

آقای حسن پرسیده است، از دارایی‌های مصادرشده‌ی ایران در خارج آیا می‌شود برای استفاده در کسب آزادی ملت ایران از قید حکومت دیکتاتوری حاکم استفاده شود؟

عبادی: در هر کشوری وضعیت حقوقی فرق می‌کند. بنابراین بایستی با حقوقدانان محلی صحبت کنید.

 

 

بازگشت به صفحه اول

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright  Iran National Front USA, all rights reserved.